Total Pageviews

Saturday, June 18, 2022

او حقیقتا شایسته است که خداوند و پادشاه و کاهن و نجات دهنده زندگی ما باشد

 مسیح مردگان روحی و جسمی را زنده کرد . 

مریضان و دردمندان را شفا داد  . 

سر شیطان را بر روی  صلیب کوبید  . 

گناه را با قربانی جانش فدیه کرد . 

صلح و محبت و راستی را  تعلیم داد . 

قدوسیت و شرافت را عملا زندگی کرد . 

درمانده ترین ها و به بن بست رسیده ترین ها را تبدیل کرد.

افکندگان و انکار شدگان را به صحنه زندگی برگردانید . 

بخشش رایگان خدا را برای گناهکارترین انسانها مهیا ساخت . 

راه و راستی و حیات را به گمراه ترین ها  ارائه داد . 

نامه اعمالی که برضد ما بود را برصلیب میخکوب کرد.

شریعت و عدالت خدا را عملا  انجام داد و به کمال مطلق رسانید .

رابطه مخدوش  و قطع شده بین خدا  و انسان را  برقرار ساخت .

اسیران و بردگان و به بند کشیده شدگان را آزاد ساخت .

به اجتماع مرد سالار زمان خودش تساوی حقوق زنان را حکم کرد .

قدرت و ارزش و احترام خودش را با ضعیف ترین افراد تقسیم نمود.

Friday, April 15, 2022

روز جمعه صلیب

 طبق  قوانین امپراطوری روم قدیم محکومین به اعدام باید صلیب خود را از محل محاکمه تا به محل مصلوب شدن بر دوش میکشیدند. در روز جمعه صلیب عیسی مسیح در حینی که صلیب  خود را بر دوش کشیده  بطرف تپه جلجتا میرفت چندین بار بخاطر سنگینی صلیب و جراحت شلاقهای تیغ دار سربازان رومی به زمین افتاد و سربازان شخصی بنام شمعون قیروانی را مجبور کردند تا صلیب او را بردارد. شمعون  یا باید اطاعت میکرد و صلیب مسیح را برمیداشت و یا گرفتار شمشیر سربازان رومی میشد. این دردناکترین و سخت ترین نوع انتخاب در زندگی اش بود.


 «رهگذری شمعون نام از اهل  قیروان که پدر اسکندر و  روفــس بود را مجبور ساختند که صلیب عیسی مسیح را بردارد.»

       مرقس ۱۵: ۲۱


 شمعون قیروانی در برخورد با عیسی مسیح در چنین لحظه حساس و تلخ و دردناک زیباترین حرکت زندگی اش را انجام داد و با استواری و یقین کامل خـم شـده صلیب مسیح را برداشت و از روی سنگ فرشهای کوچه های اورشلیم تا بـه تپه جلجتا آنرا بر دوش کشید و از این  فرصت بینظیر یک صحنه تاریخی و افتخار آمیز ساخت که در زندگی خود و نسل  آینده اش تاثیری ابدی  گذاشت.


تاثیر اول اینکه در حالی که همه مردم از دور به صلیب مسیح نگاه میکردند او با این عمل توانست از زیر صلیب به مردم نگاه کند یعنی دقـیقـا از همان زاویه ای که مسیح به دیگران نگاه میکرد. و این زاویه جدید باعث شد طرز تفکرش برای همیشه  نسبت به زندگی و افراد و شرایط محیط اطرافش عوض شود و بتواند به همه چیز از  زاویه چشمان عیسی مسیح نگاه کند. چقدر زیباست و  چقدر قابل تحمل و در خور  تعمق است. دنیای ما وقتی  بتوانیم از زاویه دید مسیح به  آن نگاه کنیم، حتی درب های  بسته نیز از روی صلیب  گشوده دیده خواهـند شد. 


 تاثیر دوم اینست که او پدر اسکندر و روفـس بود و همسرش که تحت تاثیر این عمل شجاعانه او قرار گرفته بود بارها و بارها با افتخار در مورد این حرکت همسرش با پسرانش صحبت کرده و آنها را تشویق میکرد که مثل  پدرشان همواره از زیر سایه صلیب مسیح به دنیا نگاه کنند. سالها بعد میبینیم  روفــس پــسر همین شمعون قیروانی دوشادوش پولـس،  رسـول عیسی مسیح و کلیسای او را خدمت میکند و مانند پدرش دنیا را از زیر سایه صلیب مسیح مینگرد بطوریکه وقتی پولس نامه ای به روم مینویسد او را  برگزیده خدا و مادرش را مادر خودش خطاب کرده به آنها سلام میرساند.


«به روفــس برگزیده در  خداوند و مادر او که مادر  من است سلام برسانید.»

رومیان ۱۶: ۱۳


امروز هم من و شما مانند شمعون قیروانی در برابر یک حق انتخاب قرار گرفته ایم و باید تصمیم بگیریم که از زوایه صلیب پر از رحمت عیسی مسیح به دنیا نگاه کنیم یا از زاویه شمشیر پر از زحمت و بیرحمانه سربازان رومی ؟!


یقین بدانید از هر زاویه ای که به زندگی نگاه کنیم در صحنه های قابل دیدن همان زاویه زندگی خواهیم کرد.

Friday, February 18, 2022

گزارش سالانه در مورد وضعیت مسیحیان

 سی #نوکیش #مسیحی در سال ۲۰۲۱ با اتهاماتی مربوط به باور دینی و فعالیت مسالمت‌آمیز عقیدتی به محکومیت به زندان و تبعید  محکوم شدند. ۲۰ نفر از آنها تا پایان سال میلادی همچنان در حال تحمل این احکام بودند: ۱۸ نفر زندانی، یک نفر در تبعید و یکی دیگر هم با پابند الکترونیکی در خانه.


این بخشی از گزارش سالانه در مورد وضعیت مسیحیان یا بهتر بگوییم نقض حقوق آنها در ایران است که سازمان ماده ۱۸ همراه با سه نهاد بین‌المللی مسیحی، درهای باز (Open Doors)، «سی اس دبلیو» (CSW) و «ام ای سی» (MiddleEast Concern) روز سه‌شنبه، پنجم بهمن ماه، منتشر کرده‌است.


بسیاری از این مسیحیانی که با محکومیت در سال گذشته میلادی روبرو شده‌اند، به دلیل شرکت در کلیسای خانگی یا به عبارتی دیگر دورهمی چند نوکیش مسیحی برای دعا و خواندن کتاب مقدس بوده‌است.


حکومت ایران کلیساهای فارسی‌زبان را تعطیل کرده و با حمله به منازل مسیحیان و کلیساهای خانگی آنها را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.


با ابتکار عمل چند نوکیش مسیحی که به دلیل شرکت در کلیسا خانگی به زندان فرستاده شده‌اند، و پشتیبانی سازمان ماده ۱۸، کمپین «کلیسا حق همه مسیحیان است» راه اندازی شد. مسیحیان فارسی‌زبان پرسش ساده ای از حکومت ایران دارند، «من مسیحی فارسی‌زبان کجا می‌توانم عبادت کنم، که کارم به زندان ختم نشود.» تاکنون دستکم ۳۳ کلیسای ایرانی پشتیبانی خود را از این کمپین اعلام کرده‌اند.


در این گزارش سالانه همچنین بار دیگر در مورد تغییراتی در موادی (۴۹۹ و ۵۰۰) از قانون مجازات اسلامی ابراز نگرانی شده‌است.


طبق ماده ۵۰۰ این قانون افراد می‌توانند به، مرتکب اعمالی چون «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» متهم و محکوم شوند. امین خاکی، میلاد گودرزی و علیرضا نورمحمدی، اولین شهروندان مسیحی بودند که این قاون علیه آنها در دادگاه اعمال شدهُ و مجوعا به ۹ سال زندان محکوم شدند.


احکام قوه قضائیه در مورد نوکیشان مسیحی مبدل به کلاف سردرگمی شده‌است.


به عنوان مثال عبدالرضا (ماتیاس) علی حق‌نژاد اخیراً با رای شعبه دیگر دیوان عالی کشور همراه با هشت نوکیش مسیحی دیگر، که «تبلیغ مسیحیت و تشکیل کلیسای خانگی» را جرم ندانسته بود، به‌طور موقت آزاد شد، ولی پس از کمتر از دو هفته با اتهاماتی مشابه، به حکم شعبه دیگری از دیوان عالی راهی زندان شده‌است.


حکومت ایران درقبال برخی از مسیحیان زندانی، حتی طبق قوانین جمهوری اسلامی رفتار نمی‌کند.


درخواست ناصر نورد گل‌تپه، نوکیش مسیحی زندانی، بارها برای آزادی مشروط، علیرغم داشتن شرایط لازم، رد شده‌است. این زندانی عقیدتی حتی از رفتن به مرخصی هم محروم شده‌است.


علیرغم سخت شدن شرایط پناهندگی و پناهجویی، نوکیشان مسیحی تحت فشار حکومت، همچنان مجبور به ترک وطنشان شده‌اند.


 این گزارش الگوهای رفتاری حکومت در سرکوب مسیحیان فارسی‌زبان در سال ۲۰۲۱ را که به شکل بارزتری ملاحظه شده، توضیح داده‌است: دخالت فراینده اطلاعات سپاه در سرکوب فعالیتهای مسیحیان، تمرکز بیشتر بر فعالیتهای آنلاین در دنیای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، جرم انگاری ابراز عقیده یا ارتباط با دیگر مسیحیان و تصویب قوانین محدود کننده از این جمله هستند.


گزارش سالانه ماده ۱۸ و سه سازمان دیگر یادآوری می‌کند که اذیت و آزار مسیحیان حتی پس از پایان حکم زندان ادامه دارد، برخی مانند ساسان خسروی با محرومیت از کار و ادامه سکونت در شهرشان روبرو می‌شوند.


اخیراً سازمان درهای باز، ایران را نهمین کشور «مسیحیت ستیز» جهان دانست.


Friday, January 7, 2022

راه رسيدن به خدا

 راههايی هستند که بنظر انسان راست می‌آيند اما عاقبت به مرگ منتهی می‌شوند" (امثال سليمان ١٤: ١٢). عيسی مسيح در انجيل يوحنا ١٤: ٦ می‌فرمايد: "من راه و راستی و حيات هستم، هيچکس جز بوسيله من نزد پدر نمی‌آيد." سه نوع عکس‌العمل در مورد اين ادعای مسيح در مردمی که اقرار می‌کنند به خدا ايمان دارند ديده می‌شود:


اول- مسيحيان اسمی، بطور سطحی اين ادعای مسيح را باور کرده و در نتيجه به کليسا و يا جماعتی ملحق می‌شوند و بدون توجه به اين حقيقت انجيل که: وقتی يک نفر از آن مسيح می‌گردد، تبديل به شخص جديدی می‌شود و زندگی کاملاً تازه‌ای را آغاز می‌کند، خود را مسيحی دانسته و زندگی دنيوی خود را ادامه داده و با زندگی و رفتار غيرمسيحی خود، موجب بدنامی مسيحيان واقعی می‌شوند.


دوم- مسيحيان حقيقی، نه تنها اين ادعای مسيح را قبول دارند، بلکه با هدايت روح خدا مسيح زنده را پيروی نموده و بوسيله اعتماد به مسيح و اطاعت از او، روز به روز در روحانيت رشد کرده بيشتر و بيشتر شبيه مسيح می‌شوند تا روزی برسد که براساس انجيل: "او را چنانکه هست ببينند."


سوم- مذهبيون، يعنی آنانيکه فکر می‌کنند بوسيله انجام مراسم و تشريفات مذهبی و کارهای نيک می‌توانند به خدا برسند، اين ادعای مسيح را رد کرده و می‌پرسند: چطور ممکن است که مسيح تنها راه رسيدن به خدا باشد؟ برای پاسخ به اين سؤال مهم و حياتی، بايد به کتاب مقدس که کلام خدا است مراجعه نمائيم. در اين کتاب دلايل زيادی برای اثبات اين ادعای مسيح يافت می‌شود که در اين مقاله به ارائه سه دليل عمده اکتفاء می‌نمائيم:


١- تنها عيسی مسيح است که از روح خدا، بوسيله مريم باکره به دنيا آمد (متی ١: ١٨)، به اين جهت انجيل او را فروغ جلال خدا و پسر يگانه خدا می‌خواند. بنابراين تنها عيسی مسيح است که می‌تواند خدا را همانگونه که هست به ما بشناساند و چقدر مهم و ضروری است که برای رسيدن به خدا، ابتدا او را بشناسيم و با محبت بيدريغ الهی که در عيسی مسيح بر دنيا مکشوف گرديد آشنا شويم. لازم به توضيح است که لقب پسر خدا، هرگز به معنای جسمانی نيامده زيرا "خدا روح است"، بلکه اين لقب عيسی مسيح، جنبه روحانی دارد و نشان دهنده شباهت او در ذات و ماهيت با خدا می‌باشد. اين شباهت به حدی است که انجيل، عيسی را کلمه خدا و کلام حيات، معرفی می‌کند که جسم گرديد و در ميان ما زندگی کرد. خدای ناديدنی اراده فرمود که کلمه خود را جسم بخشد تا ما خدا را بشنويم و ببينيم و لمس کنيم. رسولان مسيح در انجيل اين حقيقت را فاش می‌سازند و چنين شهادت می‌دهند: "ما در باره کلام حيات به شما می‌نويسيم- کلامی که از ازل بود و ما آنرا شنيده و با چشمان خود ديده‌ايم- آری، ما آنرا ديده‌ايم و دستهايمان آن را لمس کرده است. آن حيات ظاهر شد و ما آن را ديديم . . ." (رساله اول يوحنا ١: ١ و ٢).


٢- تنها عيسی مسيح است که کاملاً بی‌گناه بود (دوم قرنتيان ٥: ٢١)، بنابراين تنها او می‌تواند راه رسيدن انسان گناهکار، به خدای پاک و مقدس باشد. سئوال می‌شود: چرا انسان، گناهکار و مسيح، بی‌گناه است؟ پاسخ اينستکه: هر کسی که از پدر و مادر جسمانی بدنيا می‌آيد ذاتی گناه‌آلود دارد که از آدم و حوا به ارث برده است. علاوه بر اين، خودش هم در فکر و سخن و عمل گناه می‌کند. ولی مسيح چون از خدا، بدون پدر جسمانی بدنيا آمد، ذات گناه‌آلود نداشت و هرگز هم گناهی از او سر نزد. سئوال ديگر اينست که: چگونه مسيح بی‌گناه، ما را به خدا می‌رساند؟ در پاسخ بايستی بگوئيم: خدا مزد گناه را موت يا مرگ روحانی تعيين فرموده است که معنايش جدائی از خدا می‌باشد. بنابراين همه انسانها محکوم به مرگ روحانی هستند. ولی خدای نيکو و مهربان، که وضعيت انسان را می‌دانست، دلش بحال انسان که او را از لحاظ روحانی به شباهت خود آفريد، بسوخت و عيسی مسيح، تنها بی‌گناهی را که می‌توانست بجای انسانهای گناهکار، مزد گناه را با مرگ خود بر صليب بپردازد به جهان فرستاد تا انسان بتواند با ايمان با اين راه رسيدن به خدا، از مرگ روحانی نجات يابد و به زندگی جاودانی قدم گذارد و البته چون تنها عيسی مسيح است که الوهيت و ذات الهی دارد، تنها او می‌توانست بجای همه انسانها جان فدا سازد.


٣- تنها عيسی مسيح است که زنده و با خدا بر تخت نشسته است (مکاشفه ٣: ٢١)، بنابر اين تنها او می‌تواند شفيع و واسطه در ميان خدا و انسان باشد. در انجيل می‌خوانيم که عيسی مسيح سه روز پس از مرگ، از مردگان برخاست و بعد از ٤٠ روز که خود را بر شاگردانش ظاهر می‌کرد به آسمان بالا برده شد، پس تنها اوست که می‌تواند ما را به خدا برساند. چرا؟ چون برای اينکه انسان مقبول درگاه خدا شود، لازم است که نجات دهنده و شفيعی زنده در حضور خدا در آسمان داشته باشد

و خدا را شکر که برطبق انجيل شريف: "او (عيسی مسيح) قادر است همه کسانی را که بوسيله او به حضور خدا می‌آيند کاملاً و برای هميشه نجات بخشد، زيرا او تا به ابد زنده است و برای آنان شفاعت می‌کند" (عبرانيان ٧: ٢٥).


اکنون بايد پرسيد که: چگونه انسان با اين روح و جسم ناپاکی که دارد می‌تواند به خدايی که کاملاً پاک و مقدس است برسد؟ مگر چنين نيست که تاريکی گناه نمی‌تواند در مقابل روشنايی پاکی بايستد و سياه و سفيد هرگز بهم نمی‌رسند. برای پاسخ به اين سؤال مهم، باز بايد به کتاب مقدس مراجعه کنيم و توجه داشته باشيم که چون عيسی مسيح، مظهر و آشکار کننده خدا، وسيله آمرزش و برطرف شدن گناه انسان را با خون ريخته شده و مرگ خود بر صليب فراهم نموده است و پس از مرگ از مردگان قيام نموده و زنده است، خدا به همه کسانی که به او ايمان می‌آورند نجات از اسارت و نتايج شوم گناه را می‌بخشد و به آنان تولد روحانی عطا می‌نمايد. در اول پطرس ١: ٣ می‌خوانيم: "خدا . . . به وسيله رستاخيز عيسی مسيح از مردگان تولد تازه و اميد زنده به ما بخشيده است،" اين حقيقتی است که نمی‌شود انکار کرد زيرا وقتی که از گناه توبه می‌نمائيم و از راه ايمان، مسيح را بعنوان منجی و خداوند خود دريافت می‌کنيم و به درون قلب و زندگی خود خوش‌آمد می‌گوئيم، خدا ما را روحاً از نو می‌آفريند تا بتوانيم با خدای پاک و قدوس مشارکت روحانی داشته باشيم. .


خواننده گرامی: تمام پيامبران آمدند و بشر را از عواقب وخيم گناه که خود انسان مسئول آن می‌باشد آگاه ساختند، ولی برای علاج آن اقدامی نکردند و وفات يافتند. تنها عيسی مسيح است که آمد و نه تنها انسان را از عواقب وخيم گناه آگاه ساخت بلکه جان خود را نيز در راه نجات انسانها از اين عواقب که در نهايت هلاکت ابدی است، فدا ساخت و پس از مرگ، جسماً و روحاً زنده شد و به پيروان خود اطمينان بخشيد که: تا پايان عالم همراه آنان خواهد بود، و ابديت را نيز با او سپری خواهند ساخت.


اين است خبر خوش نجات و راه رسيدن به خدا: عيسی مسيح از روح خدا، بوسيله مريم باکره بدنيا آمد و بخاطر آمرزش گناهان انسان بر روی صليب جان سپرد و در روز سوم از مردگان برخاست و به آسمان صعود نمود تا به آنانی که به او ايمان می‌آورند زندگی جديد و جاويد عطا فرمايد. آيا از اين راه، راهی بهتر و مطمئن‌تر برای رسيدن به خدا وجود دارد؟ خدا را شکر که اين راه، از خدا شروع شده و به خدا نيز ختم می‌گردد و خوبست که شما حق جوی عزيز و گرامی نيز بوسيله ايمان و اعتماد قلبی به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ و قيام او از مردگان، نجات و حيات جاويد بيابيد.


خلاصه:


عيسی مسيح تنها راه رسيدن به خدا می‌باشد، زيرا:


١- تنها او در ذات و ماهيت همانند خدا است، بنابراين او می‌تواند خدا را به ما بشناساند.


٢- تنها او کاملاً پاک و بی‌گناه است، بنابراين او می‌توانست بجای همگی ما مزد گناه ما را


بپردازد و مانع اصلی را برای رسيدن ما به خدا برطرف سازد.


٣- تنها او زنده و با خدا بر تخت نشسته است، بنابراين او می‌تواند در حضور خدا برای ما


شفاعت و وساطت نمايد.

Monday, December 13, 2021

“آیا ما فرشتگان نگهبان داریم؟”

 🔹بخش دوم

به متی فصل 18 آیه 10 باز می گردیم، واژه ی "ایشان" در "فرشتگان ایشان" در یونانی یک ضمیر جمع است و به این واقعیت اشاره دارد که به طور کلی ایمانداران توسط فرشتگان خدمت می شوند. این فرشتگان این طور به تصویر کشیده شده اند که "همیشه" روی خدا را تماشا می کنند تا اینکه فرمانش را بشنوند و در هنگام نیاز به ایماندار کمک کنند. در این آیه به نظر نمی رسد که فرشتگان آنقدری که متوجه پدر آسمانی هستند، در حال محافظت از یک شخص باشند. در این صورت، وظیفه یا نظارت فعال و همیشگی به نظر می رسد که بیشتر از سوی خدا می آید تا فرشتگان، که قابل فهم تر و موجه تر است چرا که تنها خداست که دانای مطلق است. او هر یک از ایمانداران را لحظه به لحظه زیر نظر دارد و تنها او می داند که یکی از ما نیاز به مداخله یک فرشته داریم. از آنجا که فرشتگان دائماً چشمانشان به صورت خدا متمرکز شده، در اختیار او هستند تا به یکی از این "کوچکان" او کمک رسانند.


به طور قطع نمی توان از کتاب مقدس پاسخ داد که آیا هر ایماندار یک فرشته محافظ مختص به خود دارد یا خیر. اما، همانطور که پیشتر بیان شد، خدا از فرشتگان برای خدمت به ما استفاده می کند. این نظر بر اساس کتاب مقدس است که بگوییم که او همانطوریکه از ما استفاده می کند، از آنان استفاده می کند؛ به عبارتی دیگر، خدا به هیچ وجه نیازی به ما یا آنها برای انجام اهدافش ندارد ، اما با این وجود تصمیم گرفته که از ما و آنها استفاده کند (عبرانیان فصل 1 آیه 7). در پایان، خواه ما فرشته اختصاصی داشته باشیم که از ما محافظت کند یا خیر، اما اطمینان و پشتوانه ای حتی بزرگتر از سوی خدا داریم: اگر ما بواسطه ایمان به مسیح فرزندان او هستیم، او همه چیز را برای خوبی ما بکار می برد (رومیان فصل 8 آیه های 28 تا 30)، و عیسی مسیح هرگز ما را ترک نخواهد کرد و تنها نخواهد گذاشت (عبرانیان فصل 13 آیه های 5 تا 6). اگر ما خدایی دانای مطلق، حاضر مطلق، و کاملاً با محبت را داریم، آیا واقعاً اهمیتی دارد که یک فرشته محافظ محدود و متناهی از ما محافظت می کند یا نمی کند؟

Friday, November 19, 2021

چرا عیسی درخت انجیر را نفرین کرد؟

 داستان درخت انجیر بی ثمر در دو مرجع مختلف در اناجیل روایت شده است. اولین بار ما با این داستان در (انجیل متی 21 : 18–22 ) و سپس در (انجیل مرقس 11 : 12 – 14 ) روبرو می شویم. 

اگرچه در نظر ابتدایی میان دو روایت اختلافات اندکی وجود دارند ، اما با مطالعه دقیق آنها هر نوع سوءتفاهمی از میان خواهد رفت. مانند تمامی مراجع کلام خدا ، کلید درک صحیح آنها مطالعه ایشان در محتوایی است که روایت شده‌اند .

برای درک صحیح این آیات بهتر آن است که به ترتیب تاریخی و نیز جغرافیایی آن توجه کنیم. برای مثال ، این اتفاق در چه زمانی رخ داد؟ موقعیت محلی آن رویداد چگونه بود؟ و اینکه این اتفاق در چه مکانی رخ داده است؟ همچنین ، برای درک بهتر این داستان ما نیازمند درک صحیح اهمیت درخت انجیر آن گونه که به قوم اسرائیل مربوط می‌شود بوده و اینکه کاربرد درخت انجیر در کلام خدا به عنوان نمادی برای اسرائیل چگونه است. در انتها ، ما نیازمند شناخت مبناییِ طبیعت درخت انجیر ، موسم رشد و نمو و میوه آوری آن هستیم.

اول ، با نگاهی کلی به موقعیت زمانی این آیات متوجه این مسئله میشویم که این اتفاق در هفته قبل از صلیب شدن خداوند ما عیسی مسیح رخ داده است. عیسی یک روز زودتر در میان ستایش و پرستش قوم یهود که به امید رهایی از اشغالگران رومی به 

دنبال وی به عنوان پادشاه یا مسیح روانه شده بودند وارد اورشلیم شده بود (انجیل متی 21 :1 – 11؛ انجیل مرقس 11 :1 – 11 .)

روز بعد ، عیسی مجدداً از بیت عنیا که در آن ساکن بود به سمت اورشلیم می رفت. در راه ، همانگونه که هر دو روایت متی و مرقس بدان اشاره دارند ، عیسی گرسنه شده و در دور دست درخت انجیر پُربرگی را می بیند (انجیل مرقس 11 : 13 .)

وقتی خداوند با توقع خوردن میوه نزدیک درخت انجیر آمد و چیزی نیافت ، آن را این گونه نفرین کرد ؛ "... از این به بعد میوه تا به ابد بر تو نشود! که در ساعت درخت انجیر خشکید!" (انجیل متی 21 : 19؛ انجیل مرقس 11 : 14 .)متی روایت نفرین درخت انجیر را یکجا نقل قول میکند و آن را بعد از روایت تطهیر هیکل از صرافان توسط خداوند مطرح میسازد. 

روایت لوقا این جریانات را در طول دو روز تعریف میکند ؛ اینکه عیسی مسیح در روز اول در راه تطهیر هیکل ، درخت را نفرین نموده و سپس در روز دوم در راه رفتن به اورشلیم از بیت عنیا ، شاگردان شاهد درخت انجیر خشک شده بودند (انجیل مرقس 11 : 12 – 14

19 – 20 .)البته ، در مشاهده خشک شدن درخت از ریشه ، شاگردان متحیر گردیدند زیرا به عقیده ایشان چنین فرایندی در طبیعت نیازمند هفته ها زمان بود.

بعد از مرور موقعیت زمانی این روایت ، ما قادر به پاسخ دادن به پرسش های بیشمار پیرامون آن خواهیم بود. اولین پرسش که توسط بسیاری مطرح میگردد این است که چرا خداوند ما عیسی مسیح باید درخت انجیر را علیرغم نیامدن فصل میوه نفرین میکرد؟

پاسخ به این پرسش را میتوان از طریق مطالعه ویژگیهای درخت انجیر دریافت نمود. 

میوه درخت انجیر عموماً پیش از برگ ها در می آید و به علت رنگ سبز میوه ها ، معمولا ً تا زمان رسیدن کامل ، آنها به نوعی در میان برگ ها مخفی باقی میمانند . 

بنابراین ، هنگامیکه عیسی خداوند و شاگردانش برگ های درخت انجیر را از دور مشاهده کردند ، علیرغم اینکه هنوز موسم برداشت انجیر نیامده بود ، ایشان توقع یافتن میوه را بر آن داشتند . 

علاوه بر این ، معمولا ً درخت انجیر در موسم میوه دو یا سه دفعه محصول میدهد . این روند با یک بار میوه در فصل بهار آغاز و با یک یا دو بار دیگر در انتهای فصل ادامه پیدا میکند . در برخی از نواحی اسرائیل ، بسته به آب و هوا و شرایط محیطی ، این احتمال وجود دارد که هر درخت انجیر در ده ماه از سال میوه بدهد.

این برای ما علت جستجوی میوه توسط خداوند و شاگردان را حتی خارج از موسم طبیعی محصول روشن میسازد. این واقعیت که درخت دارای برگ بود علیرغم موقعیت برتر ارتفاعی اورشلیم که آنرا در خارج از موسم معمول میوه آوردن قرار میداد ، به نظر نشانه خوبی برای لزوم میوه داشتن آن بود.

در رابطه با اهمیت و معنی این روایت ، پاسخ را در موقعیت زمانی و نیز درک اینکه درخت انجیر چگونه بطور نمادین به عنوان نماینده اسرائیل بکار میرفت باید جستجو کرد. اول از نقطه نظر زمانی ، عیسی مسیح خداوند تازه در میان نواختن شیپورها و توقعاتی عظیم به اورشلیم وارد شده بود اما به عوض برآوردن آرزوهای مردم ، او به تطهیر هیکل و نفرین درخت انجیر بی ثمرمبادرت ورزید . 

هر دوی این عملکردها در ارتباط با شرایط روحانی اسرائیل دارای اهمیت فراوان هستند. با تطهیر هیکل و انتقاد از نحوه پرستش

رایج در آن (انجیل متی 21 : 13؛ انجیل مرقس 11 : 17 ،) عیسی در عمل پرستش اسرائیل را مردود اعلام کرد. با نفرین درخت انجیر ، خداوند بهطور نمادین اسرائیل را به عنوان یک قوم رد نمود و به نوعی ، این هشدار را برای ایمانداران مسیحی بر جا گذارد؛ اینکه کسانی که تنها اعتراف ایمان به او را دارند اما هیچ نشانهای از ارتباط با خداوند در زندگیشان نمایان نیست نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد. خداوند مسیحیان بی ثمر را نیز انکار خواهد کرد.

حضور درخت انجیر پُرثمر نمادی برای برکت و کامیابی قوم اسرائیل محسوب میگردید . به همین منوال ، غیبت و یا مرگ درخت انجیر ، نماد داوری و مردود شدگی برای به حساب می آمد . این درخت انجیر بی ثمر ، به طور نمادین ، نماینده مرگ روحانی اسرائیل بود که اگرچه در ظاهر بسیار مذهبی عمل کرده و تمامی قربانی‌ها و مناسک را بجا می آورد ، اما در حقیقت به خاطر گناهانش ، از نظر روحانی و معنوی بی ثمر بود. 

با تطهیر هیکل و نفرین درخت انجیر ، عیسی مسیح داوری قریب الوقوع اسرائیل و قدرت خویش را برای انجام آن به نمایش گذارد. این کار خداوند همچنین یادآور این واقعیت است که تنها انجام مناسک و اعتراف های مذهبی متضمن نجات اشخاص نیست مگر اینکه میوه نجات راستین در زندگی ایشان نمایان باشد.

این حقیقت را بعداً روح القدس به قلم یعقوب ، برادرخوانده خداوند آشکار میسازد که ؛ "ایمان بدون عمل در خود مرده است" (یعقوب 2 : 26.)

درس مهم این درخت انجیر برای ما اهمیت ثمره آوردن (غلاطیان 5 :22 – 23 )و نه فقط صورت دینداری داشتن است. خدای ما بی ثمرگی را داوری میکند و توقع وی از کسانی که با وی ارتباط دارند این است که "ثمره بسیار بیاورند " (انجیل یوحنا 15 : 5 –8 )

Tuesday, October 19, 2021

منظور دقیق از بدوش کشیدن صلیب مسیح چیست؟ این مسئله چه چیزهایی را شامل می شود؟

 برداشتن صلیب، به معنای پذیرفتن هرگونه تمسخر بخاطر پیروی از مسیح و هرگونه جفا و اذیت و آزار و نیز زحمات و رنجهایی که در زندگی روزمره وجود دارند، به بهای پیروی از مسیح. برداشتن صلیب یعنی آماده باشی که به خاطر پیروی از مسیح جان و مال و همه چیز خود را فدا کنی. برداشتن صلیب یعنی پیروی بی قید و شرط مسیح.

عیسی مسیح بارها اشاره کرد که پیروی از او ساده و راحت نخواهد بود. او فرمود: در جهان برای شما زحمت خواهد بود، اما خاطر جمع دارید، زیرا من بر جهان غالب آمده ام.

در دوم تیموتاؤس 3: 12 کلام خدا می فرماید: " و همه کسانی که می خواهند در مسیح عیسی به دینداری زیست کنند، زحمت خواهند کشید."

آیات کتاب مقدس در باره زحمات و رنجهایی که یک مسیحی در زندگی متحمل خواهد شد، بسیار زیاد است و متأسفانه بسیاری از کلیساها این مسئله حائز اهمیت را نادیده می گیرند که شخص برای پیروی از مسیح، می بایست آنچنان عاشق و دلباخته او باشد که حاضر باشد همه چیز خود را ترک کند و صلیب رنج و زحمت را هر روزه به جان بخرد و عیسای خداوند را پیروی کند!!!

در زیر تنها گزیده ای از تمام آیات بسیاری که در کتاب مقدس، درباره بهایی که شخص در پیروی از مسیح می پردازد، قید می کنم:

(مرقس 10: 30) (دوم تیموتاؤس 3: 12) (دوم تسالونیکیان 1: 5) (اول تسالونیکیان 3: 4) (اول تسالونیکیان 1: 6) (فیلیپیان 1: 29) (غلاطیان 6: 17) (دوم قرنتیان 8: 2) (دوم قرنتیان 7: 5) (دوم قرنتیان 4: 17) (دوم قرنتیان 4: 8) (اول پطرس 4: 19) (مکاشفه 2: 10) (یوحنا 16: 33) (یوحنا 15: 20)

انبیاء عهد عتیق  زندگی راحتی نداشتند و همگی بخاطر پیروی از خدای حقیقی و زنده اسرائیل، رنج و زحمات و حتی مرگ را متحمل شدند. در رساله یعقوب 5: 10 می خوانیم که انبیاء رنج و زحمات را به جان خریدند.

تمام رسولان یا به کلام دیگر حواریون مسیح، بدون استثناء با زحمات و رنج بسیاری روبرو شدند و همه آنها به استثناء یوحنای رسول به طرز فجیعی به شهادت رسیدند و حتی یوحنای رسول نیز از تحمل رنج و عذاب طاقت فرسا به دور نبود، اگرچه به شهادت نرسید و به مرگ طبیعی جان سپرد.

مسیحیان در طول تاریخ، متحمل رنجها و مصیبتها و عذابهای سخت بوده اند و با ریختن خون خود بذری را پاشیدند که کلیسای امروزی، وارث آن است.

ترتولیان که یکی از پدران کلیسا در قرن دوم میلادی بود، گفته زیبایی دارد. او فرمود: "خون شهدا، بذر کلیساست."

صلیب در زمان مسیح سمبل رنج و عذاب طاقت فرسا بود و هر که می خواهد عیسی را پیروی کند، می بایست این را نیز بداند که پیروی از مسیح، بهایی گران دارد که خواهد پرداخت. شخص مسیحی بخاطر عشق و تسلیم و سرسپردگی خود به عیسی مسیح، حاضر است مانند یک عاشق و دلداده همه چیز خود را فدای معشوق خود کند، همانگونه که عیسی مسیح از فدا کردن جان خود برای کلیسا و مقدسینش دریغ نکرد. عیسی مسیح، خود پادشاه غمها و رنجها نامیده شده است و ما مسیحیان نیز می بایست حاضر باشیم، در اثر قدمهای او گام برداریم.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...