Total Pageviews

Saturday, February 3, 2024

دعا و پرستش بخش جدایی ناپذیر و مهمترین بخش زندگی روحانی یک ایماندار است

 دعا و پرستش به معنای حقیقی یعنی تسلیم کامل خودمان به خداوند بنابراین نقشی حیاتی در تداوم حیات روحانی و نیز رشد شخصیت روحانی دارد. در واقع ایمانداری که وقت کافی و زمانی مشخص به دعا وپرستش خداوند  نمی دهد، نمی تواند زندگی پیروزمندانه و شخصیت مسیحی بالغی داشته باشد.

اگر هدف آفرینش انسان را مشارکت با خدا بدانیم، دعا به این هدف تحقق می بخشد. ولی باید بخاطر داشت که با خواندن بهترین کتابها در مورد دعا نمی توان دعا کردن را یاد گرفت و تنها با وارد شدن در گفتگوی صمیمانه با خدا می توان دعا را آموخت.

در دعا باید بیاد داشته باشیم که نه با وجودی ناشناخته و اسرارآمیز بلکه با خدایی که در کتاب مقدس و عیسی مسیح خود را آشکار کرد سخن می گوییم و مشارکت داریم. 

 کتاب مقدس شرح آشکارسازی خدا به انسان است و پیش از شروع دعا بیاد آوریم که  می خواهیم با خدایی که در کتاب مقدس خود را آشکار کرده و خود را پدر آسمانی معرفی می کند سخن بگوییم.

پرستش 

واژۀ پرستش به‌معنای ابراز تشکر و قدرشناسی قلبی است. در عهدعتیق پرستش در قالب "حمد و ثنا"، "عرض حال"، "تقدیم قربانی"، "نذر کردن" (نه به‌معنای معامله با خدا بلکه ابرازِ عملی تشکر) و "کلاً تقدیم خود"، بیان می‌شد. عهدعتیق به‌کرات بر لزوم پرستشی تأکید می‌ورزید که در آن برگزاری مراسم و آیین جایگزین حالت وجودی شخصی نگردد. اگر فرد صادقانه با تمام قلب خود در حضور خدا حاضر نمی‌شد، پرستش او مقبول نبود (مزمور ۴۰:‏۶-۸؛ عاموس ۵:‏۲۱-۲۴). در واقع پرستش، پاسخ انسان به عملکرد سرشار از فیض و رحمت خداست.


پرستش واکنش انسان به کنش خداست (عبرانیان ۱۳:‏۱۵ و انجیل مرقس ۱۰:‏۴۵) و هر چه این واکنش آگاهانه‌تر صورت گیرد، پرستش با محتواتر می‌گردد. عهدجدید نیز به‌صراحت تقدیم همۀ وجود و زندگی خود به خدا را پرستش قلمداد می‌کند (رومیان ۱۲:‏۱). به یک معنا، عملکرد غیر از آن در نقطۀ مقابل پرستش قرار می‌گیرد. عهدجدید نیز همچون عهدعتیق پرستشی که ما را نسبت به نیازهای نیازمندان بی‌تفاوت می‌کند، مزمت می‌نماید چرا که ابراز لطف و محبت به خدا می‌باید در خود شخص چنین رویکردهایی را نسبت به دیگران ایجاد کند.

Tuesday, December 12, 2023

چرا عیسی پس از رستاخیزش آن تکه پارچه کتان را تا کرد؟

 در انجیل یوحنا باب ۲۰ آیه ۷ می خوانیم که آن دستمالی که با آن سر و صورت عیسی مسیح را پوشانده بودند، به کناری همراه با پارچه های کفن انداخته نشده بود، بلکه کلام خدا در یک آیه کامل برای ما توضیح می دهد که آن پارچه خیلی مرتب و جداگانه تا شده و در جایی دیگر گذاشته شده بود. روز یکشنبه، صبح خیلی زود، وقتی هنوز هوا تاریک بود، مریم مجدلیه به سر قبر عیسی آمد و دید که سنگ قبر به کناری غلطانده شده است. پس دوان دوان رفت و شمعون پطرس و دیگر شاگرد را که عیسی او را خیلی دوست داشت را پیدا کرد و به آنها گفت که آنها بدن خداوند را برده اند، عیسی در قبر نیست، و من نمی دانم او را کجا برده اند. پطرس و آن شاگرد دیگر دویدند تا قبر خالی را با چشمان خودشان ببینند... آن شاگرد دیگر زودتر از پطرس سر قبر عیسی رسید. او آنجا ایستاد و به داخل قبر نرفت ولی آن دستمال را دید. 

وقتی شمعون پطرس به آنجا رسید وارد قبر شد. او هم پارچه کفن را دید و همچنین پارچه ای که با آن سر مسیح را پوشانده بود در کناری گذاشته شده بود. 

آیا این موضوع مهم بود؟ حتما! بله این نکته ای بسیار مهم است. 

اگر بخواهیم اهمیت آنرا بدانیم خوب است که کمی در باره آداب و رسوم یهودیان آن زمان بدانیم. دستمال تا شده رسم و آدابی بود بین ارباب و خدمتکار و این را هر جوان یهودی می دانست. 

رد و می خواهد آماده کند...

سفره شام خیلی مرتب چیده می شد و خدمتکار باید دور از چشم اربابش در کناری منتظر می ماند تا اربابش شامش را تمام کند. خدمتکار حق اینرا نداشت که تا قبل از تمام شدن غذای اربابش دست به چیزی بزند. حالا اگر ارباب غذایش تمام شده و دیگر تمایلی به خوردن نداشت با دستمالی که در کنارش بود دستها و دهان و ریشش را پاک می کرد و دستمال را در سفره می انداخت و می رفت. 

و آنموقع خدمتکار می دانست که می تواند میز را پاک و سفره را جمع کند. در آن زمان دستمال مچاله شده به معنی "تمام شده" بود. 

اما اگر ارباب دستمالش را تا می کرد و در کنار بشقابش می گذاشت، آن‌وقت خدمتکار می دانست که نباید دست به سفره یا میز بزند، چون دستمال تا شده به این معنی بود که "بر میگردم". 

او بر می گردد!

Sunday, October 22, 2023

نجات پیدا کنیم

 "زیرا او می‌فرماید: «در زمان مطلوب به تو گوش دادم، و در روز نجات تو را كمک كردم» گوش بدهید! این زمان، زمان مطلوب است و امروز، روز نجات!"

دوم قرنتیان 6:2 


چه رحمت غیر قابل توصیفی است که در چنین زمانی زندگی کنیم! ما گناهکارانی بیچاره،‌ گمگشته و بی‌ارزشیم اما الان روزی است که نجات بدون بها و رایگان -از راه ایمان به عیسی مسیح- بخشیده می‌شود. خداوند ما را از عشق و علاقه و از زیر سلطه و پی‌ آمدهای گناه نجات داده و روح قدوسش را به ما می‌دهد. 


او شریعت را بر دلهای ما حک نموده و گامهای ما را به راه صلح و آرامش هدایت می‌کند. او مسیح را به ما می‌دهد؛ که نجات‌ دهنده است، به ما فیض می‌بخشد؛ که بر گناه غلبه می‌کند و بهشت را به ما هدیه می‌کند تا وقتی که سفرمان در این دنیا به پایان رسید از آن لذت ببریم. 


الان روزی است که او در کار رها ساختن قوم خویش است؛ خداوند قدرت، حکمت، کلام، گردش روزگار و فرشتگان خود را برای رهایی ما به کار می‌گیرد. پس دیگر چه جای ترس است؟ از چه کسی هراس داشته باشیم؟ 


بیائیم تا به سوی تخت فیض بشتابیم و به یاد داشته باشیم که اکنون روز نجات است. بیائیم تا برای نجات از تمامی چیزهایی که آرامش ما را به هم ریخته، جلو شادی و خوشی درونی ما را گرفته و یا مانعی است بر سر راه زندگی مسیحی دست به دعا برداریم. 


بگذاریم تا هیچ جایی برای نا امیدی و سر‌خوردگی نباشد زیرا الان روز مژده نیک است؛ یعنی ایمان بیاوریم و رستگار شویم، دعا کنیم و نجات پیدا کنیم٬‌ منتظر خداوند زنده و حقیقی بمانیم و او دلمان را قوی خواهد گردانید. 


"زیرا به‌سبب فیض خداست كه شما از راه ایمان نجات یافته‌اید و این كار شما نیست بلكه بخشش خداست."

افسسیان 2:8

Friday, August 25, 2023

امید به دنبال دو هدف است

 امید به دنبال دو هدف است . یک هدف زمینی و دیگری آسمانی. موضوع این نیست که یکی شیطانی و دیگری نیکو است. هر دو می توانند نیکو باشند، اما امید آسمانی باید امید زمینی را در برگیرد تا به آن ارزش ببخشد. امید زمینی یا افقی، اعتماد و اشتیاقی است که اوضاع در این زندگی بهتر خواهد شد. امید آسمانی رویای رهایی از فساد است و منشا آن از خداوند است و تمرکز آن امید این است که ما داریم به شباهت او در می آییم و همیشه همراه با خداوند خواهیم بود. امید آسمانی حتی مرگ را پشت سر می گذارد، چون ما می دانیم مرگ رابطه ما را با او قطع نمی کند.  جدا از امید آسمانی، امید زمین فقط یک مقصد دارد، نا امیدی بی قید و شرط. اما امید آسمانی ابزار و عناصری دراختیار ما قرار می دهد که به ما اجازه امیدواری بر زمین را هم می دهد. 

وقتی که واقع گرایانه به دنیا نگاه کنیم یعنی همان طوری که هست، بیش از دو انتخاب برای ما باقی نمی ماند. ناامیدی یا خداوند. خوشبختانه نا امیدی گذرا و مقطعی است. رحمت سخت گیرانه خداوند برای یک زمان محدودی است نه شرایطی مزمن برای تمامی لحظات زندگی. زمانی برای نا امیدی وجود دارد، همان طور هم زمانی برای شادی. 

امید آسمانی به ما اطمینان می بخشد که اگر چه شب را با اشک ها سپری می کنیم، ولی سحرگاه وجد و شادی انتظار ما را می کشد. این حقیقت به روشنی در پسر خداوند به تصویر کشیده شده است.


Thursday, June 1, 2023

عید پنطیکاست

 هفت هفته پس از قیام مسیح است و یادگار روزی که روح القدس بر شاگردان مسیح نزول کرد.


پنطیکاست! این کلمه برای هر مسیحی، در هر جا، یادآور منظرۀ پرشکوه قرارگیری زبانه‌های آتش بر سر مسیحیان اولیه و حلول عطای شگفت‌انگیز زبان‌ها به‌عنوان نشانۀ حلول روح‌القدس می‌باشد.


این رویدادها در باب دوم کتاب اعمال رسولان ثبت شده است.


” چون روز پِنتیکاست فرارسید، همه یکدل در یکجا جمع بودند که ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد آنگاه، زبانه‌هایی دیدند همچون زبانه‌های آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت.


سپس همه از روح‌القدس پُر گشتند و آنگونه که روح بدیشان قدرت تکلّم میبخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند.


در آن روزها، یهودیان خدا ترس، از همۀ ممالک زیر آسمان، در اورشلیم به‌ سر میبردند.


چون این صدا برخاست، جماعتی گرد ‌آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان می‌شنید که آنان به زبان خودش سخن می‌گویند.”


پنطیکاست در اصل واژه‌ای است یونانی به معنی پنجاه. این کلمه در ترجمۀ یونانی تورات، نام یکی از سه عید بزرگ یهودیان بود.


در زبان عبری، این عید را “عید هفته‌ها” می‌نامیدند که شرح آن در لاویان باب ۲۳ و تثنیه باب ۱۶ آمده است

عید صعود عیسی مسیح به آسمان

 عیسی مسیح بعد از برخاستن از مردگان چهل ‌روز را با شاگردانش گذراند و بعد به آسمان صعود نمود. 

(لوقا ۲۴:‏۵۱ و اعمال رسولان ۱:‏۹)


عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. هنگامی که می‌رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته‌اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت.»

اعمال ۱:۹ - ۱۱


صعود عیسی به چندین دلیل با معنا است:


۱) صعود او نشان دهنده پایان خدمات زمینی او بود. خدای پدر با محبت فراوان پسر خود را در بیت‌لحم به جهان فرستاد، و اکنون پسر نزد پدر باز می‌گشت. دورۀ محدودیت بشری او به پایان رسیده بود.


۲) صعود او به معنای موفقیت‌آمیز بودن کار زمینی او بود. او تمام آن کاری را که برایش آمده بود به‌انجام رساند.


۳) صعود او نشان دهنده بازگشت جلال آسمانی او بود. جلال عیسی در زمان زندگی‌اش بر زمین پوشانده شده بود، به‌جز یک مورد استثنای کوتاه در تبدیل هیات او (متی ۱:۱۷-۹).


۴) صعود او سمبلی از جلال یافتن او توسط پدر بود (افسسیان ۲۰:۱-۲۳). کسی که پدر از او بسیار خشنود است (متی ۵:۱۷) در حرمت بالا برده شد و نامی برتر از همه نامها به او داده شد (فیلیپیان ۹:۲).


۵) صعود او اجازه داد که او مکانی برای ما مهیا سازد (یوحنا ۲:۱۴).


۶) صعود او نشان دهنده شروع کار تاز‌ه او به‌عنوان کاهن اعظم بود (عبرانیان ۱۴:۴-۱۶) و واسطه عهد جدید (عبرانیان ۱۵:۹).


۷) صعود او الگویی را برای بازگشت او قرار داد. وقتی عیسی می‌آید تا پادشاهی را برقرار سازد، او درست همانطور که رفت باز خواهد گشت، به معنای خاص کلمه، در جسم و آشکارا از میان ابرها (اعمال ۱۱:۱؛ دانیال ۱۳:۷-۱۴؛ متی ۳۰:۲۴؛ مکاشفه ۷:۱).


هم‌اکنون، خداوند عیسی در آسمان است. آیات کلام دائماً او را در دست راست پدر، یعنی جایگاه حرمت و اقتدار به تصویر می‌کشند. (مزمور ۱:۱۱۰؛ افسسیان ۲۰:۱؛ عبرانیان ۱:۸). مسیح سر کلیسا است (کولسیان ۱۸:۱)، او بخشندۀ عطایای روحانی است (افسسیان ۷:۴-۸)، و او کسی است که همه چیز را پر می‌سازد (افسسیان ۹:۴-۱۰). صعود مسیح، واقعه‌ای بود که او را از خدمت زمینی‌اش به خدمت آسمانی‌اش منتقل ساخت.

Wednesday, May 3, 2023

کمپین من هم یک مسیحی هستم در استکهلم  روز کارگر را گرامیداشت

 مسیحیان و روز کارگر، از سرکوب حکومتی تا مقاومت و حمایت از «بی صدایان»

در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی به جز احکام زندان، تبعید و جزای نقدی، محرومیت از شغل و کار را به عنوان مجازات به بسیاری از شهروندان مسیحی به ویژه نوکیشان تحمیل کرده‌است. این شهروندان علیرغم اینکه ۴۴ سال، به دلیل باور مسیحی و فعالیت صلح‌آمیز دینی، هدف «جنگ اقتصادی» حکومت قرار گرفته‌اند، نه تنها بارها به این وضعیت خود اعتراض کرده‌اند بلکه حتی در حمایت از اعتصابات، صدای «بی صدایان» شده‌اند.

احکامی که مسیحیان را محروم از کسب و کار می‌کند

قاضی‌های حکومت بارها، حکم زندان و جریمه را کافی برای آزار شهروندان مسیحی ندانسته، و محرومیت از کار و کسب را به آنها تحمیل می‌کنند. به عبارت دیگر، از آنها حق و حقوق عادی یک شهروند را سلب می‌شود تا مجبور شوند هویت مسیحی خود را نفی کنند یا به تدریج از جامعه محو شوند.

برخی اوقات، این مجازات کاملاً در احکام نمایان است. از جمله این قربانیان، می‌توان به نوکیشان مسیحی در بوشهر، سام و ساسان خسروی، و مریم فلاحی، اشاره کرد (https://articleeighteen.com/fa/news/2660/).

سام و ساسان خسروی، به دلیل باور مسیحی و فعالیت صلح‌آمیز دینی، هر کدام به یک سال حبس تعزیری، و برای قطع رابطه با نوکیشان به دو سال ممنوعیت اقامت در بوشهر محکوم شدند. این دو شهروند مسیحی همچنین از اشتغال در مراکز اقامتی، که شغل آنها بود، نیز به مدت دو سال محروم شدند.

مریم فلاحی، همسر سام خسروی، به ۸۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم و به دلیل به مسیحی شدن، به انفصال دائم از خدمات دولتی منع شد، یعنی این پرستار مسیحی پس از ۲۰ سال کار در بیمارستانی در بوشهر مجبور شد محل کارش را به دلیل باور دینی‌اش ترک کند.

در برخی از موارد، در حکم علیه مسیحیان، می‌خوانیم که آنها محروم از حقوق اجتماعی (https://www.bonyadvokala.com/blog/what-is-the-deprivation-of-social-rights-in-law/) شدند. به عنوان مثال در خرداد ماه سال گذشته، انوشاوان آودیان به تحمل ۱۰ سال حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت ۱۰ سال و همچنین پرداخت جزای نقدی محکوم شد. همچنین عباس سوری و مریم محمدی نیز به مدت ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت جزای نقدی درجه ۵ در حق صندوق دولت به ارزش ۵۰ میلیون تومان، منع عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی، منع خروج از کشور و ثبت حضور به صورت فصلی در دفتر نظارت و پیگیری ضابطین پرونده و منع اقامت در استان تهران و استان‌های همجوار آن به مدت ۲ سال محکوم شدند. (https://articleeighteen.com/fa/news/12845/)

محرومیت از حقوق اجتماعی، شهروند مسیحی را به سادگی و بیرحمی، از بخش مهمی از بازار کار حذف می‌کند.

فقط یکی از موارد این محرومیت از قرار زیر است: «استخدام یا اشتغال در کلیه دستگاه‌های حکومتی اعم از قوای سه‌گانه و سازمان‌ها و شرکت‌های وابسته به آن‌ها، صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح و سایر نهادهای تحت نظر رهبری، شهرداری‌ها و موسسات مأمور به خدمات عمومی و دستگاه‌های مستلزم تصریح یا ذکر نام برای شمول قانون بر آن‌ها.»

فرد محروم از حقوق اجتماعی همچنین به عنوان محرومیت‌های دیگر، نه می‌تواند به عنوان وکیل دادگستری به کار ادامه دهد و حتی «تأسیس، اداره یا عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های دولتی، تعاونی و خصوصی یا ثبت نام تجارتی یا مؤسسه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و علمی» برایش دیگر امکانپذیر نیست.

«ما را تهدید کردند و خواستند به تو اجازهٔ کار ندهیم»

نیروهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت پس از آزادی شهروندان مسیحی از زندان، همچنان فشار اقتصادی «فراقانونی» را از هر طریقی بتوانند بر آنها وارد می‌کنند.

علی کاظمیان، زندانی سابق عقیدتی و نوکیش مسیحی، در این مورد به ماده ۱۸ چنین می‌گوید (https://articleeighteen.com/fa/witnesses/13387/)، پس از آزادی از زندان، «برای امرار معاش به دنبال کار بودم. هر جا مشغول به کار می‌شدم، بعد از یک یا سه روز صاحب کار از من عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت که ما را تهدید کردند و از ما خواستند به تو اجازهٔ کار ندهیم.» وقتی کار جدید پیدا می‌کردم خوشحال بودم. اما بعد از چند روز صاحب کار مجبور می‌شد به دلیل فشارهای اطلاعات، مرا اخراج کند. در تأمین نیازهای روزمره ناتوان بودم و از این بابت ناراحت و غمگین. خودم و فرزندان بیمه‌ای هم برای درمان نداشتیم.»

ایمان غزنویان حقیقی (https://articleeighteen.com/fa/witnesses/10031/)، دیگر زندانی سابق عقیدتی و شهروند مسیحی، در همین راستا به ماده ۱۸ می‌گوید «من در حرفهٔ کاشی و سرامیک سازی مهارت زیادی داشتم و به سختی توانستم مجوز کار در این حرفه را برای خود بگیرم. اما پس از آزادی هیچ‌کدام از آن مجوزها را تأیید نکردند. من تصمیم گرفتم برای شخص دیگری کار کنم که او نیز به من گفت که چقدر از همکاری با من خوشحال است و استقبال کرد. اما یک هفته بعد، وقتی به محل کار او رفتم، او گفت: «متأسفانه نمی‌توانم با تو کار کنم.»

تبعیض ساختاری، شهروندان مبدل به «اشباح» می‌شوند

در کنار خشونت حکومت در قبال نوکیشان مسیحی یا مسیحیان ارمنی و آشوری که تسلیم خط قرمز حکومتی نشده و با مسیحیان فارسی‌زبان در جلسات دعا و کتاب مقدس خوانی شرکت می‌کنند، می‌توان به تبعیض و خشونت ساختاری اشاره کرد که از روزهای اول انقلاب اسلامی تا امروز بر اقلیت‌های دینی از جمله زرتشتیان، مسیحیان یعنی آشوری‌ها و ارمنی‌ها و یهودیان، که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، تحمل شده‌است. بخشی از این تبعیض مربوط به بازار کار و استخدام شدن در مراکز دولتی است.

براساس قانون ارتش جمهوری اسلامی که هفتم مهرماه ۱۳۶۶ در مجلس تصویب شد و به تأیید شورای نگهبان رسیده، تدین به اسلام از شرایط اصلی استخدام در ارتش است. به عبارت دیگر افرادی که خدمت سربازی می‌روند و در زمان جنگ در کنار دیگر ایرانی‌ها در ارتش می‌جنگند و فدای وطن می‌شوند، حق استخدام در همان ارتش را ندارند چون دین ابا و اجدادیشان اسلام نیست.

البته قوانین تبعیض آمیز به استخدام در ارتش ختم نمی‌شود. در حالی است که براساس اصل ۲۸ قانون اساسی ایران «هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید»، بسیاری از نهادهای دولتی افراد متعلق به جامعه اقلیت‌های دینی را استخدام نمی‌کنند.

در واقع حکومت اسلامی با محروم کردن ایرانیان غیر مسلمان، از استخدام در بسیاری از نهادهای دولتی، فقر و دشواری اقتصادی را بر آنها تحمیل می‌کند و این تبعیض۴۴ ساله یا «تحریم اقتصادی» حکومت علیه بخشی از شهروندان ایران، بسیاری از این افراد را محکوم به بیکاری و ناتوانی مالی کرده‌است. شهروندان مبدل به اشباح می‌شوند.

از اعتراض تا حمایت از «بی صدایان»

مسیحیان ایرانی بارها به تبعیض و سرکوب اقتصادی اعتراض کرده‌اند. سال گذشته ۲۵ نفر از مسیحیان محروم از کار و زندانیان پیشین مسیحی، با امضای یک بیانیه (https://articleeighteen.com/fa/news/12187/) نوشتند که «جمهوری اسلامی حق کار و اشتغال را از مسیحیان فارسی‌زبان سلب کرده، در مسیر اشتغال آزاد و خوداشتغالی نیز موانعی جدی بر سر راهشان تراشیده و آن را سخت دشوار و حتی غیرممکن کرده و سهمی از فرصت‌های شغلی برایشان باقی نگذارده‌است.»

به مناسیت روز کارگر، «کمپین من هم یک مسیحی هستم»، دستکم در دوسال اخیر، به مناسبت روز اول ماه مه، در استکهلم، دست به تجمع زده و ضمن گرامیداشت روز کارگر، یادآور محرومیت نوکیشان مسیحی از حق اشتغال، و سرکوب آنها در ایران شده‌است.

مسیحیان در برخی از مواقع نه فقط در مورد تبعیض علیه خود سخن گفته‌اند بلکه به حمایت از کارگران و «بی صدایان» نیز پرداخته‌اند. پیشتر، ابراهیم فیروزی (https://articleeighteen.com/fa/news/3947/)، که به دلیل ایمان مسیحی، متحمل حدود هفت سال در زندان و تبعید شده، از زندان اوین در نامه ای از اعتصاب کامیون داران حمایت کرد و خواستار آزادی رانندگان زندانی درپی اعتصاب شد.

ادامه آزار اقتصادی در خارج از ایران

بسیاری از مسیحیان ایرانی تحت فشار حکومت، مجبور به ترک وطنشان شده اند. این شهروندان ایرانی در این کشورها از جمله ترکیه، بسیاری از مواقع مورد تبعیض قرار گرفته و قربانی سودجویی کارفرمایان قرار گرفته‌اند، هم به عنوان خارجی، و هم به عنوان مسیحی.

یکی از این پناهچویان به ماده ۱۸ می‌گوید «گاهی صاحبان ترک به سختی حاضرند یک پناهنده غیرترک برای آنها کار کند چون به آنها اعتماد ندارند. در اختلافات بین کارگران ترک و غیرترک از کارگران ترک طرفداری می‌کنند. اکثراً عدالت را رعایت نمی‌کنند.

گاهی به یک پناهنده غیرترک، تهمت دزدی زده شده‌است درصورتی که یک کارگر ترک از آن مکان دزدی کرده‌است و هیچ‌کدام از ترک‌ها حاضر نشدند شهادت دهند که آن پناهنده دزدی نکرده‌است.

یکی از معضلات کار برای پناهندگان فقط رفتار صاحبان کار نیست. بلکه کارگران ترک، با گفتار و رفتارشان، پناهنده غیرترک را تحت فشار و آزار قرار می‌دهند. گاهی تمام تلاش خود را می‌کنند که پناهنده اخراج شود. متلک پرانی می‌کنند. کارهای خود را به پناهنده غیرترک محول می‌کنند و اگر انجام ندهد برای او پاپوش درست می‌کنند.

من به سختی توانستم کار پیدا کنم. وقتی صاحب‌کارم فهمید که من مسیحی هستم به من توهین کرد و من را در شرایط سخت اخراج کرد.

من در شهر کوچکی زندگی می‌کنم. صاحب کارم متوجه شد من مسیحی شده‌ام. او با وسیلهٔ کار در بدن من چیزی شبیه پونس وارد کرد. از بدنم خون جاری شد و من مجبور شدم به بیمارستان بروم و تحت درمان قرار بگیرم.»

جنگ اقتصادی که حکومت علیه شهروندان مسیحی به ویژه نوکیشان، در بیش از چهار دهه گذشته راه انداخته، فقط یکی از ابزارهای سرکوب جمهوری اسلامی است. بسیاری از این شهروندان، با مقاومت هویت مسیحی خود را حفظ کرده و بهای سنگینی از این بابت متحمل شده‌اند. مقاومتی که در آن کارگران و اعتصابات، و دیگر بی صدایان نیز فراموش نشده‌اند.

دعا و پرستش بخش جدایی ناپذیر و مهمترین بخش زندگی روحانی یک ایماندار است

 دعا و پرستش به معنای حقیقی یعنی تسلیم کامل خودمان به خداوند بنابراین نقشی حیاتی در تداوم حیات روحانی و نیز رشد شخصیت روحانی دارد. در واقع ا...