Total Pageviews

Friday, January 24, 2020

خدایا، چرا سکوت کردی؟

کارها و نقشه‌های خدا عجیب است. راه‌های او راه‌های ما نیست و فکرهای او با طرز فکر ما فرق دارد. اگر او در جایی سکوت می‌کند، در این سکوت حکمتی نهفته است، درست همانطور که در تک تک اعمالش حکمتی وجود دارد.

انسان به‌دلیل محدودیت خود اغلب اوقات از درک حکمتی که در این سکوت نهفته عاجز است. حتی گاه ممکن است مانند مریم از سکوت خدا رنجیده‌خاطر شود، مانند ابراهیم که عملی شدن وعدۀ فرزند را بلافاصله ندید تصمیماتی عجولانه بگیرد، یا در سختیها و مشکلات بر خدا خشمناک شود. اما این واکنش‌ها از حکیمانه بودن سکوت خدا چیزی نمی‌کاهد. او البته درد و رنج انسان را می‌بیند و درک می‌کند، اما درست همان‌طور که تأخیر در شفای ایلعازر یا تولد اسحق در نهایت باعث جلال نام خدا شد، آنچه که در شرایط فعلی زندگی ما نیز ممکن است سکوت خدا به‌نظر بیاید بی‌تردید ناشی از نقشۀ عالی‌تری است که خدا برای ما دارد و اجازه داده است ما نیز با سرخورده شدن از شرایط، به‌سوی او که خدای محبت است بیاییم و با ایمان یاد بگیریم که در هر شرایطی به او اعتماد کنیم.

در واقع خدا از آنجا که انسان‌ها را بی‌نهایت دوست دارد و دلش به‌خاطر آنها می‌سوزد، اجازه می‌دهد گاه وقایعی فوق از عقل و درک آنها در زندگی‌شان اتفاق بیفتد. قلب خدا همیشه برای مخلوقاتش می‌تپد، آنقدر که پسر یگانه خود را فرستاد تا در راه آنها بمیرد. در محبت خدا و علاقۀ او به سرنوشت بشر نباید تردید کرد. “خود خدا در کلامش می‌گوید که مادر ممکن است فرزندانش را فراموش کند، اما او هرگز ما را فراموش نخواهد کرد و تنها نخواهد گذاشت”.

بنابراین امروز اگر می‌بینیم خدا به‌ظاهر سکوت کرده است، باید با اعتماد کردن بر حکمت الهی بدانیم که او دوردست‌ها را می‌بیند، نگاه او با نگاه انسان فرق دارد، و آنچه می‌کند یا نمی‌کند همگی در نهایت برای خیریت انسان و باعث جلال یافتن نام خدای حقیقی است

Thursday, January 23, 2020

سرود مریم

مریم گفت:
«جان من خداوند را می‌‌ستاید
و روح من در نجات‌دهندهٔ من، خدا، شادی می‌کند،
چون او به كنیز ناچیز خود نظر لطف داشته است.
از این پس همهٔ نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند،
زیرا آن قادر مطلق كارهای بزرگی برای من كرده است.
نام او مقدّس است.
رحمت او پشت در پشت برای كسانی است كه از او می‌ترسند.
دست خداوند با قدرت كار كرده است،
متكبّران را با خیالات دلشان تارومار كرده
و زورمندان را از تختهایشان به زیر افكنده
و فروتنان را سربلند كرده است.
گرسنگان را با چیزهای نیكو سیر نموده
و ثروتمندان را تهی‌دست روانه كرده است.
به‌خاطر محبّت پایدار خود،
از بندهٔ خود اسرائیل حمایت كرده است،
همان‌طور كه به اجداد ما یعنی به ابراهیم
و به فرزندان او تا به ابد وعده داد.»

لوقا باب 1

مهم نیست که چه درهایی را چه کسانی به روی موفقیتهای من و شما بسته اند

هنگامیکه درها بسته بود و شاگردان مسیح از ترس یهود جمع بودند ناگاه عیسی آمده در میان ایشان ایستاد و بدیشان گفت سلام بر شما باد.

یوحنا ۲۰ : ۱۹
.
مهم نیست که چه درهایی را چه کسانی به روی موفقیتهای من و شما بسته اند و از نظر روحی گاهی چقدر خسته و نگرانیم و شاید هم ترسیده ایم .
.
مهم اینست که معنی اسمی که موقع تولد مسیح به او دادند را پذیرفته باشیم . او را موقع تولد عمانوئیل نامیدند و گفتند تفسیرش اینست : خــدا با ما .
.
وقتی خدا با ما باشد درهای بسته فقط برای ما مانع است نه برای خدا .شاید درهای بسته نگذارد ما بطرف موفقیت برویم ولی نمیتواند مانع آمدن موفقیت خدا بطرف ما بشوند .
.
کاهنان یهود بعد از صلیب کردن مسیح دنبال شاگردان او میگردند و شاگردان مسیح بخاطر شرایط بیرون نمیتوانند به جلسات عبادتی بروند و از ترس یهودیان پشت درهای بسته جمع شده و نفسشان در نمیآمد. ناگاه عیسی مسیح از درب بسته عبور کرده به نزد آنها آمد و با صدای بلند گفت " صلح و سلامتی خدا برشما باد "
.
خودتان را پشت هر در بسته ای میبینید بیاد آرید عیسی عمانوئیل است او قادرست از درهای بسته عبور کند و به نزد ما بیاید. چنانکه در چاه شیران به نزد دانیال و در شعله های آتش به نزد دوستانش

مسیح در فاصلۀ میان مرگ و قیام خود، کجا بود؟

در اول پطرس فصل 3 آیه های 18 تا 19 می خوانیم: "مسيح نيز زحمت ديد. او خود از هر گناهی مبرّا بود، اما يک بار جان خود را در راه ما گناهكاران فدا كرد تا ما را به حضور خدا بياورد. زمانی كه بدن مسيح در قبر گذاشته شد، روح او زنده ماند؛ و اين روح او بود كه نزد ارواح محبوس رفت و پيروزی خود را به آنان بشارت داد". کلمه "روح" در این آیه به روح عیسی مسیح اشاره می کند. در اینجا، تقابل بین جسم عیسی مسیح و روح القدس نیست بلکه بین جسم عیسی مسیح و روح عیسی مسیح می باشد. جسم عیسی مسیح مرد ولی روح او زنده ماند.

اول پطرس فصل 3 آیه های 18 تا 22 ارتباط لازم میان رنج مسیح (آیه 18) و جلال یافتن او را (آیه 22) بیان می کند. فقط پطرس است که راجع به اتفاقاتی که حد فاصل مرگ و قیام عیسی رخ داده اند، اطلاعات مشخصی ارائه میدهد. بر اساس نوشته پطرس، در یک فاصله زمانی بین مرگ و رستاخیز مسیح، او به اوراح محبوس بشارت داد.

در عهد جدید، از کلمه "روح" برای توصیف فرشتگان و شیاطین استفاده شده است، نه برای انسان. در اول پطرس فصل 3 آیه 20، پطرس اشاره به ارواح می کند. همچنین در هیچ کجای کتاب مقدس گفته نشده که عیسی مسیح از جهنم بازدید کرده است. اعمال رسولان فصل 2 آیه 31 می گوید که او به "دنیای مردگان" رفت. دنیای مردگان، جهنم نیست بلکه جایی است که مردگان در آنجا منتظر روز رستاخیز می مانند. مکاشفه فصل 20 آیه های 11 تا 15 به روشنی بین دریاچه آتش و دنیای مردگان تفاوت قائل می شود. دریاچه آتش جایگاه ابدی گمگشتگان می باشد. در حالیکه دنیای مردگان، مکان موقتی برای گمگشتگان و قدیسین عهد قدیم می باشد.

خداوند ما،عیسی مسیح، روح خود را به پدر سپرد و جان داد و به بهشت وارد شد (لوقا فصل 23 آیه 43). در یک فاصله زمانی بین مرگ و رستاخیزش، مکانی را نیز بازدید نمود، جاییکه پیام خود را به ارواح رسانید( احتمالا منظور فرشتگان گمراه شده می باشد؛ رجوع شود به یهودا آیه 6). این ارواح به نوعی به کسانی مربوط می شوند که قبل از طوفان نوح زندگی می کردند (اول پطرس فصل 3 آیه 20). پطرس برای ما مشخص نکرده که عیسی مسیح چه چیزی به ارواح زندانی اعلام کرد، هر چه که بود نمی توانست پیام "نجات" باشد چراکه فرشتگان نمی توانند نجات پیدا کنند (عبرانیان فصل 2 آیه 16). احتمالا رساندن پیام پیروزی بر شیطان و میزبان های او بوده است ( اول پطرس فصل 3 آیه 22؛ کولسیان فصل 2 آیه 15). افسسیان فصل 4 آیه های 8 تا 10 هم سرنخ هایی راجع به کارهای عیسی مسیح در فاصله زمانی بین مرگ و رستاخیزش به ما داده است. پولس با نقل قول از مزامیر فصل 68 آیه 18 در افسسیان فصل 4 آیه 8 می گوید:" در كتاب «زبور داود» نيز دربارۀ مسيح پيشگويی شده كه وقتی او پس از مرگ زنده شد و شيطان را مغلوب ساخت و ظفرمندانه به آسمان بازگشت، به مردم هدايا بخشيد".از افسسیان فصل 4 آیه 8 تا 10 اینچنین بنظر میرسد که مسیح به بهشت رفت تا تمام آنانی را که قبل از مرگش به او ایمان آورده بودند به بهشت ببرد.

بنابراین، با وجود همۀ آنچه گفته شد؛ کلام خدا بطور کامل مشخص نکرده است که مسیح دقیقاً در این سه روز، یعنی مابین مرگ و قیامش، چه کار میکرد. چنین بنظر میرسد که او پیروزی خود را بر فرشتگان سقوط کرده وبی ایمانان اعلام میکرد. آنچه را بطور یقین میتوانیم بدانیم این است که او در این مدت به مردم فرصت دوباره برای نجات نداد. ما بعد از مرگ داوری خواهیم شد و شانس دوباره نجات به ما بعد از مرگ داده نخواهد شد (عبرانیان فصل 9 آیه 27). هیچ جواب قطعی برای کار مسیح در فاصلۀ بین مرگ و قیامش وجود ندارد. شاید این یکی از اسراری است که تا به روز قیامت آن را نخواهیم فهمید

Monday, January 20, 2020

در دنیایی که اکثر مردم خدا را مقصر اصلی تمامی مشکلات و معضلات بشری میدانند

ایوب با وجود مشکلات مثل
از دست دادن فرزندان
از دست دادن مایملک
از دست دادن ثروت
 از دست دادن سلامتی....

ایوب در 13:15
اگرچه مرا بکشد، برای او انتظارخواهم کشید.

بیاید ما هم اجازه ندهیم  شرایط زندگی ما سختی ها , بلندی و پستی ها، ایمان  ما را به لرزه درآورد. فراموش نکنیم  مرد عادل به ایمان خود زیست خواهد نمود.

این چنین ایمانی را خداوند پاسخ میدهد

و خداوند آخر ایوب را بیشتر از اول او مبارک فرمود. ایوب 42:12
آمین

سه بار در کتابمقدس گفته های شیطان ثبت شده اند.به آنان دقت کنید که هدف حملۀ شریر و شیطان چیست. این بسیار مهم و آموزنده است

اول- در کتاب پیدایش ۳: ۱-۵، شیطان با انسان صحبت می کند و می گوید: "خدا نسبت به شما انسانها به اندازۀ کافی محبت ندارد."

دوم- در کتاب ایوب فصل ۱، شیطان با خدای پدر صحبت می کند و می گوید. "تو (خدا) بیش از اندازه به انسانها محبت می کنی."

سوم- در انجیل متی ۴: ۱- ۱۱، شیطان با خداوند عیسی مسیح صحبت می کند، و می گوید: "اگر مرا پرستش کنی من از خدای پدر به تو محبت بیشتری خواهم کرد."

دقت کنید!
در هر سه مورد شیطان محبت خدا را مورد شک و سئوال قرار می دهد. با ما نیز در تنهایی ها و سختی ها و مشکلات مان همین روش را بکار می برد.
اطمینان تان از محبت پدر آسمانی نسبت به خودتان، فقط به کلام نوشته شده و مکتوب خدا باشد نه به شرایط و موقعیت و یا احساسات تان و یا وعده های پوچ و دروغ شریر و شیطان.

کلام خدا در ارمیا فصل ۳۱ آیه ۳ چنین ما را تسلی میدهد و امید میبخشد:
« از همان گذشته‌های دور، به ایشان گفتم: «ای قوم من، شما را همیشه دوست داشته‌ام؛ با مهر و محبت عمیقی شما را بسوی خود کشیده‌ام.»

به خداوند و کلامش ایمان داشته باشید و به او اعتماد کنید

اسلام چیست و مسلمانان به چه ایمان دارند؟

دین اسلام در قرن هفتم میلادی توسط مردی به نام محمد آغاز شد. او ادعا کرد که جبرئیلِ فرشته با او دیدار داشته است. در این دیدارهایی که با فرشته داشته و تا مدت 23 سال تا زمان مرگ محمد ادامه داشته، وانمود شده که فرشته، کلامِ الله را به محمد وحی کرد. این وحی های دیکته شده، قرآن، کتاب مقدس مسلمانان را در بر می گیرد. اسلام تعلیم می دهد که قرآن مرجع نهایی و آخرین وحی الله است.

مسلمانان که پیروان اسلام هستند ایمان دارند که قرآن کلام کامل خداست و کلامی است که از پیش وجود داشته. بسیاری از مسلمانان، تمام ترجمه های قرآن به زبانهای دیگر را رد می کنند. ترجمه، نسخه معتبری از قرآن نیست و قرآن تنها به زبان عربی وجود دارد. اگرچه قرآن، کتاب مقدس اصلی مسلمانان است، اما سنت به عنوان مرجع دوم دستورات دینی به شمار می آید. سنت توسط یاران محمد (صحابه) درباره آنچه که محمد گفت، انجام داد، و تایید کرد نوشته شد.

اعتقادات کلیدی اسلام این است که الله تنها خدای حقیقی است و محمد، پیغمبر خدا بود. شخص با بیان این اعتقادات می تواند مسلمان شود. کلمه «مسلمان» به معنای «کسی که تسلیم الله است» می باشد. اسلام وانمود می کند که دین واحد حقیقی است که تمام ادیان دیگر (از جمله یهودیت و مسیحیت) از آن مشتق شده اند.

مسلمانان زندگی خود را بر پنج رکن قرار می دهند:

1. شهادت ایمان (شهادتین): «خدایی نیست جز الله، و محمد رسول (پیغمبر) خداست.»

2. نماز: هر روز باید پنج نماز به جا آورده شود.

3. زکات: شخص باید به نیازمندان ببخشد، چرا که همه (داراییها) از الله می آید

4. روزه: در کنار روزه گرفتنهای گهگاهی، مسلمانان باید در طول جشن رمضان (نهمین ماه از تقویم هجری) روزه بگیرند.

5. حج: هر شخص حداقل یک بار در طول عمر خود باید به زیارت مکه (کعبه) برود (در دوازدهمین ماه از تقویم هجری).

این پنج رکن، که چارچوب اطاعت برای مسلمانان است، جدی گرفته می شود. راه یافتن شخص مسلمان به بهشت منوط به اطاعت از این پنج رکن است.

اسلام در مقایسه با مسیحیت شباهاتهای متعدد و تفاوتهای چشمگیری دارد. اسلام همانند مسیحیت، به وحدانیت اعتقاد دارد، اما برخلاف مسیحیت، باور به تثلیث را رد می کند. اسلام بخشهای خاصی از کتاب مقدس را می پذیرد، نظیر تورات، و اناجیل، اما بیشتر جاهای کتاب مقدس را غیر الهامی و افتراآمیز می داند و رد می کند.

اسلام ادعا می کند که عیسی صرفاً یک پیامبر بود و پسر خدا نبود (به اعتقاد مسلمانان، تنها الله خداست و چطور می تواند پسری داشته باشد؟). در عوض، اسلام اظهار می کند که عیسی اگرچه از یک باکره متولد شد، آما درست مثل آدم از خاک زمین آفرید شد. مسلمانان باور دارند که عیسی روی صلیب نمرد، آنها یکی از تعالیم مرکزی مسیحیت را انکار می کنند.

در آخر اینکه اسلام تعلیم می دهد که بهشت از طریق کارهای نیک و اطاعت از قرآن بدست می آید. کتاب مقدس در نقطه مقابل آشکار می کند که انسان نمی تواند خود را به استاندارد خدای قدوس برساند. تنها به خاطر رحمت و محبت اوست که گناهکاران می توانند از طریق ایمان به مسیح نجات یابند (افسسیان 8:2-9).

واضح است که اسلام و مسیحیت نمی توانند هر دو درست باشند. یا عیسی درست تعلیم داد یا محمد. یا کتاب مقدس کلام خداست، یا قرآن. یا نجات از طریق پذیرفتن عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده بدست می آید، یا از طریق نگاه داشتن پنج رکن اسلام. باز تکرار می کنم که هر دو نمی توانند حقیقت باشند. این حقیقت، یعنی جدایی این دو در موضوعات بسیار مهم و تعیین کننده، پیامدهای ابدی دارد.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...