Total Pageviews

Saturday, February 9, 2019

روشی که شیطان برای وسوسه عیسی در پیش گرفت همانی است که برای وسوسه کردن حوا در پیش گرفت

او دوباره سعی کرد که گفته های خدا را به چالش بکشد. شیطان همیشه تلاش می کند چشم ما را بر روی واقعیتها ببندد و نگذارد واقعیت و نادیدنی های خدا را ببینیم ،فکر های ما را می بندد تا نتوانیم تشخیص بدهیم ، هم چنین شیطان می خواهد ، قدرت غلبه بر مشکلات و سختی های را که خداوند به ما داده را از ما بگیرد تا ما شکست بخوریم و همه چیز را ، حتی خدا را رها کنیم .
مزامير باب ١١٢ به ما می گوید چگونه باشیم ، پس بايد به مرحله ای برسیم که با هيچ چيز لغزش نخوریم ، نه با چيزهائی که می شنویم و نه با چيزهايی که می بينیم و يا احساس میکنیم .
دل استوارمان در کلام زنده خداوند ساکن شده و بر آن توکل دارد.
 دل استوار و محکم می داند که در هر شرايطی فقط حضور خدا کافی است .
او امروز از ایمان ، خدمت و زندگی ما محافظت خواهد کرد .
 پس نترس چون خداوند برای هر روز یک بار گفته : نترس .و اجازه ندهیم شریر خوب را بد و بد را خوب جلوه دهد و واقعیت را تغییر دهد .

پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود نباشید

‎“«پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید. آیا زندگی از خوراک و بدن از پوشاک مهمتر نیست؟ پرندگان آسمان را بنگرید که نه می‌کارند و نه می‌دِرَوَند و نه در انبار ذخیره می‌کنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی می‌دهد. آیا شما بس باارزشتر از آنها نیستید؟ کیست از شما که بتواند با نگرانی، ساعتی به عمر خود بیفزاید؟ «و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند؛ نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند. به شما می‌گویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، این‌چنین می‌پوشانَد، آیا شما را، ای سست‌ایمانان، به‌مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ «پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. زیرا اقوامِ بت‌پرست در پی همۀ این‌گونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه نیاز دارید. بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد. پس نگران فردا مباشید، زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت. مشکلات امروز برای امروز کافی است!”
‎ 
متى ٦: ٢٥-٣٤

Thursday, February 7, 2019

چهار اصول معنوی کدامند؟

از طریق چهار اصول معنوی میتوان مژدۀ نجات را، که بواسطۀ ایمان به عیسی مسیح دریافت می شود، با دیگران در میان گذاشت. چهار اصول معنوی پیغام انجیل را به زبانی ساده در چهار نکته طبقه بندی می کند.

اصل اول: خدا شما را دوست دارد و برای زندگی شما نقشه ای عالی دارد. یوحنا فصل 3 آیه 16 می فرماید: "زيرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد كه يگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر كه به او ايمان آورد، هلاک نشود بلكه زندگی جاويد بيابد." عیسی مسیح دلیل آمدن خود را به این جهان در یوحنا فصل 10 آیه 10 روشن می کند: من آمده‌ام تا به شما حيات واقعی را به فراوانی عطا نمايم." چه چیزی ما را از محبت خدا جدا کرده است؟ چه چیزی ما را از داشتن یک زندگی سرشار و پر برکت در مسیح محروم کرده است؟

اصل دوم: تمام آدمیان با گناه آلوده شده اند، و در نتیجه از خدا جدا می باشند. به همین دلیل است که ما قادر نیستیم نقشۀ عالی خدا را برای زندگی خود تشخیص دهیم. رومیان فصل 3 آیه 23 این حقیقت را تاکید می کند: "زيرا همه گناه كرده‌اند و هيچكس به آن كمال مطلوب و پرجلالی كه خدا انتظار دارد، نرسيده است." رومیان فصل 6 آیه 23 نتیجۀ گناه را معرفی می کند: "زيرا هر كه گناه كند، تنها دستمزدی كه خواهد يافت، مرگ است." خدا ما را آفرید تا با او معاشرت داشته باشیم، ولی گناهی که انسان به جهان آورد همۀ ما را از خدا جدا ساخت. گناه انسان رابطۀ او با خدا را قطع کرده است. پس راه حل چیست؟

اصل سوم: عیسی مسیح تنها راه حل خدا برای آمرزش گناهان ما می باشد. تنها از طریق عیسی مسیح است که میتوانیم آمرزیده شویم و رابطه ای صحیح با خدا داشته باشیم. رومیان فصل 5  آیه 8 می گوید: "اما ببينيد خدا چقدر ما را دوست داشت كه با وجود اينكه گناهكار بوديم، مسيح را فرستاد تا در راه ما فدا شود." اول قرنتیان فصل 15 آیه 3 تا 4 به ما می گوید که که برای نجات یافتن، چه چیز را باید بدانیم و به چه چیزی ایمان بیاوریم. آن حقیقت این است: "... مسيح طبق نوشته‌های كتاب آسمانی، جان خود را در راه آمرزش گناهان ما فدا كرد و مرد، در قبر گذاشته شد و روز سوم زنده گرديد و از قبر بيرون آمد، همانطور كه انبياء پيشگويی كرده بودند." خود مسیح در انجیل یوحنا فصل 14 آیه 6 صریحا بیان می کند که او تنها راه نجات است: "راه منم، راستی منم، زندگی منم. هيچ كس نمی‌تواند به خدا برسد مگر بوسيله‌‌ء من." چگونه من می توانم این هدیه گرانبهای نجات را دریافت کنم؟

اصل چهارم: ما باید به عیسی مسیح به عنوان تنها نجات دهنده خود ایمان آوریم تا هدیۀ نجات را دریافت کنیم و نقشۀ عالی خدا را برای زندگی خود دریابیم. یوحنا فصل 1 آیه 12 می فرماید: " اما او به تمام كسانی كه به او ايمان آوردند، اين حق را داد كه فرزندان خدا گردند." اعمال رسولان فصل 16 آیه 31 خیلی واضح به این مطلب اشاره می کند: "به خداوند عیسی ایمان آور که تو ... نجات خواهی یافت." نجات ما تنها به دلیل لطف خدا و بوسیلۀ ایمان، و فقط از طریق عیسی مسیح میسر خواهد بود.( افسسیان فصل 2 ایه های 8 تا 9)

اگر مایل هستید عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود بپذیرید، میتوانید از این نمونۀ دعا استفاده کنید. ولی این حقیقت را همیشه بیاد داشته باشید که گفتن و یا تکرار این دعا (و یا هر دعای دیگر) باعث نجات شما نمیشود. نجات واقعی تنها با اعتماد قلبی به عیسی مسیح که بر صلیب گناهان ما را آمرزید، دریافت میشود. این دعا، راه ساده ای است برای ابراز ایمان و قدردانی شما از خدایی که "نجات" را برای شما فراهم کرد:
"خداوندا، می دانم که بر ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد می کنم. تو را شکر می کنم که به خاطر لطف و مهربانی عظیمی که داری، گناهانم را بخشیدی و به من زندگی ابدی عطا کردی.
 آمین."

داوری در کتاب مقدس به چه مفهومی است؟

در کتاب مقدّس به سه نوع داوری متفاوت اشاره شده است.
1- نخستین داوری مربوط به قضاوت انسانها بر علیه یکدیگر است. عیسی می‌گوید که ما نباید دیگران را مورد قضاوت و داوری قرار دهیم (متی ۷: ۱-۲). داوری انسان هرگز نمی‌تواند کاملا درست باشد، زیرا هیچ انسانی هرگز نمی‌تواند تمامی حقایق را درباره انسان دیگری بداند. فقط این خداوند است که همه چیز را درباره هر شخصی می‌داند. از اینرو فقط خداوند قادر به قضاوت حقیقی و منصفانه است.

2- دومین نوع داوری که در کتاب مقدّس ذکر شده است مجازاتی است که خداوند بر بدکاران نازل می‌کند. این مجازات هم شامل ایمانداران و هم شامل غیر ایمانداران می‌شود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۹-۳۴). هدف از این نوع داوری باز گرداندن گناهکاران بسوی خداوند و اصلاح و تطهیر زندگی انسان است.

3- سومین نوع داوری که در کتاب مقدّس ذکر شده، داوری نهایی خداوند است که در پایان دنیا رخ خواهد داد. خداوند اقتدار داوری نهایی بر نوع بشر را به عیسی مسیح واگذار کرده است (یوحنا ۵: ۲۲). هر کسی باید در حضور تخت داوری مسیح بایستد (دوم قرنتیان ۵: ۱۰). داوری مسیح فارغ از هرگونه تبعیض و جانبداری خواهد بود. داوری وی در آن روز همانند قضاوت انسانها در این دنیا نیست؛ داوری نهایی کاملا منصفانه و عادلانه خواهد بود. آنانی که ایمان خود را در این دنیا بر مسیح قرار داده‌اند نجات یافته و به آسمان خواهند رفت. اما آنانی که در این دنیا به مسیح ایمان نیاورده‌اند محکوم شده و به جهنم خواهند رفت (یوحنا ۳: ۱۸، ۳۶). بعد از داوری نهایی دیگر هیچ امکانی برای تجدید نظر دوباره وجود نخواهد داشت. از اینرو شخص به منظور دریافت نجات باید در این دنیا به مسیح ایمان بیاورد؛ هیچ راه دیگری برای نجات وجود ندارد (یوحنا ۱۴: ۶؛ اعمال ۴: ۱۲).-:

صلیب : دلیل مضاعف

صلیبی که مسیح بر روی آن میخکوب شد،در آن واحد هم نفرت انسان را نشان میدهد و هم محبت خداوند را.
در حقیقت در طول زندگی مسیح بر روی زمین او از جایی به جای دیگر می رفت و کارهای نیکو انجام می‌داد ولی به جای آنکه به خاطر این کارها شناخته شود مورد نفرت دیگران قرار گرفت به اندازه ای که تصمیم گرفتند تا از دست او رهایی یابند.
او محکوم شد تا در میان دو مجرم به صلیب کشیده شود. هیچ صدایی در مخالفت با این کار نفرت انگیز بلند نشد. مسیح مصلوب شده نشان می‌دهد که انسان قادر به انجام چه کارهایی است.

در برابر این عمل انسان، خداوند سکوت کرد. او در نهایت کسانی را که عامل این اتفاق بودند داوری نکرد. عیسی مسیح در حالی مصلوب شده بود از خداوند خواست تا کسانیکه او را مصلوب کرده اند ببخشد :
"ای پدر اینها را بیامرز، زیرا که نمی‌دانند چه می کنند" (لوقا 23:34)

بنابراین عیسی در حالی که گرفتار نفرت انسان افسار گسیخته شده بود، جان خود را از روی محبت داد تا کسانی که توبه کرده و ایمان بیاورند، نجات یابند. او به ما اطمینان می‌دهد که هیچ چیز نمی تواند محبت او را نسبت به انسانها تغییر دهد؛ او پذیرفت که مجازاتی را که سزاوار انسانها است را بر دوش بگیرد و بر روی صلیب گفت :  "تمام شد" ( یوحنا19:30)
"ای پدر به دستهای تو روح خود را می سپارم. (لوقا 23:46)
قلب انسانها در طول قرنها هیچ پیشرفتی نکرده است و محبت مسیح نیز هیچ تغییری نکرده است. او شما را دوست دارد و می خواهد که شما را نجات دهد.
نجات عظیم او را که در این روز خاص به شما پیشنهاد می‌دهد بپذیرید

چه زمان، چرا، و چگونه خداوند ما را به خاطر گناهمان تادیب می کند؟

تنبیه و ادب شدن توسط خداوند واقعیتی است که در زندگی ما ایمانداران اغلب نادیده گرفته می شود. ما معمولاً از شرایط خود شکایت می کنیم اما تشخیص نمی دهیم که اینها پیامدهای گناه خودمان و بخشی از تنبیه محبت آمیز خداوند برای آن گناه است. این بی توجهی خودخواهانه می تواند باعث شود که گناه در زندگی ایماندار تبدیل به یک عادت شود و منجر به تنبیهات بیشتری شود.

ادب شدن توسط خداوند را نباید با تنبیه بیرحمانه اشتباه گرفت. تادیب خداوند، محبت خدا را به ما نشان می دهد و اشتیاق او را نسبت به هر یک از ما، که مقدس باشیم. "پسرم، وقتی خداوند تو را تأديب و تنبيه می‌كند، از او آزرده خاطر نشو، زيرا تنبيه كردن او دليل محبت اوست. همانطور كه هر پدری پسر محبوب خود را تنبيه می‌كند تا او را اصلاح نمايد، خداوند نيز تو را تأديب و تنبيه می‌كند " (امثال فصل 3 آیه های 11 تا 12؛ نگاه کنید به عبرانیان فصل 12 آیه های 5 تا 11). خدا از آزمایشها، امتحان ها، و شرایط سخت استفاده می کند تا ما را با توبه به سوی خودش برگرداند. تادیب او باعث می شود که در ایمان قویتر شده، و رابطه ما با خدا تازه شود (یعقوب فصل 1 آیه های 2 تا 4)، و همچنین قدرتی را که گناه بر ما داشته نابود کند.

تادیب خداوند برای خیریت خودمان است، و اینکه شکوه او در زندگی ما دیده شود. او می خواهد در پاکی زندگی کنیم، و بدین شکل، زندگی ما، طبیعت تازه ای را که خدا به ما داده، بازتاب دهد: "به همين جهت، در تمام رفتار و كردار خود، پاک و مقدس باشيد، زيرا خداوند نيز پاک و مقدس است، همان خداوندی كه شما را خوانده تا فرزند او باشيد. او خود فرموده است: «پاک باشيد، زيرا من پاک هستم»". (اول پطرس فصل 1 آیه های 15 تا 16).

Friday, February 1, 2019

چرا خدا انسان را نجات می دهد؟

خدا انسان را به خاطر اعمال نیکو نجات نمی دهد، ولی امکان انجام اعمال نیکو را برایش فراهم می سازد. هدف نهایی خدا در نجات ابدی این است که به شخص ایماندار طبیعت تازه ببخشد و نتیجه آن الزامأ در زندگی کنونی اش در این دنیا منعکس گردد.
یقینأ یکی از اهداف خدا برای زندگی تک تک نجات یافتگان اینست که نیکوکار باشند. تشخیص اینکه اعمال نیکو چه اعمالی هستند از اهمیت خاصی برخوردار است. قبل از هر چیز باید گفت فقط افراد مشخصی می توانند اعمال نیکو انجام بدهند، کسانی که در عیسی مسیح برای انجام اعمال نیکو آفریده شده اند. بدیهی است برای اینکه اعمال و رفتار ما نیک شمرده شوند، باید نه به منظور تمجید و تفاخر انسان، بلکه برای جلال خدا باشند.
"هرچه بکنید،همه را برای جلال خدا بکنید" (اول قرنتیان ۱۰:۳۱)

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...