Total Pageviews

Wednesday, May 3, 2023

کمپین من هم یک مسیحی هستم در استکهلم  روز کارگر را گرامیداشت

 مسیحیان و روز کارگر، از سرکوب حکومتی تا مقاومت و حمایت از «بی صدایان»

در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی به جز احکام زندان، تبعید و جزای نقدی، محرومیت از شغل و کار را به عنوان مجازات به بسیاری از شهروندان مسیحی به ویژه نوکیشان تحمیل کرده‌است. این شهروندان علیرغم اینکه ۴۴ سال، به دلیل باور مسیحی و فعالیت صلح‌آمیز دینی، هدف «جنگ اقتصادی» حکومت قرار گرفته‌اند، نه تنها بارها به این وضعیت خود اعتراض کرده‌اند بلکه حتی در حمایت از اعتصابات، صدای «بی صدایان» شده‌اند.

احکامی که مسیحیان را محروم از کسب و کار می‌کند

قاضی‌های حکومت بارها، حکم زندان و جریمه را کافی برای آزار شهروندان مسیحی ندانسته، و محرومیت از کار و کسب را به آنها تحمیل می‌کنند. به عبارت دیگر، از آنها حق و حقوق عادی یک شهروند را سلب می‌شود تا مجبور شوند هویت مسیحی خود را نفی کنند یا به تدریج از جامعه محو شوند.

برخی اوقات، این مجازات کاملاً در احکام نمایان است. از جمله این قربانیان، می‌توان به نوکیشان مسیحی در بوشهر، سام و ساسان خسروی، و مریم فلاحی، اشاره کرد (https://articleeighteen.com/fa/news/2660/).

سام و ساسان خسروی، به دلیل باور مسیحی و فعالیت صلح‌آمیز دینی، هر کدام به یک سال حبس تعزیری، و برای قطع رابطه با نوکیشان به دو سال ممنوعیت اقامت در بوشهر محکوم شدند. این دو شهروند مسیحی همچنین از اشتغال در مراکز اقامتی، که شغل آنها بود، نیز به مدت دو سال محروم شدند.

مریم فلاحی، همسر سام خسروی، به ۸۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم و به دلیل به مسیحی شدن، به انفصال دائم از خدمات دولتی منع شد، یعنی این پرستار مسیحی پس از ۲۰ سال کار در بیمارستانی در بوشهر مجبور شد محل کارش را به دلیل باور دینی‌اش ترک کند.

در برخی از موارد، در حکم علیه مسیحیان، می‌خوانیم که آنها محروم از حقوق اجتماعی (https://www.bonyadvokala.com/blog/what-is-the-deprivation-of-social-rights-in-law/) شدند. به عنوان مثال در خرداد ماه سال گذشته، انوشاوان آودیان به تحمل ۱۰ سال حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت ۱۰ سال و همچنین پرداخت جزای نقدی محکوم شد. همچنین عباس سوری و مریم محمدی نیز به مدت ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت جزای نقدی درجه ۵ در حق صندوق دولت به ارزش ۵۰ میلیون تومان، منع عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی، منع خروج از کشور و ثبت حضور به صورت فصلی در دفتر نظارت و پیگیری ضابطین پرونده و منع اقامت در استان تهران و استان‌های همجوار آن به مدت ۲ سال محکوم شدند. (https://articleeighteen.com/fa/news/12845/)

محرومیت از حقوق اجتماعی، شهروند مسیحی را به سادگی و بیرحمی، از بخش مهمی از بازار کار حذف می‌کند.

فقط یکی از موارد این محرومیت از قرار زیر است: «استخدام یا اشتغال در کلیه دستگاه‌های حکومتی اعم از قوای سه‌گانه و سازمان‌ها و شرکت‌های وابسته به آن‌ها، صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح و سایر نهادهای تحت نظر رهبری، شهرداری‌ها و موسسات مأمور به خدمات عمومی و دستگاه‌های مستلزم تصریح یا ذکر نام برای شمول قانون بر آن‌ها.»

فرد محروم از حقوق اجتماعی همچنین به عنوان محرومیت‌های دیگر، نه می‌تواند به عنوان وکیل دادگستری به کار ادامه دهد و حتی «تأسیس، اداره یا عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های دولتی، تعاونی و خصوصی یا ثبت نام تجارتی یا مؤسسه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و علمی» برایش دیگر امکانپذیر نیست.

«ما را تهدید کردند و خواستند به تو اجازهٔ کار ندهیم»

نیروهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت پس از آزادی شهروندان مسیحی از زندان، همچنان فشار اقتصادی «فراقانونی» را از هر طریقی بتوانند بر آنها وارد می‌کنند.

علی کاظمیان، زندانی سابق عقیدتی و نوکیش مسیحی، در این مورد به ماده ۱۸ چنین می‌گوید (https://articleeighteen.com/fa/witnesses/13387/)، پس از آزادی از زندان، «برای امرار معاش به دنبال کار بودم. هر جا مشغول به کار می‌شدم، بعد از یک یا سه روز صاحب کار از من عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت که ما را تهدید کردند و از ما خواستند به تو اجازهٔ کار ندهیم.» وقتی کار جدید پیدا می‌کردم خوشحال بودم. اما بعد از چند روز صاحب کار مجبور می‌شد به دلیل فشارهای اطلاعات، مرا اخراج کند. در تأمین نیازهای روزمره ناتوان بودم و از این بابت ناراحت و غمگین. خودم و فرزندان بیمه‌ای هم برای درمان نداشتیم.»

ایمان غزنویان حقیقی (https://articleeighteen.com/fa/witnesses/10031/)، دیگر زندانی سابق عقیدتی و شهروند مسیحی، در همین راستا به ماده ۱۸ می‌گوید «من در حرفهٔ کاشی و سرامیک سازی مهارت زیادی داشتم و به سختی توانستم مجوز کار در این حرفه را برای خود بگیرم. اما پس از آزادی هیچ‌کدام از آن مجوزها را تأیید نکردند. من تصمیم گرفتم برای شخص دیگری کار کنم که او نیز به من گفت که چقدر از همکاری با من خوشحال است و استقبال کرد. اما یک هفته بعد، وقتی به محل کار او رفتم، او گفت: «متأسفانه نمی‌توانم با تو کار کنم.»

تبعیض ساختاری، شهروندان مبدل به «اشباح» می‌شوند

در کنار خشونت حکومت در قبال نوکیشان مسیحی یا مسیحیان ارمنی و آشوری که تسلیم خط قرمز حکومتی نشده و با مسیحیان فارسی‌زبان در جلسات دعا و کتاب مقدس خوانی شرکت می‌کنند، می‌توان به تبعیض و خشونت ساختاری اشاره کرد که از روزهای اول انقلاب اسلامی تا امروز بر اقلیت‌های دینی از جمله زرتشتیان، مسیحیان یعنی آشوری‌ها و ارمنی‌ها و یهودیان، که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، تحمل شده‌است. بخشی از این تبعیض مربوط به بازار کار و استخدام شدن در مراکز دولتی است.

براساس قانون ارتش جمهوری اسلامی که هفتم مهرماه ۱۳۶۶ در مجلس تصویب شد و به تأیید شورای نگهبان رسیده، تدین به اسلام از شرایط اصلی استخدام در ارتش است. به عبارت دیگر افرادی که خدمت سربازی می‌روند و در زمان جنگ در کنار دیگر ایرانی‌ها در ارتش می‌جنگند و فدای وطن می‌شوند، حق استخدام در همان ارتش را ندارند چون دین ابا و اجدادیشان اسلام نیست.

البته قوانین تبعیض آمیز به استخدام در ارتش ختم نمی‌شود. در حالی است که براساس اصل ۲۸ قانون اساسی ایران «هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید»، بسیاری از نهادهای دولتی افراد متعلق به جامعه اقلیت‌های دینی را استخدام نمی‌کنند.

در واقع حکومت اسلامی با محروم کردن ایرانیان غیر مسلمان، از استخدام در بسیاری از نهادهای دولتی، فقر و دشواری اقتصادی را بر آنها تحمیل می‌کند و این تبعیض۴۴ ساله یا «تحریم اقتصادی» حکومت علیه بخشی از شهروندان ایران، بسیاری از این افراد را محکوم به بیکاری و ناتوانی مالی کرده‌است. شهروندان مبدل به اشباح می‌شوند.

از اعتراض تا حمایت از «بی صدایان»

مسیحیان ایرانی بارها به تبعیض و سرکوب اقتصادی اعتراض کرده‌اند. سال گذشته ۲۵ نفر از مسیحیان محروم از کار و زندانیان پیشین مسیحی، با امضای یک بیانیه (https://articleeighteen.com/fa/news/12187/) نوشتند که «جمهوری اسلامی حق کار و اشتغال را از مسیحیان فارسی‌زبان سلب کرده، در مسیر اشتغال آزاد و خوداشتغالی نیز موانعی جدی بر سر راهشان تراشیده و آن را سخت دشوار و حتی غیرممکن کرده و سهمی از فرصت‌های شغلی برایشان باقی نگذارده‌است.»

به مناسیت روز کارگر، «کمپین من هم یک مسیحی هستم»، دستکم در دوسال اخیر، به مناسبت روز اول ماه مه، در استکهلم، دست به تجمع زده و ضمن گرامیداشت روز کارگر، یادآور محرومیت نوکیشان مسیحی از حق اشتغال، و سرکوب آنها در ایران شده‌است.

مسیحیان در برخی از مواقع نه فقط در مورد تبعیض علیه خود سخن گفته‌اند بلکه به حمایت از کارگران و «بی صدایان» نیز پرداخته‌اند. پیشتر، ابراهیم فیروزی (https://articleeighteen.com/fa/news/3947/)، که به دلیل ایمان مسیحی، متحمل حدود هفت سال در زندان و تبعید شده، از زندان اوین در نامه ای از اعتصاب کامیون داران حمایت کرد و خواستار آزادی رانندگان زندانی درپی اعتصاب شد.

ادامه آزار اقتصادی در خارج از ایران

بسیاری از مسیحیان ایرانی تحت فشار حکومت، مجبور به ترک وطنشان شده اند. این شهروندان ایرانی در این کشورها از جمله ترکیه، بسیاری از مواقع مورد تبعیض قرار گرفته و قربانی سودجویی کارفرمایان قرار گرفته‌اند، هم به عنوان خارجی، و هم به عنوان مسیحی.

یکی از این پناهچویان به ماده ۱۸ می‌گوید «گاهی صاحبان ترک به سختی حاضرند یک پناهنده غیرترک برای آنها کار کند چون به آنها اعتماد ندارند. در اختلافات بین کارگران ترک و غیرترک از کارگران ترک طرفداری می‌کنند. اکثراً عدالت را رعایت نمی‌کنند.

گاهی به یک پناهنده غیرترک، تهمت دزدی زده شده‌است درصورتی که یک کارگر ترک از آن مکان دزدی کرده‌است و هیچ‌کدام از ترک‌ها حاضر نشدند شهادت دهند که آن پناهنده دزدی نکرده‌است.

یکی از معضلات کار برای پناهندگان فقط رفتار صاحبان کار نیست. بلکه کارگران ترک، با گفتار و رفتارشان، پناهنده غیرترک را تحت فشار و آزار قرار می‌دهند. گاهی تمام تلاش خود را می‌کنند که پناهنده اخراج شود. متلک پرانی می‌کنند. کارهای خود را به پناهنده غیرترک محول می‌کنند و اگر انجام ندهد برای او پاپوش درست می‌کنند.

من به سختی توانستم کار پیدا کنم. وقتی صاحب‌کارم فهمید که من مسیحی هستم به من توهین کرد و من را در شرایط سخت اخراج کرد.

من در شهر کوچکی زندگی می‌کنم. صاحب کارم متوجه شد من مسیحی شده‌ام. او با وسیلهٔ کار در بدن من چیزی شبیه پونس وارد کرد. از بدنم خون جاری شد و من مجبور شدم به بیمارستان بروم و تحت درمان قرار بگیرم.»

جنگ اقتصادی که حکومت علیه شهروندان مسیحی به ویژه نوکیشان، در بیش از چهار دهه گذشته راه انداخته، فقط یکی از ابزارهای سرکوب جمهوری اسلامی است. بسیاری از این شهروندان، با مقاومت هویت مسیحی خود را حفظ کرده و بهای سنگینی از این بابت متحمل شده‌اند. مقاومتی که در آن کارگران و اعتصابات، و دیگر بی صدایان نیز فراموش نشده‌اند.

Wednesday, April 26, 2023

چرا آیین شام خداوند را به جا می‌آوریم؟

 عیسی به ما حکم کرد که آیین شام خداوند را به جا آوریم. اما در مواردی، اشخاص نباید در آن شرکت کنند. در اول قرنتیان ۱۱:  ۲۷ پولس رسول می‌فرماید که ما نباید به طور ناشایسته در شام خداوند شرکت کنیم. از آنجا که هیچ یک از ما شایسته نبودیم که  عیسی در راهمان بمیرد و سپس از آمرزش گناهان برخوردار شویم، پس چگونه باید به شکلی «شایسته» در شام خداوند شریک شویم؟ پاسخ این است که ما باید ابتدا خود را بیازماییم، گناهانمان را اعتراف کنیم، و توبه نماییم؛ تنها پس از آن ما می‌توانیم در شام خداوند شرکت جوییم (اول قرنتیان ۱۱: ۲۸-۳۱، اول یوحنا ۱: ۹). 

بنابراین، هنگامی که ایمانداری مرتکب گناهی شده و هنوز این گناه را اعتراف نکرده، مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۷). چنین شخصی فتوای خود را می‌خورد و می‌نوشد؛ در چنین حالتی، شخص ممکن است دچار ضعف، بیماری یا حتی مرگ شود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۹-۳۰۰). به این موضوع باید به شکلی جدی توجه کرد. بسیاری از کلیساها به ایمانداری که بعد از اعتراف به گناهی، باز در آن زندگی می‌کند، اجازه نمی‌دهند در شام خداوند شرکت کند، زیرا این عمل وی ممکن است باعث شود که وی تحت داوری قرار گیرد. اگر چه شرکت در شام خداوند بدون توبه کردن عملی خطرناک است، اما خودداری از توبه کردن کاری است بس خطرناک تر! اگر ما مرتکب گناهی شده ایم، باید آن را اعتراف کنیم، توبه نماییم و آنگاه به سفره خداوند نزدیک شویم. 

همه مسیحیان بر این عقیده‌اند که شام خداوند فرصتی است برای به یاد آوردن مرگ مسیح، همراه با اعتراف گناهان و توبه، زیرا عیسی از ما خواست که وقتی از بدن و خون او می‌خوریم و می‌نوشیم، مرگ او را به یاد آوریم (اول قرنتیان ۱۱: ۲۴-۲۵). در آیین شام خداوند، ما نه تنها مرگ مسیح را به یاد می‌آوریم، بلکه فیضی را اعلام می‌کنیم که به واسطه مرگ او نصیب ما شده است. پولس رسول می‌فرماید: زیرا هر گاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر می‌نمایید تا هنگامی که باز آید (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶۶). به خاطر مرگ مسیح، ما از آمرزش گناه و حیات ابدی برخوردار می‌شویم. با شریک شدن در شام خداوند، ما سپاسگزاری خود را برای این موهبت نشان می‌دهیم. در ضمن، بازگشت مسیح را نیز به یاد می‌آوریم. پس تا هنگامی که (مسیح) باز آید، شام خداوند را پیوسته برگزار خواهیم نمود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶). 

بسیاری از مسیحیان شام خداوند را «شراکت مقدس» می‌خوانند. چنین نامگذاری یی به منزله تصدیق مشارکت ما با مسیح است. عیسی فرمود: «پس هر که جسد مرا می‌خورد و خون مرا می‌نوشد، در من می‌ماند و من در او» (یوحنا ۶: ۵۶۶). با وجود این،  مشارکت ما فقط به مسیح محدود نمی‌شود؛ ما با سایر ایمانداران نیز مشارکت داریم. ما در بدن مسیح شراکت داریم، بنابراین، با یکدیگر نیز شراکت داریم. یک نان وجود دارد که همانا مسیح عیسی است، و اگر چه بسیاریم، یک تن می‌باشیم چونکه همه از یک نان قسمت می‌یابیم (اول قرنتیان ۱۰: ۱۷). 

علاوه بر این، بسیاری از مسیحیان بر این عقیده‌اند که شام خداوند یکی از وسایل جاری شدن فیض نیز هست، یعنی یکی از طرقی است که فیض خدا را به ما منتقل می‌سازد. همانگونه که توسط شام خداوند، ممکن است داوری واقعی بر ما نازل شود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۷-۳۲۲)، به همین شکل می‌توانیم از برکت واقعی نیز برخوردار شویم. این مسیحیان بر این عقیده‌اند که در شام خداوند، آمرزش گناهان را به شکلی مخصوص تجربه می‌کنیم. عیسی فرمود: «زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته می‌شود» (متی ۲۶: ۲۸). همچنین فرمود: «هر که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید، حیات جاودانی دارد و در من می‌ماند و من در او» (یوحنا ۶: ۵۴-۵۶۶). بنابراین، این مسیحیان بر این اعتقادند که در شام خداوند،  خدا فیض خود را به شکلی مخصوص به ما می‌بخشد و این فیض شامل آمرزش گناهان، اتحاد با مسیح و حیات جاودانی می‌گردد. این مسیحیان می‌گویند که نان و عصارۀ انگور نشانه‌های ظاهری و مرئی فیضی درونی و روحانی هستند. در واقع، شراکت در نان و عصارۀ انگور به تنهایی نتیجه‌ای در بر ندارد، بلکه در شراکت همراه با ایمان است که ما از فیض درونی نهفته در شام خداوند برخوردار می‌شویم. اگر بدون داشتن ایمان در این شام شرکت کنیم، نه تنها از فیض برخوردار نمی‌شویم، بلکه تحت داوری نیز قرار می‌گیریم. 

گروهی دیگر از مسیحیان نیز معتقدند که فیض خاصی در شام خداوند وجود ندارد. آنان معتقدند که فیض خدا توسط کلام مکتوب او در دسترس ما قرار دارد. آنان باور ندارند که خدا توسط طرق یا آیینهایی خاص، ما را از فیض خویش بهره مند می‌سازد. صرفا با ایمانی اصیل به مسیح، «بدن و خون او را» به گونه‌ای روحانی، و نه جسمانی، می‌خوریم.

Sunday, March 12, 2023

چرا این حقیقت که «عیسی مسیح خداوند در جسم انسان است» برای ما اهمیت دارد؟

 از زمان شکل گیری عیسی مسیح در رحم مریم توسط روح القدس (لوقا فصل 1 آیه های 26 تا 38)، هویت واقعی عیسی مسیح همیشه توسط شک گرایان زیر سوال رفته است. آغاز این رویه ازطرف یوسف، نامزد مریم بود که درصدد برهم زدن نامزدی مریم برآمد، چون او آبستن شده بود. او زمانی حاضر به ازدواج با مریم شد که فرشته خداوند به او اطمینان داد بچه درون شکم مریم فرزند خداست. اشعیا ظهور پسر خدا را چندین قرن پیش از تولد مسیح پیش بینی کرده بود: «زيرا فرزندی برای ما به دنیا آمده! پسری به ما بخشيده شده! او بر ما سلطنت خواهد كرد. نام او «عجيب»، «مشير»، «خدای قدير»، «پدر جاودانی» و «سرور سلامتی» خواهد بود». وقتی فرشته با یوسف صحبت کرد و خبر تولد عیسی مسیح را داد به پیشگویی اشعیا اشاره کرد: «بنگريد! دختری باكره آبستن خواهد شد و پسری به دنیا خواهد آورد، و او را عمانوئيل خواهند ناميد». این بدان معنی نبود که آنها باید نام بچه را عمانوئیل می گذاشتند، بلکه عمانوئیل «خدا با ما است» هویت بچه بود. عیسی مسیح خداوند در جسم بود و در بین انسانها ساکن شد. عیسی مسیح حدس و گمان ها درباره هویتش را درک می کرد. او از شاگردانش پرسید: «مردم مرا که می دانند؟». پاسخها تا به امروز متفاوت و گوناگونند. سپس عیسی مسیح سوال مهمتری پرسید: «شما مرا که می دانید؟». پاسخ پطرس به پرسش عیسی مسیح صحیح بود: «مسيح، فرزند خدای زنده!» (متی فصل 16 آیه 16). عیسی مسیح پاسخ پطرس را تایید کرد و قول داد که کلیسای خود را بر روی این حقیقت بنا کند. ذات و هویت عیسی مسیح اهمیت ابدی دارد. همه باید این سوالی که عیسی مسیح از شاگردانش پرسید را پاسخ دهند: «شما مرا که می دانید؟».او پاسخ صحیح را به روش های مختلف به ما ارائه داد.عیسی مسیح در یوحنا فصل 14 آیه های 9 تا 10 گفت: « هر كه مرا ببيند، خدای پدر را ديده است. پس ديگر چرا می‌خواهی او را ببينی؟ آيا ايمان نداری كه من در خدای پدر هستم و او در من است؟ سخنانی كه می‌گويم، از خودم نيست بلكه از پدر من خداست كه در من ساكن است؛ و اوست كه اين كارها را می‌كند».

فیلیپیان فصل 2 آیه های 6 تا 7 نیز می گوید: «او با اينكه ماهيت خدايی داشت، اما نخواست از اختيار و حق خدايی خود استفاده كند؛ بلكه قدرت و جلال خود را كنار گذاشت و به شكل يک بنده درآمد، و شبيه انسانها شد».عیسی مسیح در یک زمان هم کاملا انسان و هم کاملا خداست و تجسم او (حلول خدا در جسم انسانی عیسی مسیح) بیشترین اهمیت را دارد. او زندگی بشری را تجربه کرد اما ذات او برخلاف ذات ما، گناه آلود نبود. او وسوسه شد ولی هرگز گناه نکرد. گناه از طریق آدم وارد دنیا شد و ذات گناه آلود او به همه بچه هایی که بدنیا آمدند به غیر از عیسی مسیح، منتقل شد. عیسی مسیح پدر زمینی نداشت، از این جهت ذات گناه آلود را به ارث نبرد. او ذات الهی را از پدر آسمانی به ارث برد.

عیسی مسیح باید همه الزامات یک خدای مقدس را داشته باشد تا بتواند قربانی مورد قبول برای بخشیده شدن گناهان ما باشد. او می بایست حدود سیصد پیشگویی درباره مسیح که خداوند از طریق پیامبران گفته بود را محقق می کرد. 

از زمان سقوط انسان تنها راه پاک شدن از گناه ریختن خون قربانی بی گناه بود. عیسی مسیح قربانی نهایی و کاملی بود که برای همیشه خشم خدا از گناه را فرونشاند. ذات الهی او برای تبدیل شدن به یک نجات دهنده مناسب بود، بدن انسانی او این امکان را فراهم می کرد که خون لازم برای نجات (بخشش گناه) ریخته شود. هیچ انسانی با ذات گناه آلود قادر به پرداخت این بدهی نبود. هیچکس دیگری شروط لازم قربانی شدن برای گناهان تمام دنیا را نداشت. اگر عیسی مسیح مانند گفته دیگران فقط یک انسان خوب بود نه چیز دیگری، بنابراین ذات گناه آلودی داشت و کامل نبود. در این صورت، مرگ و رستاخیزش قدرت نجات هیچکسی را نداشت.

عیسی مسیح تنها کسی بود که می توانست تاوان گناهان ما را بپردازد، برای اینکه او خدا در جسم انسان بود. غلبه او بر مرگ باعث پیروزی همه کسانی شده است که به او ایمان آورده اند

Sunday, January 29, 2023

چرا صلیب در مسیحیت ضرورت دارد؟

 هنگامی‌ که باستان شناسان ویرانه‌های آثار باستانی را حفاری می‌کنند، تنها یک گزینه برای شناسایی مکان پرستش مسیحیان وجود دارد، و آن نشانه‌ای از صلیب است. 


هنگامی‌که آن‌ را به صورت یک نقاشی روی دیوار، کنده کاری روی سنگ و یا حتی یک طراحی روی کف یک ساختمان می‌بینند، می‌دانند که یک کلیسا یافته‌اند.


از همان ابتدا، مسیحیان را با صلیبی که عیسی روی آن جانش را داد، شناسایی می‌کردند. صلیب چه روی چوب کنده‌کاری شده باشد، چه روی قلب‌ها نقش بسته باشد، سمبل اصلی و شرح حقیقت ایمان مسیحی است.


چرا صلیب تا این حد ضروری است؟ دلایل مختلفی دارد.


برای تحقق نقشۀ خدا ضروری است.


صلیب برای تحقق نقشۀ ازلی خدا ضروری بود. مدت کوتاهی پس از بازگشت عیسی به آسمان،  یکی از یاران او، پطرس، برای مردم اورشلیم موعظه کرد.


او گفت: «آن مرد (عیسی) بنا به مشیت و پیش‌دانی خدا به شما تسلیم شد و شما به دست بی دینان بر صلیبش کشیده و کشتید.» (اعمال ۲۳:۲). 


خدا حتی پیش از وقوع آن از مصلوب شدن پسرش آگاه بود. او نه تنها آن را می دانست، بلکه اجازۀ آن را داد. نه تنها اجازه داد، بلکه هدفش همین بود. صلیب در نقشۀ خدا، برای انسان ضروری بود.


هر گاه به نظر می‌رسد که خدا واقف به آنچه انجام می‌شود نیست، باید این موضوع را یادآوری نمود. 


آزمون‌ها و مصیبت‌های زندگی مبهم و گیج کننده هستند. آیا خدا می‌داند چه اتفاقی در زندگی من در شرف وقوع است؟ آیا برای او اهمیتی دارد؟ آیا او می‌تواند کاری در این مسیر برایم انجام دهد؟


پاسخ این است، که خدا همه اینها را می‌داند و برایش اهمیت دارند. چنانچه به او اعتماد کنید، قطعا عمل دست او را خواهید دید.

صلیب مسیح، نشان می‌دهد که نقشه های خدا نیکو هستند.


مصلوب کردن عیسی مسیح، شرورانه‌ترین عمل بر روی زمین بود، و در عین حال نیکوترین عملی بود که روی این سیاره انجام شد. صلیب، نجات را به ارمغان آورد.


اگر خدا بزرگترین شر را به بزرگترین خیر تبدیل کرد، بنابراین می‌تواند آنچه را در زندگی شما شر و بدی به نظر می‌رسد را به خیر و نیکی تبدیل سازد.


برای پرداخت بهای گناه ضروری است.


صلیب بخشی از نقشۀ خدا بود؛ زیرا آن تنها راه نجات بشر از گناهانش بود. 


خدا نمی توانست به سادگی گناهان ما را نادیده بگیرد. گرچه نادیده گرفتن گناه محبت‌آمیز بود، اما قطعا دیگر قدوس نبود.


عدالت اجرا نمی‌شد و بهای گناهان ما پرداخت نمی‌شد. از طرفی اگر خدا ما را به سبب گناهانمان به مرگ محکوم نمی‌کرد، ممکن بود که این امر مقدس باشد، اما نشان کاملی از محبت خدا نبود.


تنها بر صلیب است که محبت و قدوسیت خدا یکدیگر را در آغوش می‌گیرند. صلیب نمایانگر عشق خداست. خدای پدر، پسرش را، “یگانه پسرش” را فرستاد، تا رنج بکشد و به خاطر گناهان ما بمیرد.


زندگی او برای زندگی ما! درد او برای منفعت ما! صلیب، محل تقدس خداست. مجازات مرگ در ازای گناه انجام شد و بهای گناهان قوم خدا بطور کامل پرداخت گردید. 


صلیب مسیح، برای حفظ محبت و قدوسیت خدا، در نجات قوم او ضروری است. الهیدان آلمانی، امیل برونر، شرح می‌دهد که: صلیب 

مسیح، «تنها مکانی است که خدای مهربان، بخشنده و آمرزنده خودش را طوری آشکار می‌سازد، که ما درمی‌یابیم تقدس و محبت او به یک اندازه لایتناهی هستند.»


برای نجات ضروری است


ضرورت دیگری برای صلیب وجود دارد و آن نجات ماست. هر شخصی که می‌خواهد به ملکوت وارد شود، ابتدا باید به سمت صلیب برود. زندگی ابدی، هدیۀ رایگان خدا برای هر کسی است، که ایمان دارد عیسی به خاطر گناه او روی صلیب مرد.


روزی زنی تصمیم گرفت به عضویت کلیسایی درآید که در آن شرکت می‌کرد. بنابراین برای مصاحبه، به نزد مشایخ کلیسا رفت. الهیات او به نظر خوب بود، اما خادمین کلیسا در مورد او احساس نگرانی داشتند. آنها مطمئن نبودند او یک مسیحی واقعی باشد. 


بنابراین برای اطمینان بیشتر، یک سوال مهم پرسیدند: «آیا باور داری عیسی به روی صلیب نه تنها برای گناهان دیگران، بلکه برای گناهان تو نیز مُرد؟» او مکثی طولانی کرد و بالاخره گفت: «من هرگز این‌گونه به موضوع صلیب فکر نکرده بودم.»


رهبران کلیسا برایش توضیح دادند، که لازم است اعتراف کند که خود یکی از گناهکارانی بوده است که مسیح برایش مُرد. آن شب او ایمان آورد که عیسی به خاطر گناهانش روی صلیب جانش را داد و او را به عنوان منجی خود پذیرفت. آن زن، آنچه را که هر شخصی برای نجات یافتن باید درک کند، فهمید:


“ضرورت صلیب”. صلیب بسیار اهمیت دارد، نه تنها به عنوان نقشۀ ازلی خدا، بلکه برای نجات شخصی ما از گناه و مرگ

Sunday, January 1, 2023

پیوسته دعا کنید" به چه معناست

 دستور پولس در اول تسالونیکیان فصل 5 آیه 17 مبنی بر اینکه «پیوسته دعا کنید» می تواند گیچ کننده باشد. واضح است که نمی تواند بدین معنا باشد که ما باید تمام طول روز چشمانمان بسته و سرمان رو به پایین باشد. پولس به بی وقفه صحبت کردن اشاره نمی کند، بلکه به حالت تسلیم بودن در برابر خدا و هوشیاری داشتن نسبت به او اشاره می کند که تمام وقت باید داشته باشیم. هر لحظه ای که بیدار هستیم باید در آگاهی از این که او در تمام وقت با ماست زندگی کنیم و اینکه او فعالانه در افکار و کارهایمان دخیل است. وقتی که افکارمان به سمت نگرانی، ترس، ناامیدی، و خشم می رود، باید هوشیارانه و سریعاً هر فکری را به دعا، و هر دعایی را به شکرگزاری تبدیل کنیم. پولس در نامه اش به فیلیپیان به ما دستور می دهد که دست از نگرانی برداریم و در عوض «برای هيچ چيز غصه نخوريد؛ درعوض برای همه چيز دعا كنيد و هر چه لازم داريد به خداوند بگوييد و فراموش نكنيد كه برای جواب دعاها، از او تشكر نماييد» (فیلیپیان فصل 4 آیه 6).


دعا برای مسیحیان باید چیزی مثل نفس کشیدن باشد. مجبور نیستید فکر کنید تا نفس بکشید، زیرا اتمسفر، فشار را بر ریه هایتان اعمال می کند و اساساً شما را مجبور به نفس کشیدن می کند. به این خاطر، نگهداشتن نفس از نفس کشیدن سختتر است. مشابه این، وقتی که در خانواده الهی تولد تازه می یابیم، وارد اتمسفر روحانی می شویم که حضور خدا و لطف او، فشار یا نفوذ را بر زندگی مان اعمال می کند. دعا واکنش معمولی به این فشار است. ما ایمانداران همگی وارد اتمسفر الهی شده ایم تا هوای دعا را تنفس کنیم.


Thursday, August 11, 2022

مقدمه تاریخچه نجات

 عهد قدیم تا حدودی متفاوت از عهد جدید است. عهد قدیم به زبان عبری نوشته شده است، در صورتیکه عهد جدید به زبان یونانی نوشته شده است. عهد قدیم در درجه نخست مربوط به تاریخ قوم اسرائیل می‌شود، اما عهد جدید بر کلیسای غیر یهودیان متمرکز است. از نظر الهیاتی، عهد قدیم بر شریعت موسی تاکید دارد، در صورتیکه عهد جدید بر نجات حاصل شده در عیسی مسیح متمرکز است. پس چرا مسیحیان این دو کتاب متفاوت عهد قدیم و جدید را در یک کتاب مقدّس ترکیب کرده اند؟

یکی از دلایل اصلی آن این است که نویسندگان عهد جدید به عهد قدیم به عنوان کتاب مقدّس خودشان نگاه می‌کنند. نویسندگان عهد جدید نیز همانند نویسندگان عهد قدیم یهودی بودند. عهد قدیم تنها کتاب مقدّس آنها بود. کتاب عهد جدید هنوز تکمیل و تمام نشده بود؛ آنها خودشان آنرا می‌نوشتند. آنها در هنگام نوشتن کتاب عهد جدید بطور متناوب از نوشته‌های عهد قدیم برای تایید و تقویت تعلیمات خود استفاده می‌کردند. آنها باور داشتند که عهد قدیم بوسیله خداوند الهام شده و دارای اقتدار خداوند است، و از اینرو آنها از اغلب قسمتهای مختلف کتاب عهد قدیم نقل قول کرده‌اند.

دلیل دیگر این است که هر دو کتاب عهد قدیم و جدید شامل تعلیمات مشابه است. از آنجاییکه هر دو عهد را یک خدا الهام کرده است، آنها نیز همان خدا را بر ما آشکار می‌سازند. خداوند در هر دو کتاب توقع یکسانی از قوم خود دارد، که تنها او را پرستش کرده و به او توکل کنند و در تقدس زندگی کنند. قوم خدا در طی هر دو عهد نتوانستند بر طبق موازین متعارف خداوند زندگی کنند، و از اینرو خداوند کفاره را بواسطه خون قربانی بنیاد نهاد. و مسایا در هر دو عهد یک نقش و شخص مهم شد. عهد قدیم با تمرکز بر آمدن مسیح به پایان رسید، و عهد جدید با آمدن عیسی به عنوان مسایا آغاز شد، در واقع او به عنوان خود خداوند برای نجات ما آمد.

این نجات در مسیح ما را به سمت دلیل مهم دیگری سوق می‌دهد که چرا مسیحیان هر دو عهد قدیم و جدید را به عنوان یک کتاب مقدّس واحد قبول کرده‌اند. آنها بطور کلی همان تدبیر تاریخی را در هر دو عهد تشخیص داده و درک کرده‌اند. هر دو عهد نشان از دیدگاههای یکسان در مورد کار خداوند در تاریخ برای نجات و رستگاری ما دارد.


تاریخچه نجات: رئوس مطالب

۱. تاریخ جهان واقعی است. یک آغاز واقعی داشته و به سمت یک هدف یا یک پایان واقعی نیز به پیش می‌رود.

۲. مخلوقات بشری به شکلی کامل خلق شدند، اما در گناه سقوط کردند. گناه طغیان بر علیه خداوند است.

۳. خداوند در تاریخ فعال است؛ در واقع او بازیگر اصلی تاریخ است. او بویژه برای تکمیل نجات ما مشغول به کار است.

۴. مکاشفه خاص به ما داده شده است، هم بواسطه کتاب مقدّس و هم بواسطه تجسم خدا در عیسی مسیح.

۵. در نهایت خداوند خلقت را در اطاعت از خود به سوی کاملیت سوق خواهد داد.


نکات اساسی در تاریخچه نجات


هر دو عهد قدیم و جدید، تاریخی از عمل نجات آور خداوند را در جهان ثبت کرده‌اند. اصطلاح تاریخچه نجات اشاره به اقداماتی دارد که خداوند در سراسر تاریخ بشری برای نجات ما انجام داده است. تاریخچه نجات اشاره به تلاش خداوند برای ایجاد یک قوم مقدّس برای خودش دارد، این تلاش از آفرینش جهان در گذشته دور شروع و تا آسمان و زمین جدید و نهایی در آینده دور ادامه خواهد داشت. تمامی مسیحیان در کل با رئوس مطالب تاریخچه نجات توافق ضمنی دارند. بسیاری از مذاهب حداقل در یکی از نکات ذیل دارای اختلاف نظر هستند، اما دیدگاه مسیحیان را می‌توان در این پنج گزینه خلاصه نمود.


۱. تاریخ جهان واقعی است. یک آغاز واقعی داشته و به سمت یک هدف یا یک پایان واقعی نیز به پیش می‌رود.

برخی از کتابهای مذهبی غیر مسیحی تعلیم می‌دهد که تاریخ فقط شامل یک چرخه از وقایع است که بارها و بارها بدون داشتن هیچ هدف نهایی یا هیچ تکاملی رخ می‌دهد. اما کتاب مقدّس که با عهد قدیم شروع می‌شود تعلیم می‌دهد که تاریخ متشکل از یک سلسله وقایع متوالی در جهان است که مفهوم و هدف دارد. تاریخ فقط یک تاریخچه موهوم و خیالی در ذهن خداوند نیست، بلکه تاریخ یک سلسله وقایع حقیقی در جهان است که او خلق کرده تا کاملا مجزا از خود او باشد (مقالات عمومی: تکامل، آفرینش، یا هر دو؟ مشاهده شود). خداوند در اصل دنیا را خارج از وجود خود یا از مواد از قبل موجود نیافرید، بلکه با کلام خود آفرید. آفرینش یک رویداد واقعی در گذشته بود، و خداوند حالا و در حال حاضر بر این جهان هستی حاکمیت می‌کند. او صرفا بر زنان و مردان پادشاهی نمی‌کند. او بر تمامی گیاهان و حیوانات روی زمین و در واقع بر تمامی ستارگان و سیارات کل جهان نیز پادشاهی می‌کند

۲. مخلوقات بشری به شکلی کامل خلق شدند، اما در گناه سقوط کردند. گناه طغیان بر علیه خداوند است.

بر طبق کتاب عهد قدیم وقتی انسانها آفریده شدند کامل و عادل بودند. آنها با خداوند و با سایر انسانها و با جهان طبیعی دارای یک رابطه کامل بودند. برخی از مذاهب غیر مسیحی تعلیم می‌دهند که انسان از همان ابتدا نا کامل و خطا کار آفریده شد. و بسیاری از آنانی که به خداوند ایمان ندارند فکر می‌کنند که انسان از نظر اخلاقی بهتر و بهتر شده است و نسبت به موازین غیر اخلاقی اولیه خود به آهستگی پیشرفت کرده است. کتاب عهد قدیم تعلیم می‌دهد که انسان در ابتدا به تصویر خداوند آفریده شد (مقالات عمومی: به تصویر خدا، مشاهده شود). گناه فقط جهل یا ناهماهنگی اجتماعی نیست، بلکه در مرحله نخست طغیان بر علیه خداوند است. گناه انسان سبب تخریب ارتباط مابین انسانها شده و به محیط طبیعی اطراف آنها نیز آسیب می‌رساند (مقالات عمومی: سقوط در گناه، مشاهده شود).

۳. خداوند در تاریخ فعال است؛ در واقع او بازیگر اصلی تاریخ است. او بویژه برای تکمیل نجات ما مشغول به کار است.

برخی فلاسفه غیر مسیحی قبول دارند که خداوند آفریننده جهان است، اما آنها باور دارند که خداوند جهان را بعد از آفرینش به حال خود رها کرده و حالا فقط بدون هیچ دخالتی صرفا نظاره گر اتفاقات دنیای ما می‌باشد. گرچه کتاب مقدّس که با عهد قدیم شروع شده تعلیم می‌دهد که خداوند صرفا بصورتی غیر منفعلانه تماشاگر تاریخ ما در مقابل خود نیست، بلکه فعالانه در تاریخ هستی ما حتی از همان ابتدا مشغول به کار بوده است. او نه تنها هدف مناسب را برای قوم خود انتخاب می‌کند، بلکه فعالانه مردم را به سمت آن هدف سوق می‌دهد. او در تاریخ مداخله می‌کند، خود را آشکار کرده و معجزات انجام می‌دهد (مقالات عمومی: معجزات و قوانین طبیعی مشاهده شود)، او همچنین اقوام جهان را پاداش داده یا مجازات می‌کند (مقالات عمومی: تدبیر خداوند برای نجات نیافتگان مشاهده شود). خداوند در طی سراسر تاریخ برای نجات ما مشغول به کار بوده است. مسیحیان همیشه در بین خودشان در مورد جزئیات عملکر خداوند نسبت به انسان در طی دوران مختلف تاریخ جهان، یک رای و هم عقیده نیستند (مقالات عمومی: عهدها و تدبیرات مشاهده شود). گرچه همه موافق هستند که خداوند در تاریخ جهان همچنان بسیار فعال عمل می‌کند.

۴. مکاشفه خاص به ما داده شده است، هم بواسطه کتاب مقدّس و هم بواسطه تجسم خدا در عیسی مسیح.

برخی از فلاسفه تعلیم می‌دهند که مخلوق بشری هرگز نمی‌تواند خداوند را واقعا بشناسد؛ ما حتی نمی‌توانیم اراده و فرامین خداوند را برای خود کشف کنیم. اما خود کتاب مقدّس به ما نشان می‌دهد که خداوند بواسطه انبیا و رسولان خود وارد عمل شده تا اراده و تدابیر خود را بر همه ما آشکار سازد. او در عهد قدیم شریعت و قوانین اخلاقی خود را از طریق موسی ابراز نمود (مقالات عمومی: هدف شریعت موسایی مشاهده شود). او همچنین ماهیت و وجودیت خود را با انسان شدن در عیسی مسیح مکشوف ساخت. عیسی خود خداوند بود، که در دورن تاریخ مشغول به عمل بود. از اینرو در هر دو عهد قدیم و جدید، و در درجه نخست در شخص عیسی مسیح به ما یک معیار محکم یا اقتدار معرفت شناخت خدا داده شده است. کتاب خداوند همه چیز را در مورد شناخت خداوند معلوم نمی‌سازد، اما خداوند به اندازه کفایت خود را به ما آشکار کرده است تا هم او را بشناسیم و هم از تدابیر او برای نجات خود آگاه شویم. بعلاوه، او بسیاری از موارد آینده را به همراه هشدارها و وعده‌های بسیار بر ما معلوم کرده است (مقالات عمومی: نبوت و پیشگویی؛ و نمونه‌ها و پیشگویی وقایع مشاهده شود).

۵. در نهایت خداوند خلقت را در اطاعت از خود به سوی کاملیت سوق خواهد داد.

در طی زندگی ومرگ و رستاخیز عیسی مسیح که در عهد جدید ثبت شده است، خداوند نقشه خود را برای سوق دادن مردم به سمت خود، پاک ساختن آنها از گناهانشان، و رهایی آنها از شریر به تحقق رساند. جهان معمولی در پایان دنیا با یک آسمان جدید و یک زمین جدید احیا خواهد شد. آنانی که بر پسر خدا توکل می‌کنند برکت یافته و با وی وارد حیات ابدی خواهند شد. ایمانداران از مرگ قیام خواهند کرد و به آنها بدنی جدید داده خواهد شد که هرگز از بین نخواهد رفت. آنانی که پسر خدا را رد کرده‌اند تا ابد محکوم به جدایی از خداوند خواهند شد (مقالات عمومی: تدبیر خداوند برای نجات نیافتگان؛ و وقایع پس از مرگ مشاهده شود).


مزایای بررسی عقاید گوناگون


بسیاری از مقالات عمومی سوالاتی را مورد بحث قرار می‌دهد که از این پنج نکته اصلی تاریخچه نجات اقتباس شده است. این رئوس مطالب در کل مورد قبول ایمانداران تمامی کلیساها است. اما مسیحیان حقیقی می‌توانند بصورت مکفی در مورد خیلی از جزئیات عملکرد و تدابیر خداوند موافق نباشند. این عدم موافقت شامل اساس ایمان ما بر عیسی مسیح و او را مصلوب نمی‌شود (اول قرنتیان ۲: ۲)

تمامی مسیحیان با اصولی که برای نجات ما قطعی و ضروری می‌باشد موافق هستند. اما کتاب مقدّس به تمامی سوالات ما پاسخ نمی‌دهد. این بخصوص در مورد عهد قدیم بیشتر صادق است. بدین خاطر، اغلب کلیساها یا فرقه‌های مسیحی برای بسیاری از سوالها که در هنگام مطالعه کتاب عهد قدیم ایجاد می‌شود پاسخ قطعی و راسخی ندارند. یکی از مزایای این کتاب تفسیر کاربردی این است که خواننده می‌تواند از نقطه نظرات دیگران نیز آگاه شود. این تفسیر کاربردی یک کتاب تعالیم مذهبی یا یک اعتقاد نامه برای یک کلیسا یا یک فرقه مسیحی نیست بلکه صرفا جهت کمک به مطالعه کتاب مقدّس است. این صادقانه یا عادلانه نیست که پژوهندگان مشتاق کتاب مقدّس را در بی خبری و بدور از عقاید و دیدگاههای درست دیگر مسیحیان قرار دهیم. از اینرو عقاید گوناگون قابل ملاحظه‌ای در این مقالات ارائه خواهد شد.

در هنگام مطالعه این مقالات، پژوهندگان کتاب مقدّس باید بر عبارات کتاب مقدّس بیش از هر چیز دیگر تمرکز کنند. در اغلب این مقالات، آیات اصلی کتاب مقدّس که مربوط به موضوع می‌باشد اول از همه عرضه شده و به دنبال آن شرح مختصری از نقطه نظرات اصلی مسیحیان گوناگون همراه با آیات مربوط به تایید هر نقطه نظر ارائه شده است. خوانندگان باید برای آگاهی بیشتر در ارتباط با تعلیمات کلیسای خودشان به شبان یا معلم کلیسای خود مراجعه کنند.

قاعده کلی در این مقالات این است که افراد می‌توانند مسیحیان روحانی حقیقی باشند و با این وجود دارای عقاید گوناگون در ارتباط با سوالات ثانوی و فرعی باشند. مسیحیان بالغ یاد گرفته‌اند که به عقاید گوناگون در چنین مواردی بها بدهند. برخی از مقالات عمومی سوالاتی را مورد بحث قرار می‌دهد که هرگز در کتاب عهد قدیم بوضوح روشن نشده و حتی پس از تکمیل کتاب عهد جدید نیزهمچنان نامعلوم باقی مانده است. برای سوالاتی شبیه به اینها، ما باید دوستان ایماندار خود اجازه دهیم تا نقطه نظرات متفاوتی از ما داشته باشند. در واقع ما نباید با تعصب به نقطه نظر خود بچسبیم تا روح‌القدس بتواند در طی سالهای باقی مانده از عمرمان به ما بیشتر و بیشتر تعلیم دهد.

خلاصه

کتاب مقدّس مسیحیان شامل هر دو کتاب عهد قدیم و جدید است. هر دو توسط یک خدا الهام شده اند، و هر دو شامل یک دیدگاه از عملکرد خداوند در تاریخ نجات هستند. هر دو شامل همان تعالیمی هستند که ما برای نجات از گناه و شرارت نیازمند آن هستیم. عهد قدیم شامل نبوتهایی درباره یک نجات دهنده یا مسایا است که نوع بشر را با خدا آشتی خواهد داد. عهد جدید نشان می‌دهد که نجات دهنده خود خداوند بود که در عیسی مسیح مجسم شد. از اینرو مسیح مبحث اصلی کل کتاب مقدّس است. مسیح هر دو عهد را به هم وصل می‌کند.

نویسندگان عهد جدید متوجه شدند که وحدت و یگانگی کتاب مقدّس در عیسی مسیح خلاصه می‌شود. آنها برای تایید ادعاهای خود درباره خبر خوش عیسی مسیح، بسیاری از عبارات عهد قدیم را مورد اشاره یا مورد نقل قول قرار دادند. گاهی اوقات ممکن است استفاده از عهد قدیم و درک آن برای ما دشوار باشد، اما آنها متقاعد شدند همان خدایی که از طریق انبیا سخن گفته است حالا از طریق عیسی مسیح سخن گفته است (عبرانیان ۱: ۱-۲). و آنها باور داشتند که همان خدا نوشتجات خود را الهام بخشیده است. هر سوالی که وجود داشته باشد، ما می‌توانیم اطمینان داشته باشیم خداوندی که الهام بخش هر دو کتاب عهد قدیم و جدید بوده است همچنان از کل کتاب مقدّس جهت خیریت ما استفاده خواهد کرد. خداوند کتب مقدّسه... می‌تواند تو را حکمت آموزد برای نجات بوسیله ایمانی که بر مسیح عیسی است. تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است، تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکو آراسته بشود (دوم تیموتائوس ۳: ۱۵-۱۷)


Saturday, June 18, 2022

او حقیقتا شایسته است که خداوند و پادشاه و کاهن و نجات دهنده زندگی ما باشد

 مسیح مردگان روحی و جسمی را زنده کرد . 

مریضان و دردمندان را شفا داد  . 

سر شیطان را بر روی  صلیب کوبید  . 

گناه را با قربانی جانش فدیه کرد . 

صلح و محبت و راستی را  تعلیم داد . 

قدوسیت و شرافت را عملا زندگی کرد . 

درمانده ترین ها و به بن بست رسیده ترین ها را تبدیل کرد.

افکندگان و انکار شدگان را به صحنه زندگی برگردانید . 

بخشش رایگان خدا را برای گناهکارترین انسانها مهیا ساخت . 

راه و راستی و حیات را به گمراه ترین ها  ارائه داد . 

نامه اعمالی که برضد ما بود را برصلیب میخکوب کرد.

شریعت و عدالت خدا را عملا  انجام داد و به کمال مطلق رسانید .

رابطه مخدوش  و قطع شده بین خدا  و انسان را  برقرار ساخت .

اسیران و بردگان و به بند کشیده شدگان را آزاد ساخت .

به اجتماع مرد سالار زمان خودش تساوی حقوق زنان را حکم کرد .

قدرت و ارزش و احترام خودش را با ضعیف ترین افراد تقسیم نمود.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...