از آرشیو کلیسای رستاخیز ایرانیان
آخر زمان
سلطنت هزار ساله چیست؟
سلطنت هزار ساله عنوانی است برای هزار سال سلطنت عیسی مسیح بر روی زمین. بعضی هزار سال را سمبلیک حساب می کنند. بعضی می گویند هزار سال یعنی "زمان دراز" و نه حقیقتا هزار سال سلطنت عیسی مسیح بر روی زمین. اما اگر خدا می خواست بگوید "زمان دراز"، این را براحتی می گفت بدون اینکه مرتب مدت زمان دقیقی را بیان کند.
کتاب مقدس به ما می گوید که وقتی عیسی مسیح به زمین برگردد، سلطنتش را بعنوان یک پادشاه در اورشلیم برقرار می کند، و بر تخت داوود می نشیند (لوقا 1:32-33). عهدهای بدون شرط او این را ایجاب می کنند که عیسی مسیح در جسم و عینا برگردد و پادشاهی اش را برقرار کند.
عهد ابراهیمی به قوم اسرائیل وعده یک سرزمین، یک نسل، یک حاکم و یک برکت روحانی را داد (پیدایش 12: 1-3).
عهد فلسطینی به اسرائیل وعده بازسازی و مالکیت سرزمین را داد (تثنیه 30: 1-10).
عهد داوودی به قوم اسرائیل وعده بخششی را داد که قوم بتوانند مبارک باشند (ارمیا 31: 31-34).
در بازگشت ثانوی، این عهد ها تکمیل می شوند و اسرائیل بعنوان یک ملت جمع شده (متی 24 : 31)، بسوی خدا بازگشت می کند (زکریا 12 : 10-14)، و بازسازی شده تحت حکومت مسیح یعنی عیسی مسیح قرار می گیرد. کتاب مقدس از شرایطی در سلطنت هزار ساله صحبت می کند که از نظر جسمانی و روحانی محیطی بی عیب و کامل است.
زمانی خواهد بود پر از صلح (میکا 4: 2-4، اشعیا 32: 17-18),
شادی (اشعیا 61: 7 و 10),
راحتی (اشعیا 40 : 1-2),
و فقر و بیماری نیست (عآموس 9: 13-15 ، یوئیل 2: 28-29).
کتاب مقدس همچنین می گوید که فقط ایمانداران به سلطنت هزار ساله وارد می شوند. به همین دلیل، زمانی خواهد بود:
پر از عدالت کامل (متی 25: 37، مزمور 24: 3-4)، اطاعت (ارمیا 31: 33),
قدوسیت (اشعیا 35: 8),
راستی (اشعیا 65: 16),
و پری روح القدس (یوئیل 2: 28-29).
مسیح بعنوان پادشاه حکومت می کند (اشعیا 9: 3-7، 11 : 1-10),
و تخت و خیمه داوود را استوار می سازد (ارمیا 33: 15-21 ، عاموس 9: 11).
سروران و نجبا حکومت خواهند کرد (اشعیا 32: 1، متی 19: 28),
و اورشلیم مرکز سیاسی دنیا خواهد بود (زکریا 8: 3).
مکاشفه 20: 2-7 دوره زمانی مشخص سلطنت هزار ساله را بیان می کند
Total Pageviews
Saturday, February 22, 2020
جهان بینی مسیحی چیست؟
جهان بینی یک شخص یعنی "تصویر بزرگی" که او از هماهنگی تمام اعتقاداتش درباره دنیا دارد. در واقع روش درک شخص از واقعیتهاست. جهان بینی یک شخص پایه تمام تصمیمات روزانه او و بنابراین بسیار مهم است.
ما از کجا آمدیم؟ (و چرا اینجا هستیم؟)
دنیا چه مشکلی دارد؟
ما چطور می توانیم این مشکل را حل کنیم؟
جهان بینی یک مسیحی، به این سوالها اینطور جواب می دهد. ما مخلوق خدا هستیم، آفریده شده ایم که به دنیا حکومت کنیم و با خدا معاشرت داشته باشیم (پیدایش فصل 1 آیه های 27 تا 28، فصل 2 آیه 15). و ما بر ضد خدا گناه کرده ایم و همه دنیا را به لعنت گرفتار کرده ایم (پیدایش فصل 3). وخدا خودش دنیا را بوسیله قربانی کردن پسرش عیسی مسیح و پرداخت تاوان گناه، نجات داده است (پیدایش فصل 3 آیه 15؛ لوقا فصل 19 آیه 10)، و او روزی خلقت را به حالت کامل اولیه اش احیا خواهد کرد (اشعیا فصل 65 آیه های 17 تا 25). جهان بینی مسیحی ما را به ایمان به اصول اخلاقی ثابت، معجزات، شرف انسانی، و امکان نجات هدایت می کند.
خیلی مهم است که بیاد داشته باشیم یک جهان بینی، کلی و جامع است و در همه ابعاد زندگی اثر می گذارد، از پول گرفته تا اصول اخلاقی، و از سیاست تا هنر. مسیحیت حقیقی چیزی بیشتر از یک مشت عقاید است که برای استفاده در کلیسا بکار می رود. مسیحیت آنطور که در کتاب مقدس درس می دهد خودش یک جهان بینی است. کتاب مقدس هرگز بین زندگی مذهبی و زندگی دنیوی فرقی نمی گذارد، زندگی مسیحی تنها حیاتی است که وجود دارد. عیسی درباره خودش ادعا کرد که او "راه و راستی و حیات" است (یوحنا فصل 14 آیه 6) و با چنین ادعایی، جهان بینی ما شد.
ما از کجا آمدیم؟ (و چرا اینجا هستیم؟)
دنیا چه مشکلی دارد؟
ما چطور می توانیم این مشکل را حل کنیم؟
جهان بینی یک مسیحی، به این سوالها اینطور جواب می دهد. ما مخلوق خدا هستیم، آفریده شده ایم که به دنیا حکومت کنیم و با خدا معاشرت داشته باشیم (پیدایش فصل 1 آیه های 27 تا 28، فصل 2 آیه 15). و ما بر ضد خدا گناه کرده ایم و همه دنیا را به لعنت گرفتار کرده ایم (پیدایش فصل 3). وخدا خودش دنیا را بوسیله قربانی کردن پسرش عیسی مسیح و پرداخت تاوان گناه، نجات داده است (پیدایش فصل 3 آیه 15؛ لوقا فصل 19 آیه 10)، و او روزی خلقت را به حالت کامل اولیه اش احیا خواهد کرد (اشعیا فصل 65 آیه های 17 تا 25). جهان بینی مسیحی ما را به ایمان به اصول اخلاقی ثابت، معجزات، شرف انسانی، و امکان نجات هدایت می کند.
خیلی مهم است که بیاد داشته باشیم یک جهان بینی، کلی و جامع است و در همه ابعاد زندگی اثر می گذارد، از پول گرفته تا اصول اخلاقی، و از سیاست تا هنر. مسیحیت حقیقی چیزی بیشتر از یک مشت عقاید است که برای استفاده در کلیسا بکار می رود. مسیحیت آنطور که در کتاب مقدس درس می دهد خودش یک جهان بینی است. کتاب مقدس هرگز بین زندگی مذهبی و زندگی دنیوی فرقی نمی گذارد، زندگی مسیحی تنها حیاتی است که وجود دارد. عیسی درباره خودش ادعا کرد که او "راه و راستی و حیات" است (یوحنا فصل 14 آیه 6) و با چنین ادعایی، جهان بینی ما شد.
عیسی خداوند، دوست و رفیقی است که در همه شرایط حال دل ما را میفهمد
برادر و خواهر عزیزم در مسیح
اگر از تنهایی رنج میبری، قبل از من و تو او عیسی تنها بود، در آخرین شب زندگیش از شاگردانش خواست با او فقط یک ساعت بیدار باشند اما همگی او را ترک کرده و خوابیدند.
اگر به تو خیانت شده، او از کسی خیانت دید که هر روز به مدت سال معجزات او را دیده بود.
اگر مشکلات مالی تاب و توانت را گرفته نباید فراموش کنی که عیسی جای برای سر نهادن نداشت، او در خرابه ها و محله های متروک شهر شب را صبح میکرد.
اگر دعای کرده ای و جوابی نگرفتی، او نیز آخرین دعایش بی جواب بود، زمانی که گفت، ای پدر چرا مرا ترک کرده ای، آسمان خاموش بود و برای عیسی نجات دهنده ای نبود.
اگر همه تو را ترک کرده اند حتی نزدیک ترین ها، شاگرد او پطرس نیز او را انکار کرد، قبل از آنکه خروس بخواند.
اگر در رنج هستی، او صلیب را تجربه کرد.
اگر تشنه هستی، او بر صلیب تشنه بود
اگر متهم شده ای، او بی گناهترین بود و به مرگ محکوم گشت.
اگر در ناامید هستی، گویی او هم ناامید بود اما گفت، ای پدر اراده تو بشود.
اگر از آینده با خبر نیستی و نگران فردا هستی ، او هر روز که از کوچه ها جلیل میگذشت عده ای را بر صلیب میدید و می دانست زندگی او را نیز روزی روی همین دو تکه چوب از او خواهند گرفت. اما همچنان محبت می کرد!
رساله عبرانیان میگوید، در همه چیز شبیه ما بود
و اشعیای نبی مینویسد؛ «حال آنکه به سبب نافرمانیهای ما بدنش سوراخ شد، و به جهت تقصیرهای ما لِه گشت؛ تأدیبی که ما را سلامتی بخشید بر او آمد، و به زخمهای او ما شفا مییابیم. همۀ ما چون گوسفندان، گمراه شده بودیم، و هر یک از ما به راه خود رفته بود، اما خداوند تقصیر جمیع ما را بر وی نهاد.»
عیسی خداوند، دوست و رفیقی است که در همه شرایط حال دل ما را میفهمد، کافی فقط بهش اعتماد کنی از میان آتش هم خواهی گذشت و او را در کنار خود خواهی دید.
اگر از تنهایی رنج میبری، قبل از من و تو او عیسی تنها بود، در آخرین شب زندگیش از شاگردانش خواست با او فقط یک ساعت بیدار باشند اما همگی او را ترک کرده و خوابیدند.
اگر به تو خیانت شده، او از کسی خیانت دید که هر روز به مدت سال معجزات او را دیده بود.
اگر مشکلات مالی تاب و توانت را گرفته نباید فراموش کنی که عیسی جای برای سر نهادن نداشت، او در خرابه ها و محله های متروک شهر شب را صبح میکرد.
اگر دعای کرده ای و جوابی نگرفتی، او نیز آخرین دعایش بی جواب بود، زمانی که گفت، ای پدر چرا مرا ترک کرده ای، آسمان خاموش بود و برای عیسی نجات دهنده ای نبود.
اگر همه تو را ترک کرده اند حتی نزدیک ترین ها، شاگرد او پطرس نیز او را انکار کرد، قبل از آنکه خروس بخواند.
اگر در رنج هستی، او صلیب را تجربه کرد.
اگر تشنه هستی، او بر صلیب تشنه بود
اگر متهم شده ای، او بی گناهترین بود و به مرگ محکوم گشت.
اگر در ناامید هستی، گویی او هم ناامید بود اما گفت، ای پدر اراده تو بشود.
اگر از آینده با خبر نیستی و نگران فردا هستی ، او هر روز که از کوچه ها جلیل میگذشت عده ای را بر صلیب میدید و می دانست زندگی او را نیز روزی روی همین دو تکه چوب از او خواهند گرفت. اما همچنان محبت می کرد!
رساله عبرانیان میگوید، در همه چیز شبیه ما بود
و اشعیای نبی مینویسد؛ «حال آنکه به سبب نافرمانیهای ما بدنش سوراخ شد، و به جهت تقصیرهای ما لِه گشت؛ تأدیبی که ما را سلامتی بخشید بر او آمد، و به زخمهای او ما شفا مییابیم. همۀ ما چون گوسفندان، گمراه شده بودیم، و هر یک از ما به راه خود رفته بود، اما خداوند تقصیر جمیع ما را بر وی نهاد.»
عیسی خداوند، دوست و رفیقی است که در همه شرایط حال دل ما را میفهمد، کافی فقط بهش اعتماد کنی از میان آتش هم خواهی گذشت و او را در کنار خود خواهی دید.
زندگی یعنی حفظ تـعادل بین احـساس و قانون
محبت را بوسیله پیروی کردن راستی انجام دهید. (افسسیان 4: 15)
محبـت جنبه عاطفی، احساسی و تمایلاتی شخص است.
راســتی جنبه قانونی، ضوابط و معیارها و استاندارهای زندگی است.
در صورت عدم تعـادل بین محبت و راستی ، هر دوی آنها مضر و خطرناک هستند.
راستی و ضوابط، بدون محبت یک مذهب خشک، بیروح، بیرحم و ظالمی میشود که حقوق دیگران را بخاطر تعصب به ضوابطش نادیده میگیرد و تلاش میکند همه از ضوابطش اطاعت کنند، و اگر نتوانست آنها را محکوم به نابودی میداند.
کلام خدا در (اول قرنتیان فصل سیزده) میفرماید: هرگونه فعالیتی بدون مـحبت مرده و باطل است.
محبت و عواطف بدون رعایت قانون هم یک نوع نشئهگی عرفانی خلسه وارانه است که همه چیز را محدود به احساس لحظهای میکند .
چنین شخصی خود را به هیچ ضابطهای جوابگو و مسئول نمیداند و همه چیز در احساسش خلاصه میشود و در برابر هرگونه سوالی بدون هیچ حس مسئولیتی میگوید: روح بمـن گفت، روح بمن نشان داد . . .
میپرسی چطور روح بتو گفت؟ میگوید: احـساس کردم، همین و بس .
در حالیکه روحالقدس ابتدا ما را به جمیع راستی و ضوابط هدایت میکند. (یوحنا 16: 13) و بعد ما را از نظر احساسی و عاطفی تسلی میدهد. (یوحنا 14: 26)
روحالقدس عامل راستی ادغام شده در محبت و محبت ادغام شده در راستی است. روحالقدس تعادل دارد او بدون محبت هرگز هدایت نمیکند و بدون هدایت هرگز محبت نمیکند.
بنابراین خشکه مقدسها نیاز دارند روغن روح خدا بر رویشان ریخته شود تا نرم شـوند و سرمست شدگان در بادۀ احساسات و هیجانات و خلسه روحی هم نیاز دارند الزام روح القدس بر آنها ریخته شود تا روحشان مسئول و جوابگوی اعمالشان باشد و احساساتشان در کنترل ضوابط کلام خدا قرار گیرد و نه فقط آنچه حس میکنند.
جلیل سپهر
محبـت جنبه عاطفی، احساسی و تمایلاتی شخص است.
راســتی جنبه قانونی، ضوابط و معیارها و استاندارهای زندگی است.
در صورت عدم تعـادل بین محبت و راستی ، هر دوی آنها مضر و خطرناک هستند.
راستی و ضوابط، بدون محبت یک مذهب خشک، بیروح، بیرحم و ظالمی میشود که حقوق دیگران را بخاطر تعصب به ضوابطش نادیده میگیرد و تلاش میکند همه از ضوابطش اطاعت کنند، و اگر نتوانست آنها را محکوم به نابودی میداند.
کلام خدا در (اول قرنتیان فصل سیزده) میفرماید: هرگونه فعالیتی بدون مـحبت مرده و باطل است.
محبت و عواطف بدون رعایت قانون هم یک نوع نشئهگی عرفانی خلسه وارانه است که همه چیز را محدود به احساس لحظهای میکند .
چنین شخصی خود را به هیچ ضابطهای جوابگو و مسئول نمیداند و همه چیز در احساسش خلاصه میشود و در برابر هرگونه سوالی بدون هیچ حس مسئولیتی میگوید: روح بمـن گفت، روح بمن نشان داد . . .
میپرسی چطور روح بتو گفت؟ میگوید: احـساس کردم، همین و بس .
در حالیکه روحالقدس ابتدا ما را به جمیع راستی و ضوابط هدایت میکند. (یوحنا 16: 13) و بعد ما را از نظر احساسی و عاطفی تسلی میدهد. (یوحنا 14: 26)
روحالقدس عامل راستی ادغام شده در محبت و محبت ادغام شده در راستی است. روحالقدس تعادل دارد او بدون محبت هرگز هدایت نمیکند و بدون هدایت هرگز محبت نمیکند.
بنابراین خشکه مقدسها نیاز دارند روغن روح خدا بر رویشان ریخته شود تا نرم شـوند و سرمست شدگان در بادۀ احساسات و هیجانات و خلسه روحی هم نیاز دارند الزام روح القدس بر آنها ریخته شود تا روحشان مسئول و جوابگوی اعمالشان باشد و احساساتشان در کنترل ضوابط کلام خدا قرار گیرد و نه فقط آنچه حس میکنند.
جلیل سپهر
معنی کلمه شالوم
شالوم کلمه ای عبری است که در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان به فراوانی از آن استفاده شده است و هرگاه عیسی مسیح در عهد جدید خطاب به دوستان یا شاگردان خود می فرماید:
سلام یا سلامتی بر شما باد! در اصل از همین کلمه شالوم استفاده کرده است.
از این کلمه در عهد عتیق نیز استفاده شده است.
کلمه شالوم در اصل زبان عبری معنای بسیار غنی ای در بر دارد.
این کلمه به معنای صلح، آرامش، امنیت، موفقیت، کمال، کامیابی، رفاه و سلامتی می باشد.
در واقع از شالوم برای صلح و آرامش درونی و در ضمن برای صلح و آرامش در روابط فردی و اجتماعی و سیاسی نیز بکار برده شده است.
در کتاب مقدس مسیحیان که عهد عتیق یهودیان را نیز شامل می شود این کلمه ۷۹۸۵ بار به کار گرفته شده است.
خدای کتاب مقدس یهوه شالوم نامیده شده یعنی خدای صلح و آرامش.
مسیحیت تأکید شدیدی بر صلح و آرامش در میان بشریت دارد و صلح و آرامش نامیده می شود.
کلمه سلام به فارسی و السلام به عربی و اشلم به زبان آشوری از همین ریشه کلمه عبری شالوم برگرفته شده است.
سلام یا سلامتی بر شما باد! در اصل از همین کلمه شالوم استفاده کرده است.
از این کلمه در عهد عتیق نیز استفاده شده است.
کلمه شالوم در اصل زبان عبری معنای بسیار غنی ای در بر دارد.
این کلمه به معنای صلح، آرامش، امنیت، موفقیت، کمال، کامیابی، رفاه و سلامتی می باشد.
در واقع از شالوم برای صلح و آرامش درونی و در ضمن برای صلح و آرامش در روابط فردی و اجتماعی و سیاسی نیز بکار برده شده است.
در کتاب مقدس مسیحیان که عهد عتیق یهودیان را نیز شامل می شود این کلمه ۷۹۸۵ بار به کار گرفته شده است.
خدای کتاب مقدس یهوه شالوم نامیده شده یعنی خدای صلح و آرامش.
مسیحیت تأکید شدیدی بر صلح و آرامش در میان بشریت دارد و صلح و آرامش نامیده می شود.
کلمه سلام به فارسی و السلام به عربی و اشلم به زبان آشوری از همین ریشه کلمه عبری شالوم برگرفته شده است.
آزادی ظاهری درمان اسارت درونی نیست
آیـا می دانیم چرا عیسی مسیح خداوند وقتی مفلوجی را دید که تلاش می کند شفا بیابد هیچ اشاره ای به پاهای فلجـش نکرد بلکه ابتدا گفت گناهان تو آمرزیده شد ؟؟؟ مرقس 2 : 5
خداوندمان عیسی مسیح با این کار نشان داد "آزادی از درون ما آغاز می گردد و نه از بیرون." چه فایده شخص پاهایش شفا یابد وقتی هنوز اسیر گناهان درونی اش باشد؟ ابتدا باید از اسارت های درونی اش آزاد شود تا وقتی پایش شفا یافت انگیزه و هدف مثبتی برای راه رفتن داشته باشد. و بعد او را با شفای الهی از اسارت مفلوج بودن آزاد کرد.
خیلی از محـرومـین وقتی آزاد می شوند در ظلم و شقاوت و غارت و چپاول دست هیتلر و استالین را از پشت می بندند چون از زندان شخصیت بیمارشان هنوز آزاد نشده اند.
خیلی از مجـرمین پس از اینکه از زندان آزاد می شوند بیشتر از قبل جـرم می کنند. چون نه تنها از دورنشان آزاد نشده اند بلکه در مجاورت با شخصیت های مریض دیگر بیمار تر هم شده اند و راهها و روش های جدیدتری هم آموخته اند.
قاضی که مجــرم را باز پروری نکند و بخودش برنگرداند او را خطرناکتر از قبل به اجتماع برمی گرداند. بهمین خاطر مسیح افرادی مثل زن سامری را ابتدا بخود میآورد تا خودش را بازیافت کند و از خودش آزاد شود . همین آزادی باعث می شد که بروند باعث آزادی دیگران شوند. جالب است که زن سامری وقتی از خود آزاد شد، رفت تمام شهر سامره را به آزادی دعوت کرد.
آزادی به معنی آزادانه در اسارت های درونی خود قــدم زدن نیست، بلکه آزادی یعنی در زندان محدودیت های فیلیپی که برای مان ساخته اند بتوانیم مانند پولس و سیلاس بـا روحی آرام و روانی آسوده و فکری راحت و رویایی آزاد خدا را پرستش کنیم. آنوقت همین روح آزاد ما دیوار بسته زندان هایی که ناجوانمردانه برایمان ساخته اند را چنان در هم خواهد شکست که زندانبان فیلیپی به لرزه خواهد افتاد.
Friday, February 21, 2020
شکرگزار بودن
در هیچ قسمت کلام خدا نمی خوانیم که یوسف تسبیحی بدست گرفته در گوشه ای نشسته و از صبح تا شب مشغول تسبیح انداختن، انجام مراسم مذهبی، ذکر آیات، یا حفظ کردن حدیث و روایت باشد و زیر لب ورد بخواند و به چپ و راست فوت کند. اما بطور خیلی دقیق، شفاف، مشخص و واضح می خوانیم که یوسف با اقتدار تسخیرناپذیری در برابر وسوسه جنسی ، طمع، خشم، کینه، نفرت و حس انتقام مقاومت و ایستادگی کرد و در امانت خیانت نکرد و از دشمنانش هم انتقام نگرفت.
او به زن فوطیفار گفت: “شوهرت بمن اعتماد کـرده چگونه می توانم بـه او خیانت کنم و به خداوند خطا بورزم.” (پیدایش ۳۹: ۹)
او به برادرانش گفت:“نه شما بلکه خدا اجازه داده بوسیله این شرایط تا به اینجا برسم.” (پیدایش ۴۵: ۵)
شکرگزار بودن، انجام مراسم مذهبی و گفتن الهی شکر، الهی شکر نیست بلکه نـق نـزدن و ننالیدن از زندگی و رضامندی از بهایی است که برای حفظ ارزش های خودمان پرداخت می کنیم حتی اگر آن، بهایی گزاف باشد.
شکر گزاری حالت روحانی بخود گرفتن، چشم ها را خمار کردن و نرم و آهسته آیات کلام خدا را بلغور کردن نیست، بلکه در امانت خیانت نکردن و در چهارچوبه اراده دل خدا ماندن و رعایت حــریم دیگران است. شکرگزاری لذت بردن سالم و پاک و بی ضرر از طبیعت و مزه مزه کردن همه لحظه های زندگیست.
جلیل سپهر
او به زن فوطیفار گفت: “شوهرت بمن اعتماد کـرده چگونه می توانم بـه او خیانت کنم و به خداوند خطا بورزم.” (پیدایش ۳۹: ۹)
او به برادرانش گفت:“نه شما بلکه خدا اجازه داده بوسیله این شرایط تا به اینجا برسم.” (پیدایش ۴۵: ۵)
شکرگزار بودن، انجام مراسم مذهبی و گفتن الهی شکر، الهی شکر نیست بلکه نـق نـزدن و ننالیدن از زندگی و رضامندی از بهایی است که برای حفظ ارزش های خودمان پرداخت می کنیم حتی اگر آن، بهایی گزاف باشد.
شکر گزاری حالت روحانی بخود گرفتن، چشم ها را خمار کردن و نرم و آهسته آیات کلام خدا را بلغور کردن نیست، بلکه در امانت خیانت نکردن و در چهارچوبه اراده دل خدا ماندن و رعایت حــریم دیگران است. شکرگزاری لذت بردن سالم و پاک و بی ضرر از طبیعت و مزه مزه کردن همه لحظه های زندگیست.
جلیل سپهر
Subscribe to:
Posts (Atom)
هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح
پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی میباشد. کتاب مقدس به ما میآموزد که:...
-
ده فرمان ده قانون در کتاب مقدس هستند که خدا به ملت اسرائیل بعد از مدت کوتاهی از خروج از مصر داد. ده فرمان در واقع خلاصه ای از 613 فرمان در...
-
١- به خدا گوش فرا دادن تا او اسرار خود را به ما بیان کند. ٢- آنگاه آن راز به دانیال در رویای شب کشف شد. پس دانیال خدای آسمانها را متبارک خو...
-
سه روش عمده برای تعمید وجود دارد که عبارتند از: غوطهور ساختن در آب، پاشیدن قطرات آب، و ریختن آب. در بسیاری از کلیساها، داوطلبان را با پاشی...