Total Pageviews

Sunday, January 29, 2023

چرا صلیب در مسیحیت ضرورت دارد؟

 هنگامی‌ که باستان شناسان ویرانه‌های آثار باستانی را حفاری می‌کنند، تنها یک گزینه برای شناسایی مکان پرستش مسیحیان وجود دارد، و آن نشانه‌ای از صلیب است. 


هنگامی‌که آن‌ را به صورت یک نقاشی روی دیوار، کنده کاری روی سنگ و یا حتی یک طراحی روی کف یک ساختمان می‌بینند، می‌دانند که یک کلیسا یافته‌اند.


از همان ابتدا، مسیحیان را با صلیبی که عیسی روی آن جانش را داد، شناسایی می‌کردند. صلیب چه روی چوب کنده‌کاری شده باشد، چه روی قلب‌ها نقش بسته باشد، سمبل اصلی و شرح حقیقت ایمان مسیحی است.


چرا صلیب تا این حد ضروری است؟ دلایل مختلفی دارد.


برای تحقق نقشۀ خدا ضروری است.


صلیب برای تحقق نقشۀ ازلی خدا ضروری بود. مدت کوتاهی پس از بازگشت عیسی به آسمان،  یکی از یاران او، پطرس، برای مردم اورشلیم موعظه کرد.


او گفت: «آن مرد (عیسی) بنا به مشیت و پیش‌دانی خدا به شما تسلیم شد و شما به دست بی دینان بر صلیبش کشیده و کشتید.» (اعمال ۲۳:۲). 


خدا حتی پیش از وقوع آن از مصلوب شدن پسرش آگاه بود. او نه تنها آن را می دانست، بلکه اجازۀ آن را داد. نه تنها اجازه داد، بلکه هدفش همین بود. صلیب در نقشۀ خدا، برای انسان ضروری بود.


هر گاه به نظر می‌رسد که خدا واقف به آنچه انجام می‌شود نیست، باید این موضوع را یادآوری نمود. 


آزمون‌ها و مصیبت‌های زندگی مبهم و گیج کننده هستند. آیا خدا می‌داند چه اتفاقی در زندگی من در شرف وقوع است؟ آیا برای او اهمیتی دارد؟ آیا او می‌تواند کاری در این مسیر برایم انجام دهد؟


پاسخ این است، که خدا همه اینها را می‌داند و برایش اهمیت دارند. چنانچه به او اعتماد کنید، قطعا عمل دست او را خواهید دید.

صلیب مسیح، نشان می‌دهد که نقشه های خدا نیکو هستند.


مصلوب کردن عیسی مسیح، شرورانه‌ترین عمل بر روی زمین بود، و در عین حال نیکوترین عملی بود که روی این سیاره انجام شد. صلیب، نجات را به ارمغان آورد.


اگر خدا بزرگترین شر را به بزرگترین خیر تبدیل کرد، بنابراین می‌تواند آنچه را در زندگی شما شر و بدی به نظر می‌رسد را به خیر و نیکی تبدیل سازد.


برای پرداخت بهای گناه ضروری است.


صلیب بخشی از نقشۀ خدا بود؛ زیرا آن تنها راه نجات بشر از گناهانش بود. 


خدا نمی توانست به سادگی گناهان ما را نادیده بگیرد. گرچه نادیده گرفتن گناه محبت‌آمیز بود، اما قطعا دیگر قدوس نبود.


عدالت اجرا نمی‌شد و بهای گناهان ما پرداخت نمی‌شد. از طرفی اگر خدا ما را به سبب گناهانمان به مرگ محکوم نمی‌کرد، ممکن بود که این امر مقدس باشد، اما نشان کاملی از محبت خدا نبود.


تنها بر صلیب است که محبت و قدوسیت خدا یکدیگر را در آغوش می‌گیرند. صلیب نمایانگر عشق خداست. خدای پدر، پسرش را، “یگانه پسرش” را فرستاد، تا رنج بکشد و به خاطر گناهان ما بمیرد.


زندگی او برای زندگی ما! درد او برای منفعت ما! صلیب، محل تقدس خداست. مجازات مرگ در ازای گناه انجام شد و بهای گناهان قوم خدا بطور کامل پرداخت گردید. 


صلیب مسیح، برای حفظ محبت و قدوسیت خدا، در نجات قوم او ضروری است. الهیدان آلمانی، امیل برونر، شرح می‌دهد که: صلیب 

مسیح، «تنها مکانی است که خدای مهربان، بخشنده و آمرزنده خودش را طوری آشکار می‌سازد، که ما درمی‌یابیم تقدس و محبت او به یک اندازه لایتناهی هستند.»


برای نجات ضروری است


ضرورت دیگری برای صلیب وجود دارد و آن نجات ماست. هر شخصی که می‌خواهد به ملکوت وارد شود، ابتدا باید به سمت صلیب برود. زندگی ابدی، هدیۀ رایگان خدا برای هر کسی است، که ایمان دارد عیسی به خاطر گناه او روی صلیب مرد.


روزی زنی تصمیم گرفت به عضویت کلیسایی درآید که در آن شرکت می‌کرد. بنابراین برای مصاحبه، به نزد مشایخ کلیسا رفت. الهیات او به نظر خوب بود، اما خادمین کلیسا در مورد او احساس نگرانی داشتند. آنها مطمئن نبودند او یک مسیحی واقعی باشد. 


بنابراین برای اطمینان بیشتر، یک سوال مهم پرسیدند: «آیا باور داری عیسی به روی صلیب نه تنها برای گناهان دیگران، بلکه برای گناهان تو نیز مُرد؟» او مکثی طولانی کرد و بالاخره گفت: «من هرگز این‌گونه به موضوع صلیب فکر نکرده بودم.»


رهبران کلیسا برایش توضیح دادند، که لازم است اعتراف کند که خود یکی از گناهکارانی بوده است که مسیح برایش مُرد. آن شب او ایمان آورد که عیسی به خاطر گناهانش روی صلیب جانش را داد و او را به عنوان منجی خود پذیرفت. آن زن، آنچه را که هر شخصی برای نجات یافتن باید درک کند، فهمید:


“ضرورت صلیب”. صلیب بسیار اهمیت دارد، نه تنها به عنوان نقشۀ ازلی خدا، بلکه برای نجات شخصی ما از گناه و مرگ

Sunday, January 1, 2023

پیوسته دعا کنید" به چه معناست

 دستور پولس در اول تسالونیکیان فصل 5 آیه 17 مبنی بر اینکه «پیوسته دعا کنید» می تواند گیچ کننده باشد. واضح است که نمی تواند بدین معنا باشد که ما باید تمام طول روز چشمانمان بسته و سرمان رو به پایین باشد. پولس به بی وقفه صحبت کردن اشاره نمی کند، بلکه به حالت تسلیم بودن در برابر خدا و هوشیاری داشتن نسبت به او اشاره می کند که تمام وقت باید داشته باشیم. هر لحظه ای که بیدار هستیم باید در آگاهی از این که او در تمام وقت با ماست زندگی کنیم و اینکه او فعالانه در افکار و کارهایمان دخیل است. وقتی که افکارمان به سمت نگرانی، ترس، ناامیدی، و خشم می رود، باید هوشیارانه و سریعاً هر فکری را به دعا، و هر دعایی را به شکرگزاری تبدیل کنیم. پولس در نامه اش به فیلیپیان به ما دستور می دهد که دست از نگرانی برداریم و در عوض «برای هيچ چيز غصه نخوريد؛ درعوض برای همه چيز دعا كنيد و هر چه لازم داريد به خداوند بگوييد و فراموش نكنيد كه برای جواب دعاها، از او تشكر نماييد» (فیلیپیان فصل 4 آیه 6).


دعا برای مسیحیان باید چیزی مثل نفس کشیدن باشد. مجبور نیستید فکر کنید تا نفس بکشید، زیرا اتمسفر، فشار را بر ریه هایتان اعمال می کند و اساساً شما را مجبور به نفس کشیدن می کند. به این خاطر، نگهداشتن نفس از نفس کشیدن سختتر است. مشابه این، وقتی که در خانواده الهی تولد تازه می یابیم، وارد اتمسفر روحانی می شویم که حضور خدا و لطف او، فشار یا نفوذ را بر زندگی مان اعمال می کند. دعا واکنش معمولی به این فشار است. ما ایمانداران همگی وارد اتمسفر الهی شده ایم تا هوای دعا را تنفس کنیم.


Thursday, August 11, 2022

مقدمه تاریخچه نجات

 عهد قدیم تا حدودی متفاوت از عهد جدید است. عهد قدیم به زبان عبری نوشته شده است، در صورتیکه عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده است. عهد قدیم در درجه نخست مربوط به تاریخ قوم اسرائیل می‌شود، اما عهد جدید بر کلیسای غیر یهودیان متمرکز است. از نظر الهیاتی، عهد قدیم بر شریعت موسی تاکید دارد، در صورتیکه عهد جدید بر نجات حاصل شده در عیسی مسیح متمرکز است. پس چرا مسیحیان این دو کتاب متفاوت عهد قدیم و جدید را در یک کتاب مقدّس ترکیب کرده اند؟

یکی از دلایل اصلی آن این است که نویسندگان عهد جدید به عهد قدیم به عنوان کتاب مقدّس خودشان نگاه می‌کنند. نویسندگان عهد جدید نیز همانند نویسندگان عهد قدیم یهودی بودند. عهد قدیم تنها کتاب مقدّس آنها بود. کتاب عهد جدید هنوز تکمیل و تمام نشده بود؛ آنها خودشان آنرا می‌نوشتند. آنها در هنگام نوشتن کتاب عهد جدید بطور متناوب از نوشته‌های عهد قدیم برای تایید و تقویت تعلیمات خود استفاده می‌کردند. آنها باور داشتند که عهد قدیم بوسیله خداوند الهام شده و دارای اقتدار خداوند است، و از اینرو آنها از اغلب قسمتهای مختلف کتاب عهد قدیم نقل قول کرده‌اند.

دلیل دیگر این است که هر دو کتاب عهد قدیم و جدید شامل تعلیمات مشابه است. از آنجاییکه هر دو عهد را یک خدا الهام کرده است، آنها نیز همان خدا را بر ما آشکار می‌سازند. خداوند در هر دو کتاب توقع یکسانی از قوم خود دارد، که تنها او را پرستش کرده و به او توکل کنند و در تقدس زندگی کنند. قوم خدا در طی هر دو عهد نتوانستند بر طبق موازین متعارف خداوند زندگی کنند، و از اینرو خداوند کفاره را بواسطه خون قربانی بنیاد نهاد. و مسایا در هر دو عهد یک نقش و شخص مهم شد. عهد قدیم با تمرکز بر آمدن مسیح به پایان رسید، و عهد جدید با آمدن عیسی به عنوان مسایا آغاز شد، در واقع او به عنوان خود خداوند برای نجات ما آمد.

این نجات در مسیح ما را به سمت دلیل مهم دیگری سوق می‌دهد که چرا مسیحیان هر دو عهد قدیم و جدید را به عنوان یک کتاب مقدّس واحد قبول کرده‌اند. آنها بطور کلی همان تدبیر تاریخی را در هر دو عهد تشخیص داده و درک کرده‌اند. هر دو عهد نشان از دیدگاههای یکسان در مورد کار خداوند در تاریخ برای نجات و رستگاری ما دارد.


تاریخچه نجات: رئوس مطالب

۱. تاریخ جهان واقعی است. یک آغاز واقعی داشته و به سمت یک هدف یا یک پایان واقعی نیز به پیش می‌رود.

۲. مخلوقات بشری به شکلی کامل خلق شدند، اما در گناه سقوط کردند. گناه طغیان بر علیه خداوند است.

۳. خداوند در تاریخ فعال است؛ در واقع او بازیگر اصلی تاریخ است. او بویژه برای تکمیل نجات ما مشغول به کار است.

۴. مکاشفه خاص به ما داده شده است، هم بواسطه کتاب مقدّس و هم بواسطه تجسم خدا در عیسی مسیح.

۵. در نهایت خداوند خلقت را در اطاعت از خود به سوی کاملیت سوق خواهد داد.


نکات اساسی در تاریخچه نجات


هر دو عهد قدیم و جدید، تاریخی از عمل نجات آور خداوند را در جهان ثبت کرده‌اند. اصطلاح تاریخچه نجات اشاره به اقداماتی دارد که خداوند در سراسر تاریخ بشری برای نجات ما انجام داده است. تاریخچه نجات اشاره به تلاش خداوند برای ایجاد یک قوم مقدّس برای خودش دارد، این تلاش از آفرینش جهان در گذشته دور شروع و تا آسمان و زمین جدید و نهایی در آینده دور ادامه خواهد داشت. تمامی مسیحیان در کل با رئوس مطالب تاریخچه نجات توافق ضمنی دارند. بسیاری از مذاهب حداقل در یکی از نکات ذیل دارای اختلاف نظر هستند، اما دیدگاه مسیحیان را می‌توان در این پنج گزینه خلاصه نمود.


۱. تاریخ جهان واقعی است. یک آغاز واقعی داشته و به سمت یک هدف یا یک پایان واقعی نیز به پیش می‌رود.

برخی از کتابهای مذهبی غیر مسیحی تعلیم می‌دهد که تاریخ فقط شامل یک چرخه از وقایع است که بارها و بارها بدون داشتن هیچ هدف نهایی یا هیچ تکاملی رخ می‌دهد. اما کتاب مقدّس که با عهد قدیم شروع می‌شود تعلیم می‌دهد که تاریخ متشکل از یک سلسله وقایع متوالی در جهان است که مفهوم و هدف دارد. تاریخ فقط یک تاریخچه موهوم و خیالی در ذهن خداوند نیست، بلکه تاریخ یک سلسله وقایع حقیقی در جهان است که او خلق کرده تا کاملا مجزا از خود او باشد (مقالات عمومی: تکامل، آفرینش، یا هر دو؟ مشاهده شود). خداوند در اصل دنیا را خارج از وجود خود یا از مواد از قبل موجود نیافرید، بلکه با کلام خود آفرید. آفرینش یک رویداد واقعی در گذشته بود، و خداوند حالا و در حال حاضر بر این جهان هستی حاکمیت می‌کند. او صرفا بر زنان و مردان پادشاهی نمی‌کند. او بر تمامی گیاهان و حیوانات روی زمین و در واقع بر تمامی ستارگان و سیارات کل جهان نیز پادشاهی می‌کند

۲. مخلوقات بشری به شکلی کامل خلق شدند، اما در گناه سقوط کردند. گناه طغیان بر علیه خداوند است.

بر طبق کتاب عهد قدیم وقتی انسانها آفریده شدند کامل و عادل بودند. آنها با خداوند و با سایر انسانها و با جهان طبیعی دارای یک رابطه کامل بودند. برخی از مذاهب غیر مسیحی تعلیم می‌دهند که انسان از همان ابتدا نا کامل و خطا کار آفریده شد. و بسیاری از آنانی که به خداوند ایمان ندارند فکر می‌کنند که انسان از نظر اخلاقی بهتر و بهتر شده است و نسبت به موازین غیر اخلاقی اولیه خود به آهستگی پیشرفت کرده است. کتاب عهد قدیم تعلیم می‌دهد که انسان در ابتدا به تصویر خداوند آفریده شد (مقالات عمومی: به تصویر خدا، مشاهده شود). گناه فقط جهل یا ناهماهنگی اجتماعی نیست، بلکه در مرحله نخست طغیان بر علیه خداوند است. گناه انسان سبب تخریب ارتباط مابین انسانها شده و به محیط طبیعی اطراف آنها نیز آسیب می‌رساند (مقالات عمومی: سقوط در گناه، مشاهده شود).

۳. خداوند در تاریخ فعال است؛ در واقع او بازیگر اصلی تاریخ است. او بویژه برای تکمیل نجات ما مشغول به کار است.

برخی فلاسفه غیر مسیحی قبول دارند که خداوند آفریننده جهان است، اما آنها باور دارند که خداوند جهان را بعد از آفرینش به حال خود رها کرده و حالا فقط بدون هیچ دخالتی صرفا نظاره گر اتفاقات دنیای ما می‌باشد. گرچه کتاب مقدّس که با عهد قدیم شروع شده تعلیم می‌دهد که خداوند صرفا بصورتی غیر منفعلانه تماشاگر تاریخ ما در مقابل خود نیست، بلکه فعالانه در تاریخ هستی ما حتی از همان ابتدا مشغول به کار بوده است. او نه تنها هدف مناسب را برای قوم خود انتخاب می‌کند، بلکه فعالانه مردم را به سمت آن هدف سوق می‌دهد. او در تاریخ مداخله می‌کند، خود را آشکار کرده و معجزات انجام می‌دهد (مقالات عمومی: معجزات و قوانین طبیعی مشاهده شود)، او همچنین اقوام جهان را پاداش داده یا مجازات می‌کند (مقالات عمومی: تدبیر خداوند برای نجات نیافتگان مشاهده شود). خداوند در طی سراسر تاریخ برای نجات ما مشغول به کار بوده است. مسیحیان همیشه در بین خودشان در مورد جزئیات عملکر خداوند نسبت به انسان در طی دوران مختلف تاریخ جهان، یک رای و هم عقیده نیستند (مقالات عمومی: عهدها و تدبیرات مشاهده شود). گرچه همه موافق هستند که خداوند در تاریخ جهان همچنان بسیار فعال عمل می‌کند.

۴. مکاشفه خاص به ما داده شده است، هم بواسطه کتاب مقدّس و هم بواسطه تجسم خدا در عیسی مسیح.

برخی از فلاسفه تعلیم می‌دهند که مخلوق بشری هرگز نمی‌تواند خداوند را واقعا بشناسد؛ ما حتی نمی‌توانیم اراده و فرامین خداوند را برای خود کشف کنیم. اما خود کتاب مقدّس به ما نشان می‌دهد که خداوند بواسطه انبیا و رسولان خود وارد عمل شده تا اراده و تدابیر خود را بر همه ما آشکار سازد. او در عهد قدیم شریعت و قوانین اخلاقی خود را از طریق موسی ابراز نمود (مقالات عمومی: هدف شریعت موسایی مشاهده شود). او همچنین ماهیت و وجودیت خود را با انسان شدن در عیسی مسیح مکشوف ساخت. عیسی خود خداوند بود، که در دورن تاریخ مشغول به عمل بود. از اینرو در هر دو عهد قدیم و جدید، و در درجه نخست در شخص عیسی مسیح به ما یک معیار محکم یا اقتدار معرفت شناخت خدا داده شده است. کتاب خداوند همه چیز را در مورد شناخت خداوند معلوم نمی‌سازد، اما خداوند به اندازه کفایت خود را به ما آشکار کرده است تا هم او را بشناسیم و هم از تدابیر او برای نجات خود آگاه شویم. بعلاوه، او بسیاری از موارد آینده را به همراه هشدارها و وعده‌های بسیار بر ما معلوم کرده است (مقالات عمومی: نبوت و پیشگویی؛ و نمونه‌ها و پیشگویی وقایع مشاهده شود).

۵. در نهایت خداوند خلقت را در اطاعت از خود به سوی کاملیت سوق خواهد داد.

در طی زندگی ومرگ و رستاخیز عیسی مسیح که در عهد جدید ثبت شده است، خداوند نقشه خود را برای سوق دادن مردم به سمت خود، پاک ساختن آنها از گناهانشان، و رهایی آنها از شریر به تحقق رساند. جهان معمولی در پایان دنیا با یک آسمان جدید و یک زمین جدید احیا خواهد شد. آنانی که بر پسر خدا توکل می‌کنند برکت یافته و با وی وارد حیات ابدی خواهند شد. ایمانداران از مرگ قیام خواهند کرد و به آنها بدنی جدید داده خواهد شد که هرگز از بین نخواهد رفت. آنانی که پسر خدا را رد کرده‌اند تا ابد محکوم به جدایی از خداوند خواهند شد (مقالات عمومی: تدبیر خداوند برای نجات نیافتگان؛ و وقایع پس از مرگ مشاهده شود).


مزایای بررسی عقاید گوناگون


بسیاری از مقالات عمومی سوالاتی را مورد بحث قرار می‌دهد که از این پنج نکته اصلی تاریخچه نجات اقتباس شده است. این رئوس مطالب در کل مورد قبول ایمانداران تمامی کلیساها است. اما مسیحیان حقیقی می‌توانند بصورت مکفی در مورد خیلی از جزئیات عملکرد و تدابیر خداوند موافق نباشند. این عدم موافقت شامل اساس ایمان ما بر عیسی مسیح و او را مصلوب نمی‌شود (اول قرنتیان ۲: ۲)

تمامی مسیحیان با اصولی که برای نجات ما قطعی و ضروری می‌باشد موافق هستند. اما کتاب مقدّس به تمامی سوالات ما پاسخ نمی‌دهد. این بخصوص در مورد عهد قدیم بیشتر صادق است. بدین خاطر، اغلب کلیساها یا فرقه‌های مسیحی برای بسیاری از سوالها که در هنگام مطالعه کتاب عهد قدیم ایجاد می‌شود پاسخ قطعی و راسخی ندارند. یکی از مزایای این کتاب تفسیر کاربردی این است که خواننده می‌تواند از نقطه نظرات دیگران نیز آگاه شود. این تفسیر کاربردی یک کتاب تعالیم مذهبی یا یک اعتقاد نامه برای یک کلیسا یا یک فرقه مسیحی نیست بلکه صرفا جهت کمک به مطالعه کتاب مقدّس است. این صادقانه یا عادلانه نیست که پژوهندگان مشتاق کتاب مقدّس را در بی خبری و بدور از عقاید و دیدگاههای درست دیگر مسیحیان قرار دهیم. از اینرو عقاید گوناگون قابل ملاحظه‌ای در این مقالات ارائه خواهد شد.

در هنگام مطالعه این مقالات، پژوهندگان کتاب مقدّس باید بر عبارات کتاب مقدّس بیش از هر چیز دیگر تمرکز کنند. در اغلب این مقالات، آیات اصلی کتاب مقدّس که مربوط به موضوع می‌باشد اول از همه عرضه شده و به دنبال آن شرح مختصری از نقطه نظرات اصلی مسیحیان گوناگون همراه با آیات مربوط به تایید هر نقطه نظر ارائه شده است. خوانندگان باید برای آگاهی بیشتر در ارتباط با تعلیمات کلیسای خودشان به شبان یا معلم کلیسای خود مراجعه کنند.

قاعده کلی در این مقالات این است که افراد می‌توانند مسیحیان روحانی حقیقی باشند و با این وجود دارای عقاید گوناگون در ارتباط با سوالات ثانوی و فرعی باشند. مسیحیان بالغ یاد گرفته‌اند که به عقاید گوناگون در چنین مواردی بها بدهند. برخی از مقالات عمومی سوالاتی را مورد بحث قرار می‌دهد که هرگز در کتاب عهد قدیم بوضوح روشن نشده و حتی پس از تکمیل کتاب عهد جدید نیزهمچنان نامعلوم باقی مانده است. برای سوالاتی شبیه به اینها، ما باید دوستان ایماندار خود اجازه دهیم تا نقطه نظرات متفاوتی از ما داشته باشند. در واقع ما نباید با تعصب به نقطه نظر خود بچسبیم تا روح‌القدس بتواند در طی سالهای باقی مانده از عمرمان به ما بیشتر و بیشتر تعلیم دهد.

خلاصه

کتاب مقدّس مسیحیان شامل هر دو کتاب عهد قدیم و جدید است. هر دو توسط یک خدا الهام شده اند، و هر دو شامل یک دیدگاه از عملکرد خداوند در تاریخ نجات هستند. هر دو شامل همان تعالیمی هستند که ما برای نجات از گناه و شرارت نیازمند آن هستیم. عهد قدیم شامل نبوتهایی درباره یک نجات دهنده یا مسایا است که نوع بشر را با خدا آشتی خواهد داد. عهد جدید نشان می‌دهد که نجات دهنده خود خداوند بود که در عیسی مسیح مجسم شد. از اینرو مسیح مبحث اصلی کل کتاب مقدّس است. مسیح هر دو عهد را به هم وصل می‌کند.

نویسندگان عهد جدید متوجه شدند که وحدت و یگانگی کتاب مقدّس در عیسی مسیح خلاصه می‌شود. آنها برای تایید ادعاهای خود درباره خبر خوش عیسی مسیح، بسیاری از عبارات عهد قدیم را مورد اشاره یا مورد نقل قول قرار دادند. گاهی اوقات ممکن است استفاده از عهد قدیم و درک آن برای ما دشوار باشد، اما آنها متقاعد شدند همان خدایی که از طریق انبیا سخن گفته است حالا از طریق عیسی مسیح سخن گفته است (عبرانیان ۱: ۱-۲). و آنها باور داشتند که همان خدا نوشتجات خود را الهام بخشیده است. هر سوالی که وجود داشته باشد، ما می‌توانیم اطمینان داشته باشیم خداوندی که الهام بخش هر دو کتاب عهد قدیم و جدید بوده است همچنان از کل کتاب مقدّس جهت خیریت ما استفاده خواهد کرد. خداوند کتب مقدّسه... می‌تواند تو را حکمت آموزد برای نجات بوسیله ایمانی که بر مسیح عیسی است. تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است، تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکو آراسته بشود (دوم تیموتائوس ۳: ۱۵-۱۷)


Saturday, June 18, 2022

او حقیقتا شایسته است که خداوند و پادشاه و کاهن و نجات دهنده زندگی ما باشد

 مسیح مردگان روحی و جسمی را زنده کرد . 

مریضان و دردمندان را شفا داد  . 

سر شیطان را بر روی  صلیب کوبید  . 

گناه را با قربانی جانش فدیه کرد . 

صلح و محبت و راستی را  تعلیم داد . 

قدوسیت و شرافت را عملا زندگی کرد . 

درمانده ترین ها و به بن بست رسیده ترین ها را تبدیل کرد.

افکندگان و انکار شدگان را به صحنه زندگی برگردانید . 

بخشش رایگان خدا را برای گناهکارترین انسانها مهیا ساخت . 

راه و راستی و حیات را به گمراه ترین ها  ارائه داد . 

نامه اعمالی که برضد ما بود را برصلیب میخکوب کرد.

شریعت و عدالت خدا را عملا  انجام داد و به کمال مطلق رسانید .

رابطه مخدوش  و قطع شده بین خدا  و انسان را  برقرار ساخت .

اسیران و بردگان و به بند کشیده شدگان را آزاد ساخت .

به اجتماع مرد سالار زمان خودش تساوی حقوق زنان را حکم کرد .

قدرت و ارزش و احترام خودش را با ضعیف ترین افراد تقسیم نمود.

Friday, April 15, 2022

روز جمعه صلیب

 طبق  قوانین امپراطوری روم قدیم محکومین به اعدام باید صلیب خود را از محل محاکمه تا به محل مصلوب شدن بر دوش میکشیدند. در روز جمعه صلیب عیسی مسیح در حینی که صلیب  خود را بر دوش کشیده  بطرف تپه جلجتا میرفت چندین بار بخاطر سنگینی صلیب و جراحت شلاقهای تیغ دار سربازان رومی به زمین افتاد و سربازان شخصی بنام شمعون قیروانی را مجبور کردند تا صلیب او را بردارد. شمعون  یا باید اطاعت میکرد و صلیب مسیح را برمیداشت و یا گرفتار شمشیر سربازان رومی میشد. این دردناکترین و سخت ترین نوع انتخاب در زندگی اش بود.


 «رهگذری شمعون نام از اهل  قیروان که پدر اسکندر و  روفــس بود را مجبور ساختند که صلیب عیسی مسیح را بردارد.»

       مرقس ۱۵: ۲۱


 شمعون قیروانی در برخورد با عیسی مسیح در چنین لحظه حساس و تلخ و دردناک زیباترین حرکت زندگی اش را انجام داد و با استواری و یقین کامل خـم شـده صلیب مسیح را برداشت و از روی سنگ فرشهای کوچه های اورشلیم تا بـه تپه جلجتا آنرا بر دوش کشید و از این  فرصت بینظیر یک صحنه تاریخی و افتخار آمیز ساخت که در زندگی خود و نسل  آینده اش تاثیری ابدی  گذاشت.


تاثیر اول اینکه در حالی که همه مردم از دور به صلیب مسیح نگاه میکردند او با این عمل توانست از زیر صلیب به مردم نگاه کند یعنی دقـیقـا از همان زاویه ای که مسیح به دیگران نگاه میکرد. و این زاویه جدید باعث شد طرز تفکرش برای همیشه  نسبت به زندگی و افراد و شرایط محیط اطرافش عوض شود و بتواند به همه چیز از  زاویه چشمان عیسی مسیح نگاه کند. چقدر زیباست و  چقدر قابل تحمل و در خور  تعمق است. دنیای ما وقتی  بتوانیم از زاویه دید مسیح به  آن نگاه کنیم، حتی درب های  بسته نیز از روی صلیب  گشوده دیده خواهـند شد. 


 تاثیر دوم اینست که او پدر اسکندر و روفـس بود و همسرش که تحت تاثیر این عمل شجاعانه او قرار گرفته بود بارها و بارها با افتخار در مورد این حرکت همسرش با پسرانش صحبت کرده و آنها را تشویق میکرد که مثل  پدرشان همواره از زیر سایه صلیب مسیح به دنیا نگاه کنند. سالها بعد میبینیم  روفــس پــسر همین شمعون قیروانی دوشادوش پولـس،  رسـول عیسی مسیح و کلیسای او را خدمت میکند و مانند پدرش دنیا را از زیر سایه صلیب مسیح مینگرد بطوریکه وقتی پولس نامه ای به روم مینویسد او را  برگزیده خدا و مادرش را مادر خودش خطاب کرده به آنها سلام میرساند.


«به روفــس برگزیده در  خداوند و مادر او که مادر  من است سلام برسانید.»

رومیان ۱۶: ۱۳


امروز هم من و شما مانند شمعون قیروانی در برابر یک حق انتخاب قرار گرفته ایم و باید تصمیم بگیریم که از زوایه صلیب پر از رحمت عیسی مسیح به دنیا نگاه کنیم یا از زاویه شمشیر پر از زحمت و بیرحمانه سربازان رومی ؟!


یقین بدانید از هر زاویه ای که به زندگی نگاه کنیم در صحنه های قابل دیدن همان زاویه زندگی خواهیم کرد.

Friday, February 18, 2022

گزارش سالانه در مورد وضعیت مسیحیان

 سی #نوکیش #مسیحی در سال ۲۰۲۱ با اتهاماتی مربوط به باور دینی و فعالیت مسالمت‌آمیز عقیدتی به محکومیت به زندان و تبعید  محکوم شدند. ۲۰ نفر از آنها تا پایان سال میلادی همچنان در حال تحمل این احکام بودند: ۱۸ نفر زندانی، یک نفر در تبعید و یکی دیگر هم با پابند الکترونیکی در خانه.


این بخشی از گزارش سالانه در مورد وضعیت مسیحیان یا بهتر بگوییم نقض حقوق آنها در ایران است که سازمان ماده ۱۸ همراه با سه نهاد بین‌المللی مسیحی، درهای باز (Open Doors)، «سی اس دبلیو» (CSW) و «ام ای سی» (MiddleEast Concern) روز سه‌شنبه، پنجم بهمن ماه، منتشر کرده‌است.


بسیاری از این مسیحیانی که با محکومیت در سال گذشته میلادی روبرو شده‌اند، به دلیل شرکت در کلیسای خانگی یا به عبارتی دیگر دورهمی چند نوکیش مسیحی برای دعا و خواندن کتاب مقدس بوده‌است.


حکومت ایران کلیساهای فارسی‌زبان را تعطیل کرده و با حمله به منازل مسیحیان و کلیساهای خانگی آنها را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.


با ابتکار عمل چند نوکیش مسیحی که به دلیل شرکت در کلیسا خانگی به زندان فرستاده شده‌اند، و پشتیبانی سازمان ماده ۱۸، کمپین «کلیسا حق همه مسیحیان است» راه اندازی شد. مسیحیان فارسی‌زبان پرسش ساده ای از حکومت ایران دارند، «من مسیحی فارسی‌زبان کجا می‌توانم عبادت کنم، که کارم به زندان ختم نشود.» تاکنون دستکم ۳۳ کلیسای ایرانی پشتیبانی خود را از این کمپین اعلام کرده‌اند.


در این گزارش سالانه همچنین بار دیگر در مورد تغییراتی در موادی (۴۹۹ و ۵۰۰) از قانون مجازات اسلامی ابراز نگرانی شده‌است.


طبق ماده ۵۰۰ این قانون افراد می‌توانند به، مرتکب اعمالی چون «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» متهم و محکوم شوند. امین خاکی، میلاد گودرزی و علیرضا نورمحمدی، اولین شهروندان مسیحی بودند که این قاون علیه آنها در دادگاه اعمال شدهُ و مجوعا به ۹ سال زندان محکوم شدند.


احکام قوه قضائیه در مورد نوکیشان مسیحی مبدل به کلاف سردرگمی شده‌است.


به عنوان مثال عبدالرضا (ماتیاس) علی حق‌نژاد اخیراً با رای شعبه دیگر دیوان عالی کشور همراه با هشت نوکیش مسیحی دیگر، که «تبلیغ مسیحیت و تشکیل کلیسای خانگی» را جرم ندانسته بود، به‌طور موقت آزاد شد، ولی پس از کمتر از دو هفته با اتهاماتی مشابه، به حکم شعبه دیگری از دیوان عالی راهی زندان شده‌است.


حکومت ایران درقبال برخی از مسیحیان زندانی، حتی طبق قوانین جمهوری اسلامی رفتار نمی‌کند.


درخواست ناصر نورد گل‌تپه، نوکیش مسیحی زندانی، بارها برای آزادی مشروط، علیرغم داشتن شرایط لازم، رد شده‌است. این زندانی عقیدتی حتی از رفتن به مرخصی هم محروم شده‌است.


علیرغم سخت شدن شرایط پناهندگی و پناهجویی، نوکیشان مسیحی تحت فشار حکومت، همچنان مجبور به ترک وطنشان شده‌اند.


 این گزارش الگوهای رفتاری حکومت در سرکوب مسیحیان فارسی‌زبان در سال ۲۰۲۱ را که به شکل بارزتری ملاحظه شده، توضیح داده‌است: دخالت فراینده اطلاعات سپاه در سرکوب فعالیتهای مسیحیان، تمرکز بیشتر بر فعالیتهای آنلاین در دنیای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، جرم انگاری ابراز عقیده یا ارتباط با دیگر مسیحیان و تصویب قوانین محدود کننده از این جمله هستند.


گزارش سالانه ماده ۱۸ و سه سازمان دیگر یادآوری می‌کند که اذیت و آزار مسیحیان حتی پس از پایان حکم زندان ادامه دارد، برخی مانند ساسان خسروی با محرومیت از کار و ادامه سکونت در شهرشان روبرو می‌شوند.


اخیراً سازمان درهای باز، ایران را نهمین کشور «مسیحیت ستیز» جهان دانست.


Friday, January 7, 2022

راه رسيدن به خدا

 راههايی هستند که بنظر انسان راست می‌آيند اما عاقبت به مرگ منتهی می‌شوند" (امثال سليمان ١٤: ١٢). عيسی مسيح در انجيل يوحنا ١٤: ٦ می‌فرمايد: "من راه و راستی و حيات هستم، هيچکس جز بوسيله من نزد پدر نمی‌آيد." سه نوع عکس‌العمل در مورد اين ادعای مسيح در مردمی که اقرار می‌کنند به خدا ايمان دارند ديده می‌شود:


اول- مسيحيان اسمی، بطور سطحی اين ادعای مسيح را باور کرده و در نتيجه به کليسا و يا جماعتی ملحق می‌شوند و بدون توجه به اين حقيقت انجيل که: وقتی يک نفر از آن مسيح می‌گردد، تبديل به شخص جديدی می‌شود و زندگی کاملاً تازه‌ای را آغاز می‌کند، خود را مسيحی دانسته و زندگی دنيوی خود را ادامه داده و با زندگی و رفتار غيرمسيحی خود، موجب بدنامی مسيحيان واقعی می‌شوند.


دوم- مسيحيان حقيقی، نه تنها اين ادعای مسيح را قبول دارند، بلکه با هدايت روح خدا مسيح زنده را پيروی نموده و بوسيله اعتماد به مسيح و اطاعت از او، روز به روز در روحانيت رشد کرده بيشتر و بيشتر شبيه مسيح می‌شوند تا روزی برسد که براساس انجيل: "او را چنانکه هست ببينند."


سوم- مذهبيون، يعنی آنانيکه فکر می‌کنند بوسيله انجام مراسم و تشريفات مذهبی و کارهای نيک می‌توانند به خدا برسند، اين ادعای مسيح را رد کرده و می‌پرسند: چطور ممکن است که مسيح تنها راه رسيدن به خدا باشد؟ برای پاسخ به اين سؤال مهم و حياتی، بايد به کتاب مقدس که کلام خدا است مراجعه نمائيم. در اين کتاب دلايل زيادی برای اثبات اين ادعای مسيح يافت می‌شود که در اين مقاله به ارائه سه دليل عمده اکتفاء می‌نمائيم:


١- تنها عيسی مسيح است که از روح خدا، بوسيله مريم باکره به دنيا آمد (متی ١: ١٨)، به اين جهت انجيل او را فروغ جلال خدا و پسر يگانه خدا می‌خواند. بنابراين تنها عيسی مسيح است که می‌تواند خدا را همانگونه که هست به ما بشناساند و چقدر مهم و ضروری است که برای رسيدن به خدا، ابتدا او را بشناسيم و با محبت بيدريغ الهی که در عيسی مسيح بر دنيا مکشوف گرديد آشنا شويم. لازم به توضيح است که لقب پسر خدا، هرگز به معنای جسمانی نيامده زيرا "خدا روح است"، بلکه اين لقب عيسی مسيح، جنبه روحانی دارد و نشان دهنده شباهت او در ذات و ماهيت با خدا می‌باشد. اين شباهت به حدی است که انجيل، عيسی را کلمه خدا و کلام حيات، معرفی می‌کند که جسم گرديد و در ميان ما زندگی کرد. خدای ناديدنی اراده فرمود که کلمه خود را جسم بخشد تا ما خدا را بشنويم و ببينيم و لمس کنيم. رسولان مسيح در انجيل اين حقيقت را فاش می‌سازند و چنين شهادت می‌دهند: "ما در باره کلام حيات به شما می‌نويسيم- کلامی که از ازل بود و ما آنرا شنيده و با چشمان خود ديده‌ايم- آری، ما آنرا ديده‌ايم و دستهايمان آن را لمس کرده است. آن حيات ظاهر شد و ما آن را ديديم . . ." (رساله اول يوحنا ١: ١ و ٢).


٢- تنها عيسی مسيح است که کاملاً بی‌گناه بود (دوم قرنتيان ٥: ٢١)، بنابراين تنها او می‌تواند راه رسيدن انسان گناهکار، به خدای پاک و مقدس باشد. سئوال می‌شود: چرا انسان، گناهکار و مسيح، بی‌گناه است؟ پاسخ اينستکه: هر کسی که از پدر و مادر جسمانی بدنيا می‌آيد ذاتی گناه‌آلود دارد که از آدم و حوا به ارث برده است. علاوه بر اين، خودش هم در فکر و سخن و عمل گناه می‌کند. ولی مسيح چون از خدا، بدون پدر جسمانی بدنيا آمد، ذات گناه‌آلود نداشت و هرگز هم گناهی از او سر نزد. سئوال ديگر اينست که: چگونه مسيح بی‌گناه، ما را به خدا می‌رساند؟ در پاسخ بايستی بگوئيم: خدا مزد گناه را موت يا مرگ روحانی تعيين فرموده است که معنايش جدائی از خدا می‌باشد. بنابراين همه انسانها محکوم به مرگ روحانی هستند. ولی خدای نيکو و مهربان، که وضعيت انسان را می‌دانست، دلش بحال انسان که او را از لحاظ روحانی به شباهت خود آفريد، بسوخت و عيسی مسيح، تنها بی‌گناهی را که می‌توانست بجای انسانهای گناهکار، مزد گناه را با مرگ خود بر صليب بپردازد به جهان فرستاد تا انسان بتواند با ايمان با اين راه رسيدن به خدا، از مرگ روحانی نجات يابد و به زندگی جاودانی قدم گذارد و البته چون تنها عيسی مسيح است که الوهيت و ذات الهی دارد، تنها او می‌توانست بجای همه انسانها جان فدا سازد.


٣- تنها عيسی مسيح است که زنده و با خدا بر تخت نشسته است (مکاشفه ٣: ٢١)، بنابر اين تنها او می‌تواند شفيع و واسطه در ميان خدا و انسان باشد. در انجيل می‌خوانيم که عيسی مسيح سه روز پس از مرگ، از مردگان برخاست و بعد از ٤٠ روز که خود را بر شاگردانش ظاهر می‌کرد به آسمان بالا برده شد، پس تنها اوست که می‌تواند ما را به خدا برساند. چرا؟ چون برای اينکه انسان مقبول درگاه خدا شود، لازم است که نجات دهنده و شفيعی زنده در حضور خدا در آسمان داشته باشد

و خدا را شکر که برطبق انجيل شريف: "او (عيسی مسيح) قادر است همه کسانی را که بوسيله او به حضور خدا می‌آيند کاملاً و برای هميشه نجات بخشد، زيرا او تا به ابد زنده است و برای آنان شفاعت می‌کند" (عبرانيان ٧: ٢٥).


اکنون بايد پرسيد که: چگونه انسان با اين روح و جسم ناپاکی که دارد می‌تواند به خدايی که کاملاً پاک و مقدس است برسد؟ مگر چنين نيست که تاريکی گناه نمی‌تواند در مقابل روشنايی پاکی بايستد و سياه و سفيد هرگز بهم نمی‌رسند. برای پاسخ به اين سؤال مهم، باز بايد به کتاب مقدس مراجعه کنيم و توجه داشته باشيم که چون عيسی مسيح، مظهر و آشکار کننده خدا، وسيله آمرزش و برطرف شدن گناه انسان را با خون ريخته شده و مرگ خود بر صليب فراهم نموده است و پس از مرگ از مردگان قيام نموده و زنده است، خدا به همه کسانی که به او ايمان می‌آورند نجات از اسارت و نتايج شوم گناه را می‌بخشد و به آنان تولد روحانی عطا می‌نمايد. در اول پطرس ١: ٣ می‌خوانيم: "خدا . . . به وسيله رستاخيز عيسی مسيح از مردگان تولد تازه و اميد زنده به ما بخشيده است،" اين حقيقتی است که نمی‌شود انکار کرد زيرا وقتی که از گناه توبه می‌نمائيم و از راه ايمان، مسيح را بعنوان منجی و خداوند خود دريافت می‌کنيم و به درون قلب و زندگی خود خوش‌آمد می‌گوئيم، خدا ما را روحاً از نو می‌آفريند تا بتوانيم با خدای پاک و قدوس مشارکت روحانی داشته باشيم. .


خواننده گرامی: تمام پيامبران آمدند و بشر را از عواقب وخيم گناه که خود انسان مسئول آن می‌باشد آگاه ساختند، ولی برای علاج آن اقدامی نکردند و وفات يافتند. تنها عيسی مسيح است که آمد و نه تنها انسان را از عواقب وخيم گناه آگاه ساخت بلکه جان خود را نيز در راه نجات انسانها از اين عواقب که در نهايت هلاکت ابدی است، فدا ساخت و پس از مرگ، جسماً و روحاً زنده شد و به پيروان خود اطمينان بخشيد که: تا پايان عالم همراه آنان خواهد بود، و ابديت را نيز با او سپری خواهند ساخت.


اين است خبر خوش نجات و راه رسيدن به خدا: عيسی مسيح از روح خدا، بوسيله مريم باکره بدنيا آمد و بخاطر آمرزش گناهان انسان بر روی صليب جان سپرد و در روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان صعود نمود تا به آنانی که به او ايمان می‌آورند زندگی جديد و جاويد عطا فرمايد. آيا از اين راه، راهی بهتر و مطمئن‌تر برای رسيدن به خدا وجود دارد؟ خدا را شکر که اين راه، از خدا شروع شده و به خدا نيز ختم می‌گردد و خوبست که شما حق جوی عزيز و گرامی نيز بوسيله ايمان و اعتماد قلبی به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ و قيام او از مردگان، نجات و حيات جاويد بيابيد.


خلاصه:


عيسی مسيح تنها راه رسيدن به خدا می‌باشد، زيرا:


١- تنها او در ذات و ماهيت همانند خدا است، بنابراين او می‌تواند خدا را به ما بشناساند.


٢- تنها او کاملاً پاک و بی‌گناه است، بنابراين او می‌توانست بجای همگی ما مزد گناه ما را


بپردازد و مانع اصلی را برای رسيدن ما به خدا برطرف سازد.


٣- تنها او زنده و با خدا بر تخت نشسته است، بنابراين او می‌تواند در حضور خدا برای ما


شفاعت و وساطت نمايد.

فیض یعنی چه

 واژه فیض که در کتاب مقدس به کار رفته است ترجمه واژه یونانی "چریس" می باشد. "چریس" در یونانی یعنی "لطف آزادانه به ش...