Total Pageviews

Sunday, February 9, 2025

از عیسی مسیح، وقتی که بر صلیب بود، هفت سخن در انجیل‌ها ثبت شده است

 این سخنان بیانگر زوایای مختلف شخصیت او هستند. با گوش فرادادن به این مجموعه، با شخصیت او بیشتر آشنا خواهید شد.


سخن اول | قسمت اول :


آخرین سخنان انسان به‌هنگام مرگ، بیانگر شخصیت واقعی او هستند. عیسی مسیح بر روی صليب، هفت سخن بیان کرد. نخستین سخن او بر صلیب این بود: “ای پدر، اینان را ببخش زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند”.


سخن اول | قسمت دوم :


مسیح بر روی صلیب برای قاتلین خود از خدا طلب رحمت و بخشش نمود، زیرا او خودمحور و انتقام‌جو نبود، بلکه در فکر انسان‌ها بود. ما نیز باید از مسیح الگو بگیریم و در مقابل بدی، بدی نکنیم بلکه بدی را با خوبی شکست دهيم.


سخن دوم :

وقتی عیسی بر روی صلیب بود، یکی از دو مجرمی که با او مصلوب شده بودند، در همان حالت مأیوس‌کننده ایمان آورد که او خداوند و نجات‌دهنده است. عیسی نیز به او فرمود: “خاطرجمع باش، امروز با من در فردوس خواهی بود”.


سخن سوم :


در پای صلیب عیسی، مادرش مريم و شاگرد محبوبش یوحنا، ایستاده بودند. عیسی به مادرش فرمود: “اینک پسرت” و به یوحنا فرمود: “اینک مادرت”. عیسی حتی در آن شرایط دردناک، در فکر کمک به انسان‌های دردمند بود.


سخن چهارم : 


عیسی بر روی صلیب فرمود: “خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟”. گناهان همۀ ما انسانها که روی صليب بر عیسای خداوند گذارده شده بود، او را از پدر آسمانی‌اش که بر گناه نمی‌نگرد جدا ساخته بود، زیرا در نظر خدای پاک و مقدس، گناه موضوعی بسیار جدی می‌باشد.


سخن پنجم و سخن ششم :

پنجمین سخن عيسی بر صلیب این بود: “تشنه‌ام”. این به ما می‌آموزد که باید فروتن باشیم و نیازهای خود را به دیگران ابراز کنیم.


 ششمین گفتار او نیز این بود: “تمام شد”. بلی، عيسی کار نجات بشر را به اتمام رسانيد.


سخن هفتم :

هفتمين و آخرین گفتار مسیح بر روی صلیب این بود: “ای پدر، روح خود را به تو تسلیم می‌کنم”. ما نیز باید تمام زندگی و نگرانیهای خود را به خدا بسپاریم و در همه چیز به پدر آسمانی‌مان توکل کنیم….

Sunday, February 2, 2025

آیا امنیت نجات ابدی یک جواز برای گناه است؟

 معمول ترین مخالفت برای اعتقاد به امنیت ابدی برای نجات این است که ظاهرا به مردم اجازه می دهد هر طوری که دلشان می خواهد زندگی کنند و هنوز نجات را داشته باشند. 

در حالیکه از نظر تکنیکی این درست است، اما در واقع درست نیست. 

یک شخص که حقیقتا بوسیله عیسی مسیح نجات یافته است دیگر بطور عمدی به گناهان خود ادامه نمی دهد.

 ما باید این دومسئله را تشخیص دهیم که یک مسیحی چطور باید زندگی کند و یک شخص برای دریافت نجات چه باید بکند.

کتاب مقدس واضحا می گوید نجات تنها با فیض است، فقط بوسیله ایمان و تنها در عیسی مسیح (یوحنا 3 : 16 و افسسیان 2 : 8-9 و یوحنا 14 : 6). 

درست وقتی که یک شخص حقیقتا به عیسی مسیح ایمان می آورد، او نجات یافته و نجاتش ابدیست.

 نجات بوسیله ایمان بدست می آید، اما با اعمال ادامه می یابد.

 پولس رسول به این موضوع در غلاطیان 3 : 3 اشاره می کند وقتیکه می پرسد "آیا اینقدر بیفهم هستید؟" که به روح شروع کرده، الان بجسم کامل می شوید؟" اگر ما با ایمان نجات یافته ایم، همانطور هم نجات ما با ایمان بقا می یابد. ما نمی توانیم نجاتمان را بخریم.


 بنابراین، نه می توانیم نجاتمان را بدست آوریم و نه آنرا حفظ کنیم. 

خداست که نجات ما را حفظ می کند (یهودا 24). 

دست خداست که ما را محکم در دستش نگه می دارد (یوحنا 10: 28-29). 

این محبت خداست که هیچ چیز نمی تواند ما را از آن جدا کند( رومیان 8 : 38-39).

هر نوع انکار اطمینان به حفظ نجات ابدی، در واقع این را می رساند که ما با سعی خودمان و از طریق اعمالمان باید نجاتمان را حفظ کنیم.

 این کاملا برخلاف اعتقاد نجات با فیض است. ما بخاطر کار مسیح نجات یافته ایم نه کار خودمان (رومیان 4 : 3-8).

 ادعای اینکه ما باید کلام خدا را اطاعت کنیم و یا زندگی خدا پسندانه داشته باشیم تا بتوانیم نجاتمان را حفظ کنیم مثل این است که بگوییم مرگ عیسی برای پرداخت جریمه گناهان ما کافی نبود.

 مرگ عیسی کاملا کافی بود تا جریمه همه گناهان را در گذشته، حال، و آینده چه قبل و چه بعد از نجات بپردازد (رومیان 5 : 8 و1 قرنتیان 15 : 3 و2 قرنتیان 5 : 21). 

آیا این یعنی یک مسیحی هر طور که بخواهد می تواند زندگی کند و هنوز نجات خود را داشته باشد؟ 

این یک سوال فرضی است، چون کتاب مقدس کاملا واضح می گوید که یک ایماندار حقیقی هر طور که بخواهد زندگی نمی کند. مسیحیان مخلوقات جدید هستند (2 قرنتیان 5 : 17).

 مسیحیان میوه های روح را از خود نشان می دهند (غلاطیان 5 : 22-23)، نه اعمال جسم را (غلاطیان 5 : 19-21).

 اول یوحنا 3 : 6-9 واضحا می گوید که مسیحیان حقیقی در گناه دائمی زندگی نمی کنند.

 در مورد اتهام به اینکه فیض باعث تشویق گناه می شود، پولس رسول اعلام می کند "پس چه گوییم؟ 

آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟ حاشا! مایانیکه از گناه مردیم چگونه دیگر در آن زیست کنیم؟" (رومیان 6 : 1-2). 

امنیت نجات ابدی جواز برای گناه کردن نیست. بلکه، این امنیتی است که برای آنانی که به مسیح اطمینان می کنند محبت خدا ضمانت شده است. 

دانستن و درک این هدیه بزرگ نجات خدا بر عکس گرفتن جواز گناه عمل می کند. 

چطور کسی می تواند با علم به قیمتی که عیسی مسیح برای ما پرداخت، به زندگی در گناه ادامه بدهد (رومیان 6 : 15 – 23)؟ چطور کسی می تواند محبت بدون عوض و ضمانت شده خدا را به آنهایی که ایمان می آورند درک کند و آن محبت را گرفته به صورت مسیح پرت کند؟ 

چنین کسی نشان نمی دهد که امنیت نجات ابدی به او جواز گناه کردن داده است، بلکه نشان می دهد که واقعا نجات از طریق عیسی مسیح را تجربه نکرده است.

 "هر که در وی ثابت است گناه نمی کند و هر که گناه می کند او را ندیده است و نمی شناسد" (1 یوحنا 3 :6).


Saturday, February 1, 2025

رشد روحانی یعنی چه؟

 رشد روحانی روندی است که طی آن بیشتر و بیشتر می توان شبیه مسیح شد.

 وقتی ما ایمانمان را بر روی مسیح می گذاریم، روح القدس مراحلی را در ما شروع می کند که بیشتر شبیه او شده بشکل او دربیاییم. 

احتمالا بهترین جایی که رشد روحانی را توضیح می دهد 2 پطرس 1 : 3-8 است که به ما می گوید با قدرت خدا ما آنچه برای یک زندگی خداگونه لازم داریم، که هدف رشد روحانیست، در اختیار داریم.

 توجه کنید که آنچه ما نیاز داریم از طریق معرفت خداست که کلید بدست آوردن همة چیزهاییست که نیاز داریم. 

معرفت و شناخت او از کلام خدا می آید، که برای رشد و بنای ما به ما داده شده است.

 در غلاطیان 5 : 19-23 دو لیست به ما می دهد. آیات 19-21 لیست "اعمال جسم"، اینها اعمالیست که زندگی ما را قبل از بدست آوردن نجات مسیح نشان می دهند. 

اعمال جسم اعمالیست که ما باید به آنها اعتراف کرده، از آنها توبه کنیم و بکمک خدا بر آنها غلبه نماییم.

 در حالیکه ما رشد روحانی را تجربه می کنیم، کمتر و کمتر "اعمال جسم" در زندگیمان دیده می شوند.

 لیست دوم "میوه های روح" است (آیات 22-23)، اینها چیزهایی هستند که باید نشاندهندة زندگی ما که نجات را در مسیح تجربه کرده ایم باشند. 

رشد روحانی با میوه های روح مشخص می شود که در زندگی یک ایماندار رو به ازدیاد هستند.


وقتی تبدیل و نجات انجام می شود، رشد روحانی شروع می گردد. روح القدس در ما ساکن می شود (یوحنا 14 : 16-17). 

ما خلقت تازه در مسیح هستیم (2 قرنتیان 5 : 17). 

طبیعت کهنه با طبیعت نو عوض شده است (رومیان 6-7). 

رشد روحانی یک روند در تمام عمر است که به یادگیری ما و بکار بردن کلام خدا در زندگیمان (2 تیموتاووس 3 : 16-17) و قدم زدنمان در روح بستگی دارد (غلاطیان 5 : 16 – 26). 

چنانکه ما خواستار رشد روحانی هستیم، باید به خدا دعا کنیم و در قسمتهایی که او می خواهد رشد کنیم، حکمت بطلبیم.

 ما می توانیم از خدا بخواهیم که ایمان و شناخت از خودش را در ما زیاد کند. 

خدا از ما می خواهد که در روح رشد کنیم، و او هر چه که در این رابطه لازم داریم به ما داده است.

 با کمک روح القدس، ما می توانیم بر گناه پیروز شویم و بتدریج شبیه نجات دهنده مان، خداوند عیسی مسیح شویم.

Friday, January 24, 2025

چرا عیسی از خودش در مقابل کسانی که شکنجه اش دادند و کشتنش ، دفاع نکرد؟ چرا؟

 او مظلوم شد امّا تواضع نموده، دهان خود را نگشود؟» ( اشعیا ۵۳: ۷) .

 دانشمند بزرگ ، آلبرت انیشتن با وجود آنکه مسیحی نبود، گفت، هیچکس نمی تواند انجیل را بخواند و وجود عیسی مسیح را احساس نکند. 

شخصیتش در در هر کلمه انجیل می تپد. 

هیچ افسانه ای با چنین زندگی پر نشده است ( آلبرت انیشتن، انتشارات شنبه بعدازظهر، ۲۶ اکتبر ۱۹۲۹).

حتی موقعیکه تازیانه خورد و به صلیب کشیده شد، وی هیچ چیزی نگفت! 

چرا عیسی مسیح در برابر کسانی که کتکش زدند و وی را به کشتن دادند از خویش دفاع نکرد؟ 

فیلسوف فرانسوی روسو با وجود اینکه ملحد بود به طرز عجیبی به پاسخ این سئوال نزدیک شد وقتی که گفت،

اگر سقراط مانند یک فیلسوف زیست و از دنیا رفت، عیسی مسیح مانند خدا زیست و از دنیا رفت ( ژان- ژاک روسو ، فیلسوف فرانسوی ، ۱۷۱۲- ۱۷۷۸).

عیسی مسیح از خودش دفاع نکرد چون تنها دلیل آمدنش به دنیا رنج کشیدن و مردن بر روی صلیب بود.

 یکسال قبل از به صلیب کشیده شدنش ، عیسی مسیح ای موضوع را به طور واضحی بیان کرد.

« و از آن زمان عیسی به شاگردان خود به خبردادن آغاز کرد که رفتن او به اورشلیم و زحمتِ بسیار کشیدن از مشایخ و رؤسای کَهَنه و کاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروری است» ( متی ۱۶: ۲۱).

تفسیر کاربردی عهد جدید در این باره می گوید:

پطرس تازه اقرار کرده بود که عیسی همان مسیح موعود ، پسر خداوند ، است [ مرقس ۸: ۲۹]. 

اما [ پطرس ] هنوز نمی دانست که عیسی برای انجام چه کاری به این دنیا آمد.

 او هم مانند بقیه یهودیان فکر می کرد که عیسی برای اینکه پادشاه زمین باشد به این دنیا آمد.

 به همین دلیل وقتی عیسی مسیح به او گفت که باید رنج بکشد و... کشته شود، پطرس نمی توانست آن را قبول کند.

 عیسی حتی گفت که بعد از سه روز زنده خواهد شد.

 عیسی مسیح نه تنها می دانست که کشته خواهد شد ، بلکه می دانست که بعد از سه روز زنده خواهد شد. حواریونش اصلاْ این را نمی فهمیدند. ( توماس هیل، تفسیر کاربردی عهد جدید ، انتشارات کینگزوی ، ۱۹۹۶، صفحات. ۲۶۰- ۲۶۱).

ولی ما باید این را بفهمیم. کتاب مقدس می گوید،

« این سخن امین است و لایق قبول تامّ که مسیح عیسی به دنیا آمد تا گناهکاران را نجات بخشد که من بزرگترین آنها هستم» ( اول تیموتیوس ۱: ۱۵)

با مرگش بر روی صلیب برای گناهان ما و با دوباره زنده شدنش ، عیسی مسیح به ما زندگی دوباره داد. 

عیسی مسیح در برابر تازیانه ها و به صلیب کشیده شدن ، از خودش دفاع نکرد چون همانطور که به پیلاطس گفت، « از این جهت من متولّد شدم و بجهت این در جهان آمدم» ( یوحنا ۱۸: ۳۷).

Sunday, December 1, 2024

آیا مسیح بر روی زمین فقیر بود یا ثروتمند؟

 گاهی مسیحیان درباره این موضوع بحث می کنند که آیا مسیح بر روی زمین فقیر بود یا ثروتمند؟


ابتدا باید بدانیم کتاب مقدس چه گزارشی می دهد:


پولس نوشت:" مسیح قدرت و جلال خود را کنار گذاشت و شبیه انسان ها شد" (فیلیپیان فصل 2 آیه 7).


پولس در جای دیگر نوشت:" عیسی مسیح با این که در آن مقام آسمانی اش ثروتمند بود، برای کمک به شما به این جهان آمد و فقیر شد تا با فقر خود شما را ثروتمند سازد" (دوم قرنتیان فصل 8 آیه 9).


طبق شریعت یهود، والدین موظف بودند بره یا دو قمری را قربانی کنند. لوقا گزارش می دهد که یوسف و مریم، پرنده قربانی کردند (لاویان فصل 12 آیه . این به آن معناست که آن ها توانایی خرید گوسفند را نداشتند. اگر مجوسیان قبل از تقدیم نوزاد، مسیح کوچک را ملاقات کرده بودند، با توجه به دریافت هدایای گرانقیمت، یوسف و مریم به راحتی قادر بودند گوسفندی بخرند. مسیح در آخور متولد شد و به هنگام تقدیم او به خدا، والدین استطاعت مالی نداشتند تا قربانی گرانقیمت را تهیه کنند. مسیح به خاطر بشر گناهکار، کوچک و حقیر شد، تا انسان ها از قلمرو گناه نجات یافته و فرزند خداوند شوند.


زمانی که مسیح ماموریت خود را شروع کرده بود، به شخصی که می خواست از او پیروی کند، فرمود:" روباه ها برای خود لانه دارند و پرندگان آشیانه، اما من که مسیح هستم، جایی برای استراحت ندارم" (متی فصل 8 آیه 20).


لوقا گزارش می دهد که چند تن از زنان از جمله همسر رئیس دربار هیرودیس، از دارایی شخصی خود، عیسی و شاگردانش را خدمت می کردند (لوقا فصل 8 آیه 3).


از سوی دیگر، "یوسف" شوهر مریم در شهر پر جمعیت ناصره به حرفه نجاری مشغول بود (متی فصل 13 آیه 55). عیسی نیز به عنوان نجار معروف بود (مرقس فصل 6 آیه 3). طبق گزارش مورخان، در نزدیکی ناصره، شهری مجلل به نام "سپ فوریس" در حال ساخت بود که رومی ها و افراد ثروتمند تعطیلات شان را در آن می گذراندند. احتمالا یوسف و عیسی نیز از نجارهایی بودند که از این فرصت بی نظیر استفاده نموده و در این شهر مشغول به کار شدند.


شاگردان مسیح فقیر نبودند. مثلا پطرس ماهیگیر بود و قایق داشت. آن ها قبل از دستگیری عیسی و بعد از مرگ مسیح، خانه ای را اجاره کرده بودند.


آیا نحوه زندگی مسیح بر روی زمین، به آن معنا است که فقر بهتر از ثروت است؟ یا فقط فقیران به بهشت راه می یابند و ثروتمندان راهی جهنم می شوند؟


کتاب مقدس گزارش می دهد که افراد متمول و ثروتمند نقش مهمی در اجرای برنامه خداوند داشتند. به عنوان مثال، ابراهیم (پیدایش فصل 13 آیه 2)، بوعز مرد ثروتمندی بود که با روت که کارگر فقیری بود ازدواج کرد. آن ها جد و نیاکان داود پادشاه بودند (روت فصل 4 آیات 13- 22)، "برزلایی" مرد ثروتمندی بود که از داود و سربازانش پذیرایی کرد (دوم سموئیل فصل 19 آیه 32)، یوسف رامه ای مرد متمولی که قبر خود را وقف عیسی کرد (متی فصل 27 آیه 57).


کتاب مقدس تعلیم می دهد که فقر و تنگدستی مانند راهزن بر تو هجوم می آورند (امثال سلیمان فصل 6 آیه 11). "با دقت از گله و رمه ات مواظبت کن... آنگاه از پشم گوسفندانت لباس تهیه خواهی کرد و از فروش بزهایت زمین خواهی خرید" (امثال سلیمان فصل 27 آیات 24- 26).


عیسی در بسیاری از حکایاتش "مرد ثروتمند" را به کار برده است. مثلا پدر در داستان "پسر گمشده"، مرد ثروتمندی است (لوقا فصل 15 آیات 11- 31). در حکایت "گوسفند گمشده" مرد دولتمندی حضور دارد (لوقا فصل 15 آیات 3- 6). ناظر دوراندیش نیز مرد متمولی است (لوقا فصل 16 آیات 1- . در حکایت "قنطارها" با پادشاه ثروتمندی روبه رو هستیم. در داستان "ضیافت بزرگ" (لوقا فصل 14 آیات 15- 24) مرد ثروتمندی مهمانی مفصلی ترتیب داد. در این مثال ها عیسی با دارایی و ثروت مخالفت نکرد.


کرنلیوس (افسر رومی)، شخصی خداپرست و پرهیزکار بود و خانواده ای خدا ترس داشت. او همیشه با سخاوت به فقرای یهودی کمک می کرد و به درگاه خدا دعا می نمود (اعمال رسولان فصل 10 آیات 1- 2). فرشته خداوند به کرنلیوس ظاهر شد و گفت:" دعاها و نیکوکاری های تو از نظر خدا دور نمانده است" (آیه 4).


در حکایت "ایلعاذر و ثروتمند" مسیح تعلیم داد که مرد ثروتمند به خاطر ثروتش روانه جهنم نشد، بلکه به خاطر عشقی که به ثروت داشت (لوقا فصل 16 آیات 19- 31). کلام خدا می فرماید:" عشق به ثروت، نخستین قدم به سوی سایر گناهان است. بعضی حتی برای پول، از خدا روگردان شده و خود را گرفتار انواع دردها کرده اند" (اول تیموتاوس فصل 6 آیه 10).


او از ثروتش برای کمک به فقرا استفاده نکرد. او نه فقط از ایلعاذر حمایت و پشتیبانی نکرد، بلکه او را به حال خودش رها نموده بود. وضعیت جسمی ایلعاذر اصلا مساعد نبود. بدن او به علت بیماری، زخمی بود. به نظر می آید که ایلعاذر قادر به راه رفتن هم نبود، زیرا دیگران او را به مقابل خانه مرد ثروتمند می بردند (آیه 20).


Sunday, October 27, 2024

"شرط پیروی از عیسی"

 در لوقا باب نهم آیه ۵۷ ملاحظه می­کنیم که شخصی به خداوند چنین می‌گوید؛ 


خداوندا هر جا روی تو را متابعت کنم ...


پاسخ خداوند به این شخص حاکی از سختیها و مشقات این متابعت است . عیسی برای آن شخص توضیح می‌دهد که شرط پیروی از وی خروج از امنیت فانی و زود گذری است که به هر وسیله ای می‌توان آنرا بدست آورد 


به عبارت ساده تر  عیسی به آن فرد چنین می‌گوید؛ 

اگر میخواهی از من پیروی کنی ، باید به امنیت حاصل آمده از طریق خودت پشت کنی و تمام امنیت خود را در من جستجو نمایی 


در اینجا لازم است به یک سوال بسیار مهم پاسخ گوییم : 


ما از چه طریقی به امنیت خودساخته خودمان دست می یابیم ؟


پاسخ یک کلمه است : " تلاش و کوشش فردی " 


بله درست است ، در دنیای مادی برای رسیدن به آرامش و امنیت هر چه بیشتر ، باید بیشتر کار کرد . تنها از طریق  تلاش  و  زحمت  بیشتر است که می‌توان به اسباب امنیت دست یافت.


با توجه به این نکته گویی منظور خداوند این است که برای پیروی از من باید از یک چیز دست بکشی ؛


" تلاش و کوشش خود محورانه" 


حال اجازه دهید تا مفهوم فوق را در بستر چالش موجود در بین عیسی و مذهبیون مورد توجه و بررسی قرار دهیم : 


مذهبیون کسانی بودند که در نقطه مقابل عیسی ایستاده و دائما در پی آن بودند که با او به مخالفت برخيزند. آنها درست بر طبق این  خصیصه رفتاری عمل می‌کردند. به این معنا که نجات و رسیدن به امنیت روحانی را در گرو تلاش هر چه بیشتر شریعت مآبانه خود می‌دیدند. به همین دلیل دائما در تکاپو و تلاش بودند تا خود را به امنیت به ظاهر پایدار روحانی برسانند. 


به سخنان یکی از مذهبيون در قصه فریسی و خراجگیر دقت کنید : 

   

فَریسی ایستاد و با خود چنین دعا کرد: ”خدایا، تو را شکر می‌گویم که همچون دیگر مردمان دزد و بدکاره و زناکار نیستم، و نه مانند این خَراجگیرم. دو بار در هفته روزه می‌گیرم و از هر چه به دست می‌آورم، ده‌یک می‌دهم.“ 

لوقا ۱۸ : ۱۱_۱۲


آنچه در اینجا شاهد آنیم روحیه خودمحوری ، طمع و فریب است . او قصد دارد تا با دست آویز قرار دادن تلاش های شریعتی خود ، به شکلی فریبکارانه ، خود را در پشت نقاب روحانیت پر زرق و برق خویش پنهان کند تا بدینوسیله در جایگاهی بالاتر از طرف مقابل خود ایستاده و امنیت روحانی خود را هر چه بیشتر تثبیت نماید . 


آیا متوجه نکات کلیدی این ماجرا شدید ؟


او سعی دارد تا نیاز خود را به فیض و نجات الهی در پشت رنگ و لعابی از اعمال مذهبی پنهان سازد .

باید توجه داشت که وی از خدا رویگردان نشده ، بلکه تنها فیض و نجات او را نادیده گرفته و بر تلاش فردی خود پای می فشرد .


امروزه نیز مسیحیانی وجود دارند که الارغم سر دادن شعار فیض و محبت ، پشت نقابی از اعمال مذهبی بظاهر زیبا پنهان شده و در تلاش اند تا به شکلی آگاهانه و یا ناخودآگاه به امنیت ناشی از کوشش های فردی خود دست یافته و حاصل تلاش هایشان را به معرض نمایش بگذارند .


طمع افسار گسیخته چنین مسیحیانی را میتوان در حریص بودن آنان برای حفظ جایگاه های مذهبی شان دید ، چنانکه در فریسیان و مذهبیون زمانه عیسی کاملا مشهود بود.

آنانیکه مبتنی بر " ترس  از دست دادن مقام های روحانی شان در سیستم مذهبی معبد " با عیسی و به یک معنا با خود فیض به مخالفت برخواسته و بیرق ستیز و دشمنی خود را با او برافراشتند. اینان کسانی بودند که بخاطر از دست ندادن جایگاه و حفظ " امنیت خود ساخته شان " عیسی را از خود طرد نموده و در نهایت او را مصلوب نمودند.


و چنانچه امروز هم ، چنین ایماندارانی به عیسی بگویند : 


هر جا بروی تو را متابعت کنیم 


عیسی بدیشان خواهد گفت ؛ 


ابتدا همچون پسر انسان باش . پسر انسانی که او را جای سر نهادن نیست ، نه به این دلیل که او آواره و سر بار این و آنست و نه به این دلیل که او دنیا گریز و تارک دنیاست ، همچنین نه بدان علت که او با بهرمندی ما از رفاهیات مخالف است ، بلکه به این دلیل که او  امنیت خود را در هیچ یک از متعلقات دنیوی نمی جوید . نه در مقام و مکنت دنیوی و نه در خدمت و جلوت کلیسایی و نه در اعمال بظاهر خوب روحانی . در واقع دنیا و  متعلقات مختلفش قادر نیست اسباب امنیت و آرامش عیسی را فراهم سازد .

هنگامی که می‌خوانیم؛ پسر انسان را جای سر نهادن نیست ، گویی دلمان برای او به رحم می آید.

یکی از مفسران کتاب مقدس چنین می‌گوید: 


او به ترحم شما نیازی ندارد ، دلتان برای خودتان به رحم آید چرا که اگر عیسی شما را به مکان بلند دنیا فراخواند ، متعلقات مختلفی از جمله ثروت ، قدرت ، خدمت ، الهیات ، مقام ، کلیسا ، اعمال مذهبی ، تایید طلبی و بسیاری از چیزهای دیگر مانع رفتن شما به آن مکان بلند می‌شود...


آیا حاضریم تا امنیت حاصل شده در هر یک از متعلقات دنیوی ، کلیسایی و مذهبی را رها ساخته و به فیض خداوندمان عیسی مسیح اعتماد کنیم ؟؟


او هم اینک منتظر پاسخ ماست...



Sunday, October 13, 2024

بخشیدن چـه مواردی را شامل می‌شود؟

 بخشیدن یعنی باطل کردن صورت حساب های اشخاصی که بما بدهکار هستند. 

بخشیدن یعنی باطل کردن سـنـد حقوقی ای که ما از ضربه زنندگان خود داریم. 

بخشیدن یعنی باطل کردن تمام مـدارکی که ثابت می‌کند طرف مقصر است.

البته این ساده، و مفت و مجانی نیست، چون بخشیدن بدون جبران خسارت های وارد آمده و پرداخت جـریـمه آن اصلا ارزش حقیقی و حقوقی نـدارد. 

بخشیدن افراد مقصر به معنی نادیده گرفتن و ماست مالی کردن رفتار اشتباه آنها نیست. 


در کلام خـدا بخشش، بوسیله فیض خدا در صلیب مسیح آماده شده. 

خدا گناهان مارا نادیده نگرفت و روی گناهان ما سرپوش نگذاشت، بلکه مسیح مزد گناه را پرداخت کرد. 


اما:   

هیچ کس بدون پذیرفتن مسئولیت گناهانش بخشیده نشده.

هیچ کس بدون اعتراف به گناهانش بخشیده نشده. 

هیچ کس بدون توبه و بازگشت از گناهانش بخشیده نشده. 

هیچ کس بدون ایمان آوردن به مـزد پرداخت شـده گناهانش بخشیده نشده.


شخص مقصر تا بخود نیامده و نپذیرفته باشد که اشتباه کرده، و تا از کارهای خود توبه و بازگشت نکرده، و اشتباهش را جبران نکرده، حتی اگر شما هم او را ببخشید او هرگز آمرزیده نشده و با ثمره منفی کارش همواره درگیر خواهد بود، و می‌بایست تاوان اشتباهش را پرداخت نماید. 


پس با این حساب چرا ما مقصرین خود را باید حتما ببخشیم؟ 

زیرا ما نمی خواهیم مابقی زندگی خود را در تلخی بگذرانیم. 

بخشیدن مقصرین به نوع زندگی ما مربوط می‌شود ، نه به نوع سرنوشت فرد مقصر. 


بخشیدن تنها راه رهایی از زندان فکری کسانی ست که بما ضربه زنده اند.  هرگز اجازه ندهید خاطره نبخشیدن کسی که زندگی دیروز  و امروز شما را خراب کرده است، زندگی فردای شما را کنترل کند.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...