Total Pageviews

Sunday, November 4, 2018

عید پِسَح یا فصح چیست؟


عید پِسَح هر ساله به یادگاری رهایی یهودیان (اسرائیلیها) از اسارت در مصر جشن گرفته می‏شد.
این عید برای مدت یک هفته بطول می‏ کشید و اسرائیلیها در طی آن فقط باید نان فطیر می ‏خوردند.
از اینرو عید پِسَح، عید فطیر نیز نامیده می‏شد.
بره پِسَح باید در اولین روز عید قربانی می‏شد و خوراک پِسَح خورده می‏شد (خروج ۱۲: ۱۴-۱۷؛ لاویان ۲۳: ۴-۸).
واژه ”‏پِسَح“ به معنی ”‏گذر کردن“ است.
در آخرین شبی که اسرائیلیها در مصر بودند، خداوند بر آن شد تا تمامی نخست زادگان موجودات زنده در مصر را به هلاکت برساند، زیرا فرعون حکمران مصریها از آزاد ساختن اسرائیلیها برای ترک مصر امتناع کرده بود.
اما خداوند اول به اسرائیلیها فرمان داد تا بره‏ای را قربانی کرده و مقداری از خون آنرا بر چهار چوب درب منازل خود بمالند.
و زمانی که فرشته هلاک کننده بیاید و خون را ببیند، خواهد دانست که نباید نخست زادگان این خانه‏ ها ‏را هلاک سازد (خروج ۱۲: ۱-۱۴، ۲۱-۳۰؛ عبرانیان ۱۱: ۲۸).


به همین شکل مسیح نیز همانند یک بره پِسَح است (اول قرنتیان ۵: ۷).
از طریق خون مسیح یعنی مرگ وی بر صلیب ما از اسارت گناه و مرگ آزاد شده‏ایم. ‏
از اینرو کاملا بجا بود که خود مسیح درست در هنگام عید پِسَح قربانی شود (مرقس ۱۴: ۱، ۱۲).
مسیحیان عید پِسَح یهودیان را جشن نمی‏گیرند یعنی مراسم نان فطیر را برگزار نمی ‏کنند.
اما مسیحیان در عوض آن، مرگ و رستاخیز مسیح را جشن می‏گیرند.
روز مرگ عیسی مسیح به نام جمعة‏الصلیب و روز رستاخیز وی از مردگان به نام عید پاک، جشن گرفته می‏ شود.

Thursday, November 1, 2018

شفای مرد جذامی

مَرقُس ۱:‏۴۰-‏‏۴۴ -‏‏ مَتّی ۸:‏۲-‏‏۴؛ لوقا ۵:‏۱۲-‏‏۱۴



۴۰مردی جذامی نزد عیسی آمده، زانو زد و لابهکنان گفت: «اگر بخواهی، می‌توانی پاکم سازی.»۴۱عیسی با شفقت دست خود را دراز کرده، آن مرد را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم، پاک شو!»۴۲در‌دم، جذامْ ترکش گفت و او پاک شد.۴۳عیسی بی‌درنگ او را مرخص کرد و با تأکید بسیار۴۴به وی فرمود: «آگاه باش که در این‌باره به کسی چیزی نگویی؛ بلکه برو و خود را به کاهن بنما و برای تطهیر خود، قربانیهایی را که موسی امر کرده است، تقدیم کن تا برای آنها گواهی باشد.»۴۵امّا آن مرد چون بیرون رفت، آزادانه در این‌باره سخن گفت و خبر آن را پخش کرد. از این‌رو عیسی دیگر نتوانست آشکارا به شهر درآید، بلکه در جاهای دورافتادهِ بیرون از شهر می‌ماند. با اینحال، مردم از همه‌جا نزد او می‌آمدند.

دعای عیسی در خلوت

مَرقُس ۱:‏۳۵-‏‏۳۸ -‏‏ لوقا ۴:‏۴۲ و ۴۳

۳۵بامدادان که هوا هنوز تاریک بود، عیسی برخاست و خانه را ترک کرده، به خلوتگاهی رفت و در آنجا به دعا مشغول شد.۳۶شَمعون و همراهانش به جستجوی او پرداختند.۳۷چون او را یافتند، به وی گفتند: «همه در جستجوی تو هستند!»۳۸عیسی ایشان را گفت: «بیایید به آبادیهای مجاور برویم تا در آنجا نیز موعظه کنم، زیرا برای همین آمده‌ام.»۳۹پس روانه شده، در سراسر جلیل در کنیسه‌های ایشان موعظه می‌کرد و دیوها را بیرون می‌راند.

آیا می‌دانستید که مسیح به ما بر نیروهای شيطانی اقتدار داده است؟

خوب به‌یاد دارم که سالها پیش، شب‌هنگام، من و همسرم در خواب بودیم که ناگهان، ساعت ۳ صبح، با وحشت از خواب بیدار شدم. ترس وجودم را فراگرفته بود. احساس می‌کردم نیرویی شيطانی در اتاق خواب ما هست. در همین وضع بودم که به‌طرز عجیبی احساس کردم همسرم نیز بیدار است. آهسته او را صدا زدم و دیدم که حدسم درست بوده. او نیز بیدار بود و همان احساس ترس را داشت و حس می‌کرد نیرویی در اتاق هست. بلافاصله به نام "خداوند عیسای مسیح" شروع کردم به دستور دادن به نیروهای شیطانی و ظلمت و آنها را بیرون راندم. بی‌درنگ آرامش بر من و همسرم حکمفرما شد و به خواب رفتیم.

این چیز تعجب‌آوری نیست. یک بار، عیسی به هفتاد تن از پیروان خود قدرت بخشید تا بیماران را شفا دهند و ارواح خبیث را از افراد اخراج کنند. چون ایشان از مأموریت خود بازگشتند، به عیسی عرض کردند: "سرور ما، حتی دیوها هم به نام تو از ما اطاعت می‌کنند." عیسی در پاسخ فرمود: "اینک شما را اقتدار می‌بخشم که ماران و عقربها و تمامی قدرت دشمن را پایمال کنید، و هیچ چیز به شما آسیب نخواهد رسانید." (لوقا ۱۰: ۱۷ تا ۱۹). بله، خداوندگار ما عیسی مسيح، به ایمانداران خود بر نیروهای تاریکی قدرت بخشیده است. پس اين قدرت را به‌کار گيريم. آمین!

قدرت دعا #چیست؟


این عقیده که قدرت در ذات دعاست، عقیده پرطرفداری است. بر اساس کتاب مقدس، قدرت دعا، صرفاً قدرت خدا است، که دعا را می شنود و جواب می دهد. نکات زیر را در نظر داشته باشید.

1) خداوند، خدای قادر مطلق می تواند هر کاری انجام دهد، هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست (لوقا فصل 1 آیه 37)

2) خداوند قادر مطلق ، مردمش را دعوت می کند که به سوی او دعا کنند. دعا به سوی خدا باید با سماجت (لوقا فصل 18 آیه 1)، و با شکرگزاری (فیلیپیان فصل 4 آیه 6)، با ایمان (یعقوب فصل 1 آیه 5)، مطابق با خواست خدا (متی فصل 6 آیه 10)، برای جلال خدا (یوحنا فصل 14 آیه های 13 تا 14)، و با صداقت با خدا (یعقوب فصل 5 آیه 16) صورت گیرد.

3) خداوند قادر مطلق ، دعاهای فرزندانش را می شنود. او به ما دستور می دهد که دعا کنیم، و قول می دهد که به دعایمان گوش کند. «اما من در اين پريشانی بسوی خداوند فرياد برآوردم و از خدايم كمک خواستم. فرياد من به گوش او رسيد و او از خانۀ مقدسش نالۀ مرا شنيد» (مزامیر فصل 18 آیه 6).

4) خداوند قادر مطلق ، جواب دعای ما را می دهد. «ای خدا، من تو را می‌خوانم زيرا يقين دارم كه مرا اجابت خواهی نمود پس دعای مرا بشنو» (مزامیر فصل 17 آیه 6). «نيكان فرياد برآوردند و خداوند صدای ايشان را شنيد و آنها را از تمام سختيهايشان رهانيد» (مزامیر فصل 34 آیه 17).

عقیده پرطرفدار دیگر این است که میزان ایمانی که داریم تعیین می کند که آیا خدا به دعاهایمان جواب خواهد داد یا خیر. اما گاهی اوقات، خداوند علی رغم ایمان کم به دعاهایمان جواب می دهد. در اعمال رسولان فصل 12، کلیسا برای رهایی پطرس از زندان دعا می کند (آیه 5)، و خدا به دعایشان جواب می دهد (آیه های 7 تا 11). پطرس به محلی که ایمانداران برای دعا جمع شدند می رود و در را می زند، اما آنانیکه در حال دعا بودند، در وهله اول نخواستند باور کنند که واقعاً پطرس پشت در است. آنها دعا کردند که پطرس رها شود، اما انتظار نداشتند که دعایشان جواب داده شود.

قدرت دعا از ما جاری نمی شود؛ قدرت دعا به کلمات خاصی که می گوییم یا طرز خاصی که بیان می کنیم یا اینکه چند بار می گوییم بستگی ندارد. قدرت دعا بر مبنای جهت ایستادنمان یا طرز قرار گرفتمان نیست. قدرت دعا از طریق استفاده از تسبیح و شمع و تمثال و شمایل پدید نمی آید. قدرت دعا از سوی خدای قادر مطلق می آید، خدایی که دعاهایمان را می شنود و پاسخ می دهد. دعا ما را در تماس با خدای قادر قرار می دهد، و ما باید نتایج باشکوهی را انتظار داشته باشیم، خواه او بخواهد با درخواستهای ما موافقت کند، یا خواه تقاضاهایمان را رد کند. جواب دعاهایمان هر چه باشد، خدایی که به سوی او دعا می کنیم، سرچشمه قدرت دعا است، و او می تواند به دعاهایمان مطابق با اراده کامل و زمانبندی خود پاسخ دهد و البته پاسخ خواهد داد

آیا خدا واقعیت دارد؟ چگونه می توانم مطمئن شوم که خدا واقعیت دارد؟


ما می دانیم که خدا واقعیت دارد چراکه او به سه روش خودش را بر ما آشکار ساخته است: در خلقت، در کلامش، و در پسرش عیسی مسیح.

اساسی ترین دلیل برای اثبات وجود خدا، خلقت کل هستی است:" انسان از ابتدا، آسمان و زمين و چيزهايی را كه خدا آفريده، ديده است و با ديدن آنها می‌تواند به وجود خدا و قدرت ابدی او كه ناديدنی هستند پی ببرد. پس وقتی در روز داوری در حضور خدا می‌ايستد، برای بی‌ايمانی خود هيچ عذر و بهانه‌ای ندارد" (رومیان فصل 1 آیه 20)." آسمان از شكوه و عظمت خدا حكايت می‌كند و صنعت دستهای او را نشان می‌دهد" (مزامیر فصل 19 آیه 1).

اگر یک ساعت مچی را در وسط یک مزرعه پیدا کنم، هرگز این تصور را نخواهم کرد که آن، از ناکجا آباد ناگهان روی زمین جلوی پای من در این مزرعه سبز شده است و یا اینکه این ساعت مچی همیشه وجود داشته است. بلکه با دیدن ساعت و طراحی آن، حتما این حقیقت در ذهن من شکل می گیرد که طراح و سازنده ای برای خلق این ساعت وجود داشته است. طراحی و دقت بسیار بیشتر و دقیق تری در دنیای اطراف ما وجود دارد. مقیاس ما از زمان ساعت های مچی نمی باشند، بلکه بر اساس چرخش زمین که ساخته دست خدا می باشد، است. جهان هستی، طراحی عظیمی را به نمایش گذاشته که دلالت بر وجود یک طراح بزرگ دارد.

اگر من یک پیام رمزی را دریافت کنم، برای رمزگشایی آن بدنبال یک رمزنگار خواهم گشت. من حتما تصور خواهم کرد که بوجودآورنده و فرستنده این پیام باید زیرک باشد. کدهای ژنتیکی موجود در دی ان ای تک تک سلول های بدن ما، تا چه اندازه پیچیده اند؟ آیا پیچیدگی و هدف این کدهای ژنتیکی دلالت بر یک کدنویس زیرک و باهوش ندارد؟

خداوند، نه تنها یک دنیای فیزیکی پیچیده وبسیار هماهنگ را آفریده، بلکه حس ابدیت را نیز در قلب هر انسانی قرار داده است (جامعه فصل 3 آیه 11 ). انسان دارای یک احساس درونی می باشد که به او می گوید در زندگی مفهومی بیشتر از آنچه چشم ها می بینند، دارد و وجودی بالاتر از این امور زمینی در کار می باشد. احساس درونی ما نسبت به ابدیت، حداقل دو شکل خود را نشان می دهد: قانون گذاری و پرستش.

همه تمدن ها در طول تاریخ دارای اصول اخلاقی خاص خود بودند، و شگفت آور این است که در فرهنگ های مختلف، این اصول شبیه یکدیگر بودند. به عنوان مثال عشق در همه فرهنگ ها مورد احترام قرار می گیرد در حالیکه دروغ گفتن در همه فرهنگ ها، ناپسند تلقی می شود. این اصول کلی اخلاقی ( درک جهانی از عمل خوب و بد) اشاره به یک موجود اخلاق مدار بزرگ دارد که چنین اصول اخلاقی را به ما داده است.

به همین منوال، مردم سرتاسر با هر فرهنگی همیشه یک سیستم پرستشی را بوجود آورده اند. هدف پرستش ممکن است که فرق کند اما این حس وجود یک "قدرت بزرگ" قسمت انکار نشدنی بشر بوده است. گرایش ما به پرستش با این حقیقت که خداوند ما را به شکل خودش آفرید، منطبق است (پیدایش فصل 1 آیه 27).

خدا همچنین از طریق کتاب مقدس خودش را بر ما آشکار ساخته است. وجود خدا در سرتاسر کتاب مقدس یک امر مسلم تلقی شده است (پیدایش فصل 1 آیه 1، خروج فصل 3 آیه 14). زمانیکه بنیامین فرانکلین، زندگینامه خود را نوشت، وقت خود را برای اثبات وجود خودش تلف نکرد. به همین صورت، خدا نیز زمان زیادی در کتاب مقدس صرف نکرده تا وجود خویش را به اثبات برساند. طبیعت تحول ساز کتاب مقدس، صحت آن و معجزاتی که نگارش آن را همراهی کردند این تضمین و اطمینان را می دهد که ارزش نگاه دقیق تری را دارد.

سومین راهی که خدا از آن طریق خودش را بر ما آشکار ساخت، پسرش، عیسی مسیح بود (یوحنا فصل 14 آیه های 6 تا 11)." در ازل، پيش از آنكه چيزی پديد آيد، «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست. كلمه‌‌ء خدا انسان شد و بر روی اين زمين و در بين ما زندگی كرد. او لبريز از محبت و بخشش و راستی بود. ما بزرگی و شكوه او را به چشم خود ديديم، بزرگی و شكوه فرزند بی‌نظير پدر آسمانی ما، خدا." ( یوحنا فصل 1 آیه 1و آیه 14؛ کولسیان فصل 2 آیه 9).

عیسی مسیح در دوران شگفت انگیز زندگی اش، تمامی شریعت عهد قدیم را نگه داشت و پیش گویی عهد قدیم در مورد مسیح را به سرانجام رسانید (متی فصل 5 آیه 17). او بارها در بین مردم معجزات زیادی انجام داد تا صحت پیام خود را تایید کند و بر الوهیت خویش شهادت دهد (یوحنا فصل 21 آیه های 24 تا 25). سپس، سه روز بعد از به صلیب کشیده شدنش دوباره زنده شد، حقیقتی که صدها نفر شاهد آن بودند (اول قرنتیان فصل 15 آیه 6). تاریخ اسناد بسیاری مبنی بر اینکه عیسی مسیح که بود، به ثبت رسانده است و همانطور که پولس رسول گفت "هیچیک در خلاء صورت نگرفته است" (اعمال رسولان فصل 26 آیه 26).

ما درک می کنیم که همیشه شک گرایانی وجود دارند که نظریه های خودشان را در رابطه با خدا دارند، پس این اسناد را با توجه به نظریه های خود مورد بررسی
قرار خواهند داد. و کسانی نیز هستند و خواهند بود که هیچ مدرکی آنان را قانع نخواهد ساخت (مزامیر فصل 14 آیه 1 ). همه چیز به ایمان بستگی دارد (عبرانیان فصل 11 آیه 6).

درسهایی از زندگی نوح از کتاب فاتحان نبرد ایمان


زمان بندي خداوندي چیست؟
نکته ارزشمند دیگري از داستان نوح، شرح زمان بندي خداوند است. خداوند تقویمی دقیق در دست دارد همانگونه که داود در مزمور می گوید:
"همۀ روزهایی که برایم رقم زده شد، در کتاب تو ثبت گردید، پیش از آنکه هیچ یک هنوز پدید آمده باشد. (مزمور 139:16")
اما صبر یکی از طعم هاي تشکیل دهنده میوه روح القدس است (غلاطیان 5:22) و این یکی از سخت ترین تجربه هایی است که در زندگی ایمانی همه ما اعم از نبی، رسول، کشیش، معلم، پادشاه و حتی ایمانداران مسیح وجود دارد.
در زندگانی نوح، متوجه می شویم که خداوند، زمانبندي بسیار دقیقی دارد. وقتی نوح پانصد ساله بود، خداوند به او دستور داد تا کشتی نجات را بسازد. نوح، آنقدر به خداوندش اعتماد و باور داشت که در طول زمان انتظار یکصد و بیست ساله بین ساخت کشتی تا آمدن سیلاب، از او نپرسید که چه زمانی سیلاب رخ خواهد داد. ما باید این را بدانیم که تنها یک چیز کاملا" درست است که خود خداوند آن را می گوید:
" افکار من افکار شما نیست، و نه راههاي من، راههاي شما. زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است، راههاي من نیز از راههاي شما و افکار من از افکار شما بلندتر است.(اشعیا8:55-9)
بنابراین، اگر دعاهاي ما توسط خداوند بزعم ما پاسخ داده نمی شود، فراموش نکنیم که زمان بندي او همیشه عالی است، هرگز زود یا هرگز دیر نمی کند. خداوند درست سر وقت عمل می نماید و از راه می رسد. بنابراین باید همچون نوح، به زمان تحقق وعده هاي خداوند ایمان داشته باشیم و زندگی خود را به او تسلیم کنیم.
آموزه اي دیگر از همین زمانبندي خداوند در داستان نوح به ما اینگونه می آموزد که خداوند در مورد داوري نهایی آدمیان، بسیار بردبار است. خداوند صبورانه نوح را می نگریست، در حالی که نوح در حال ساخت کشتی بود (اول پطرس 3 :20؛ دوم پطرس 2 :5). خداوند براي انجام وعده نجات تاخیر نمی کند. این حقیقت به صراحت در دوم پطرس 3 :9-8 بیان شده است، همانگونه که می آموزیم، خداوند داوري نهایی اش را به تعویق خواهد انداخت تا زمانی که همگان به توبه بیایند.
سرانجام، زندگی نوح به ما یادآوري می نماید که قضاوت در مورد گناهکاران و شرارت پیشگان بوقوع می پیوندد.
"روز خداوند خواهد آمد (دوم پطرس 3:10 "). عیسی مسیح از زندگی نوح به عنوان یک پیش بینی از آنچه در آینده بوقوع خواهد پیوست یاد می کند و آن، زمانی است که پسر انسان براي قضاوت نهایی همگان باز می گردد (متی 24 :38-34، لوقا 27:17-26)
به همین ترتیب، ما باید از نوح پیروي کنیم تا پارسا شمرده شویم و به سخنان پولس توجه کنیم:
 پس سفیران مسیح هستیم، به گونه اي که خدا از زبان ما شما را به آشتی میخواند. ما از جانب مسیح از شما استدعا میکنیم که با خدا آشتی کنید.( دوم قرنتیان 5 :20").
همانند نوح، ما در این عصر خادمان مسیح خداوند هستیم. داوري خداوند روزي فرا خواهد رسید، اما تنها از طریق عیساي مسیح و با پنهان شدن در صخره او، می توان رستگار گشت و حیات جاودان یافت. تمام اختیارات آسمان و زمین به او سپرده شده، پس ما از چه بیم و هراس داریم. ما موظفیم تا این پیام خوش و مژده فیض نجات را با دیگران قسمت کنیم. پس متوجه زمانبندي خداوند از بدو تولد تا زمان حضور در تخت داوري او باشیم.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...