آن کس که با من نان میخورد بر ضد من برخاسته است. ( یوحنا ۱۸:۱۳)
سطحی یا عمـیق بودن زخـم های عاطــفی به آهسـته یا محکم زدن ضربه ها ربطی ندارد بلکه به رابطه سطحی و یا عمیق با شخصی مـربـوط اسـت که دارد ضـربه میزند .
چقدر اینروزها زخم رفیق و ضربه دوست زیاد شده . گویا نان و نمک خوران به نمکـدان شکستن عادت کرده اند و خنجر های نامردمی دوباره به صحنه بازگشته و خصوصا در بـیـن دوسـتی های دختـران و پسران و حتی همسران مشـتری بـسیار زیادی دارد.
با زخـم رفـیــق چه باید کرد ؟
⚡️مسیح از یهودا که او را بخاطر سی پاره نقره به دشمن فروخت بطور طبیعی ناراحت شده ام متنفر نشد و کینه نگرفت و نگذاشت خیانت یهودا اعصابش را بهم بریزد و افکارش را کنترل کند و ازهدفـش باز بماند چـرا ؟
✨چون مشغول کار بزرگـتری بود او به "زخـم صلیبی میاندیشید که باعث شـفای تمام دلهای زخمی بشود" او ضربه یهودا را در برابر زخم صلیب مانند " گزیدن مورچه ای در برابر نـیـش مـار سـمی" میدانست .
در نـتـیـجه :
💫برخورد پیروزمندانه مسیح باعث پشیمانی یهودا شـد هرچند متاسفانه توبه نکرد و ازعذاب وجـدان خود را حلق آویـــز نمود. این شــهادت تاریخ ست همیشه همینطور بوده زیرا که قانون طبیعت ست.
⚡️تمام خنجر هاییکه در تاریکی باغ جتسیمانی از پشت به رفیقان زده میشوند در روشـنایی صبح فردای صلیب کمـانه کــرده و به دل خــود نـارفیـقان میروند. لطفا بخاطـر خیانت دیگران بخـودت و اطرافیانت و آینده ات خیـانـت نکن و انتقام نارفیقان را از رفیقان نگیر. تو آینده مبارکی در پیش رویت داری .
هرگزنگذار کسیکه امروزت را خــراب کرده فــردایت را کنترل کنـد آمین.
جلیل سپهر
Total Pageviews
Monday, April 13, 2020
Wednesday, April 8, 2020
چرا صلیب؟
بعضی از ادیان، و عقاید تعصبی آنها باعث جنگ های مذهبی شده و پیروان این مذاهب خود را در راه ایمانشان قربانی می کنند؛ این افراد را شهید می نامند. همینطور که به عنوان مثال در اسلام شهدای بسیاری وجود داشته اند و دارند و خواهند داشت!
در مسیحیت این موضوع کاملاً فرق می کند، مرگ عیسی مسیح روی صلیب یک مرگ شهیدی برای اعتقاد به مذهبش نبود.
مسیح شهید نشد!
اگر اینطور نیست پس چرا مسیح روی صلیب مرد؟
کی مسیح را کشت و چرا؟
عید قیام یکی از بزرگترین عیدهای مسیحیت است. در این عید مرگ مسیح، دفن مسیح و قیام مسیح را مسیحیان در سراسر دنیا جشن می گیرند- نه سوگواری بلکه جشن.
چرا جشن؟
مرکز یا نقطه اصلی مسیحیت این سه عملکرد عیسی مسیح است: "مرگ او"، "دفن او" و "قیام او".
چرا مرگ مسیح؟
وقتی خدا انسان اولیه (آدم و حوا) را آفرید، خدا نسل بشر را در آدم نهاد، هر تصمیمی که آدم می گرفت تصمیم کل انسانها بحساب می آمد. مثل پدر یک خانواده که تصمیم هایش باعث تأثیر در سرنوشت کل خانواده اش میشود.
آدم تصمیم به گناه گرفت، و از فرمان خدا نااطاعتی کرد. تصمیم آدم بر مبنای کلام شیطان بود. آدم با نااطاعتیش از کلام خدا با شیطان هم ذات شد. و ذات گناه بوسیله آدم به همه انسانها منتقل شد.
انجیل می فرماید: رومیان 12:5
"گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و گناه، مرگ را به همراه آورد. در نتیجه، چون همه گناه کردند مرگ همه را در بر گرفت."
کلمه مرگ در این آیه به معنای جدایی از خدا و هم ذات شدن با ذات شیطانی است. انسانها بوسیله گناه آدم از خدا جدا شدند، و مرگ همه را در بر گرفت. در انجیل از سه نوع مرگ صحبت می شود.
مرگ روحانی : قطع رابطۀ انسان با خدا و هم ذات شدن با شیطان
مرگ جسمانی: قطع رابطۀ روحِ انسان با نفس و جسمش
مرگ ابدی: قطع رابطۀ انسان با نور و خدا تا به ابد.
هدف تمام مذاهب بجز مسیحیت و یهودیت این است که انسان را با اعمال نیک به خدا نزدیک کنند. رفتار نیک، گفتار نیک و کردار نیک نقطه اصلی تمام مذاهب انسانی است.
در مسیحیت این هدف فرق می کند. ذات گناه و شیطان بوسیله کارهای خوب ما از ما بیرون نمی آید.
خدا بوسیلۀ مسیح، این ذات گناه را از ما گرفت.
به چه طریق؟
"بوسیلۀ تعویض"
خدا بایستی گناهان آدمیان را داوری کند! بخشش گناه یک مسئلۀ بی ارزشی است. اگر خدا گناهان افراد را ببخشد، عدالت خدا زیر سئوال میرود!
مذهب می گوید: "اگر اعمال خوب ما بیشتر از اعمال بد ما باشد خدا ما را میبخشد." مثل این میماند که یک دزد به یک قاضی بگوید: "من چون به افراد فقیر خیلی کمک می کنم دزدی های مرا ببخش؟"
اگر قاضی این کار را انجام دهد، عدالت آن قاضی زیر سئوال میرود! عدالت یعنی مجازات کار بد و پاداش کار خوب. خدا با بخشیدن ذات گناه ما را عوض نمی کند. بخشیدن یک دزد، ذات دزدی او را از او نمی گیرد! پس در عدالت الهی اولین چیزی که بایستی از بین برود ذات گناه است. ذات گناه مثل یک ماشین است که گناه تولید می کند.
خدا این ذات گناه ما را روی مسیح که بی گناه بود گذاشت و جای ما را با او عوض کرد. صلیب جای تعویض ذات است.
نویسنده: شبان رضا صفا
در مسیحیت این موضوع کاملاً فرق می کند، مرگ عیسی مسیح روی صلیب یک مرگ شهیدی برای اعتقاد به مذهبش نبود.
مسیح شهید نشد!
اگر اینطور نیست پس چرا مسیح روی صلیب مرد؟
کی مسیح را کشت و چرا؟
عید قیام یکی از بزرگترین عیدهای مسیحیت است. در این عید مرگ مسیح، دفن مسیح و قیام مسیح را مسیحیان در سراسر دنیا جشن می گیرند- نه سوگواری بلکه جشن.
چرا جشن؟
مرکز یا نقطه اصلی مسیحیت این سه عملکرد عیسی مسیح است: "مرگ او"، "دفن او" و "قیام او".
چرا مرگ مسیح؟
وقتی خدا انسان اولیه (آدم و حوا) را آفرید، خدا نسل بشر را در آدم نهاد، هر تصمیمی که آدم می گرفت تصمیم کل انسانها بحساب می آمد. مثل پدر یک خانواده که تصمیم هایش باعث تأثیر در سرنوشت کل خانواده اش میشود.
آدم تصمیم به گناه گرفت، و از فرمان خدا نااطاعتی کرد. تصمیم آدم بر مبنای کلام شیطان بود. آدم با نااطاعتیش از کلام خدا با شیطان هم ذات شد. و ذات گناه بوسیله آدم به همه انسانها منتقل شد.
انجیل می فرماید: رومیان 12:5
"گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و گناه، مرگ را به همراه آورد. در نتیجه، چون همه گناه کردند مرگ همه را در بر گرفت."
کلمه مرگ در این آیه به معنای جدایی از خدا و هم ذات شدن با ذات شیطانی است. انسانها بوسیله گناه آدم از خدا جدا شدند، و مرگ همه را در بر گرفت. در انجیل از سه نوع مرگ صحبت می شود.
مرگ روحانی : قطع رابطۀ انسان با خدا و هم ذات شدن با شیطان
مرگ جسمانی: قطع رابطۀ روحِ انسان با نفس و جسمش
مرگ ابدی: قطع رابطۀ انسان با نور و خدا تا به ابد.
هدف تمام مذاهب بجز مسیحیت و یهودیت این است که انسان را با اعمال نیک به خدا نزدیک کنند. رفتار نیک، گفتار نیک و کردار نیک نقطه اصلی تمام مذاهب انسانی است.
در مسیحیت این هدف فرق می کند. ذات گناه و شیطان بوسیله کارهای خوب ما از ما بیرون نمی آید.
خدا بوسیلۀ مسیح، این ذات گناه را از ما گرفت.
به چه طریق؟
"بوسیلۀ تعویض"
خدا بایستی گناهان آدمیان را داوری کند! بخشش گناه یک مسئلۀ بی ارزشی است. اگر خدا گناهان افراد را ببخشد، عدالت خدا زیر سئوال میرود!
مذهب می گوید: "اگر اعمال خوب ما بیشتر از اعمال بد ما باشد خدا ما را میبخشد." مثل این میماند که یک دزد به یک قاضی بگوید: "من چون به افراد فقیر خیلی کمک می کنم دزدی های مرا ببخش؟"
اگر قاضی این کار را انجام دهد، عدالت آن قاضی زیر سئوال میرود! عدالت یعنی مجازات کار بد و پاداش کار خوب. خدا با بخشیدن ذات گناه ما را عوض نمی کند. بخشیدن یک دزد، ذات دزدی او را از او نمی گیرد! پس در عدالت الهی اولین چیزی که بایستی از بین برود ذات گناه است. ذات گناه مثل یک ماشین است که گناه تولید می کند.
خدا این ذات گناه ما را روی مسیح که بی گناه بود گذاشت و جای ما را با او عوض کرد. صلیب جای تعویض ذات است.
نویسنده: شبان رضا صفا
Tuesday, April 7, 2020
یکشنبه نخل
یکشنبه نخل، یکی از اعیاد مسیحیان است که قبل از یکشنبه عید قیام میباشد. این عید یادآور، ورود پیروزمندانه عیسی به اورشلیم است که واقعه ی آن در هر چهار انجیل قید شده است، و قبل از دستگیر شدن مسیح در روز پنجشنبه مقدس و مصلوب شدنش در روز جمعه مقدس ( جمعه الصلیب) میباشد. یکشنبه نخل، شروع هفته ی مقدس است.
بسیاری از کلیساها این یکشنبه را یکشنبه رنج می نامند “Passion Sunday” چون آغاز هفته ی مقدس است و تا یک هفته یعنی تا یکشنبه ی عید قیام ادامه دارد. (در این یک هفته بسیاری از مسیحیان روزه می گیرند و به یاد رنج ها و زخم های مسیح، در توبه و دعا خود را وقف خداوند میکنند.)
در یکشنبه ی نخل، بسیاری از کلیساها، مسیحیان چوب هایی که شبیه نخل شده (یا از درخت نخل آن را بافته اند) را در دست میگیرند و در حیاط کلیسا حرکت میکنند و سرود میخوانند به نشانه و یادآوری روزی که عیسی سوار بر کره الاغی؛ قدم به اورشلیم گذاشت و مردم در جلوی پاهایش شاخه های نخل را پهن میکردند، نخل که در فرهنگ یهودی و رومی؛ برای پسر پادشاه یا برای خدایان استفاده میشد و مسیح چون پسر خدا و پادشاه اسراییل است، مردم اینکار را بر طبق سنت و هم بر طبق نبوتی که توسط انبیا برای مسیح شده بود؛ انجام میدادند، همینطور رداهایشان را بعنوان احترام، برجلوی پاهای او بر زمین پهن میکردند و این سرود را میخواندند: هوشیانا هوشیانا(متبارک باد) “مبارک است آنکه به نام خداوند می آید..یکشنبه نخل3
همینطور در هر چهار انجیل، قید شده که ورود پیرزمندانه مسیح به اورشلیم یک هفته قبل از قیام او از مردگان انجام شده است. در زکریا باب ۹ آیه ۹ قید شده و پیشگویی شده که:
“ای قوم من، شادی کنید و از خوشحالی فریاد برآورید، چون پادشاهتان نزد شما میآید! او نجات دهنده ای پیروزمند است و با فروتنی، سوار بر کره الاغی میآید!”
که نمایانگر این است که عیسی، با وجود عصبانیت و حضور اعضای عالی شورای یهود؛ اعلام میکند که پادشاه یهود است. مسیح کره الاغ را بسمت اورشلیم میرانده و مردم شادی کنان و با جشن و سرود او را مشایعت میکردند و بر زیر قدمهایش شاخه های نخل میگذارند و این سرود از مزمور ۱۱۸ آیه ۲۵ و ۲۶ را میسرودند:
“مبارک است آنکه به نام خداوند می آید! از خانه خداوند شما را برکت میدهیم…”
در فرهنگ شرق، کره الاغ نماد حیوانی است که صلح را به همراه دارد، درست برعکس اسب؛ که نماد جنگ است. وقتی مسیح کره الاغ را به سمت اورشلیم می رانده، او میخواسته به این مطلب و موضوع یادآوری کند که او شاهزداه ی صلح است نه پادشاهی خشمگین که خواهان جنگ باشد.
در انجیل لوقا باب ۱۹ آیه ۴۱ تا ۴۴ میخوانیم که وقتی مسیح به اورشلیم نزدیک شده به شهر نگاه کرد و با غم برای اورشلیم گریه کرد وگفت:
“کاش که تو، حتی تو، در این روز تشخیص میدادی که چه چیز برایت صلح و سلامت به ارمغان می آورد. اما افسوس که از چشمانت پنهان گشته است. زمانی خواهد رسید که دشمنانت گرداگرد تو سنگر خواهند ساخت و از هر سو محاصره ات کرده، عرصه را بر تو تنگ خواهند نمود؛ و تو و فرزندانت را در درونت به خاک و خون خواهند کشید. و سنگی بر سنگ بر جا نخواهند گذاشت؛ زیرا از موعد دیدار خداوند با خودت غافل ماندی.”
بسیاری از کلیساها این یکشنبه را یکشنبه رنج می نامند “Passion Sunday” چون آغاز هفته ی مقدس است و تا یک هفته یعنی تا یکشنبه ی عید قیام ادامه دارد. (در این یک هفته بسیاری از مسیحیان روزه می گیرند و به یاد رنج ها و زخم های مسیح، در توبه و دعا خود را وقف خداوند میکنند.)
در یکشنبه ی نخل، بسیاری از کلیساها، مسیحیان چوب هایی که شبیه نخل شده (یا از درخت نخل آن را بافته اند) را در دست میگیرند و در حیاط کلیسا حرکت میکنند و سرود میخوانند به نشانه و یادآوری روزی که عیسی سوار بر کره الاغی؛ قدم به اورشلیم گذاشت و مردم در جلوی پاهایش شاخه های نخل را پهن میکردند، نخل که در فرهنگ یهودی و رومی؛ برای پسر پادشاه یا برای خدایان استفاده میشد و مسیح چون پسر خدا و پادشاه اسراییل است، مردم اینکار را بر طبق سنت و هم بر طبق نبوتی که توسط انبیا برای مسیح شده بود؛ انجام میدادند، همینطور رداهایشان را بعنوان احترام، برجلوی پاهای او بر زمین پهن میکردند و این سرود را میخواندند: هوشیانا هوشیانا(متبارک باد) “مبارک است آنکه به نام خداوند می آید..یکشنبه نخل3
همینطور در هر چهار انجیل، قید شده که ورود پیرزمندانه مسیح به اورشلیم یک هفته قبل از قیام او از مردگان انجام شده است. در زکریا باب ۹ آیه ۹ قید شده و پیشگویی شده که:
“ای قوم من، شادی کنید و از خوشحالی فریاد برآورید، چون پادشاهتان نزد شما میآید! او نجات دهنده ای پیروزمند است و با فروتنی، سوار بر کره الاغی میآید!”
که نمایانگر این است که عیسی، با وجود عصبانیت و حضور اعضای عالی شورای یهود؛ اعلام میکند که پادشاه یهود است. مسیح کره الاغ را بسمت اورشلیم میرانده و مردم شادی کنان و با جشن و سرود او را مشایعت میکردند و بر زیر قدمهایش شاخه های نخل میگذارند و این سرود از مزمور ۱۱۸ آیه ۲۵ و ۲۶ را میسرودند:
“مبارک است آنکه به نام خداوند می آید! از خانه خداوند شما را برکت میدهیم…”
در فرهنگ شرق، کره الاغ نماد حیوانی است که صلح را به همراه دارد، درست برعکس اسب؛ که نماد جنگ است. وقتی مسیح کره الاغ را به سمت اورشلیم می رانده، او میخواسته به این مطلب و موضوع یادآوری کند که او شاهزداه ی صلح است نه پادشاهی خشمگین که خواهان جنگ باشد.
در انجیل لوقا باب ۱۹ آیه ۴۱ تا ۴۴ میخوانیم که وقتی مسیح به اورشلیم نزدیک شده به شهر نگاه کرد و با غم برای اورشلیم گریه کرد وگفت:
“کاش که تو، حتی تو، در این روز تشخیص میدادی که چه چیز برایت صلح و سلامت به ارمغان می آورد. اما افسوس که از چشمانت پنهان گشته است. زمانی خواهد رسید که دشمنانت گرداگرد تو سنگر خواهند ساخت و از هر سو محاصره ات کرده، عرصه را بر تو تنگ خواهند نمود؛ و تو و فرزندانت را در درونت به خاک و خون خواهند کشید. و سنگی بر سنگ بر جا نخواهند گذاشت؛ زیرا از موعد دیدار خداوند با خودت غافل ماندی.”
Friday, April 3, 2020
وقتی وعده ها به تاخیر می افتند
وقتی سرتاسر کتاب مقدس را جستجو می کنیم، نمونه هایی از افرادی را می یابیم که برای درک تاخیرهای خدا دچار کشمکش بودند. برای مثال، انتظار طولانی ابراهیم برای داشتن پسر را در نظر بگیرید. یا سالهای دراز حبس یوسف که قربانی شرایطی بی رحمانه شده بود. یا همچنین، سرنوشت تیره و تار و طولانی موسی در بیابان، پیش از آنکه برای رهایی قومش و هدایت آنان به سوی سرزمین موعود فراخوانده شود. روش تاخیر در زندگی بسیاری از شخصیت های کتاب مقدس به شکلی برجسته نوشته شده، که بارزترین آنان، خداوندگار ماست که سالهای بسیار را در سکوت، در کوچه های تنگ و باریک ناصره سپری فرمود.
وقتی سالها شتابان می گذرند و وعده ای که خدا داده بود، جامه عمل نمی پوشد،زندگی بسیار گیج کننده و بغرنج می گردد. ما به فرصت هایی که از دست رفته اند، می نگریم و فریاد بر می آوریم:
💥( چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ )💥
هنگامی که با وعده ای مواجه می شویم که دچار تاخیر شده، نخستین کاری که باید انجام دهیم، این است که با دقت بررسی کنیم و ببینیم که آیا در همان ابتدا، این وعده از جانب خدا بوده، یا اینکه قربانی فکر و خیال شده ایم.
بسیاری از ایمانداران، کلماتی از کتاب مقدس را که فقط مختص به اشخاص خاصی در کتاب مقدس بوده اند، بر می دارند، آنها را به خودشان نسبت می دهند، و بعد، وقتی آنها تحقق نمی یابند، ناامید و سرخورده می شوند.
پس اطمینان حاصل کنید که نکته مورد نظر، واقعاً وعده روشنی بوده که خدا از کلامش به شما داده است. پس از آنکه از این امر اطمینان یافتید، توجه داشته باشید که خدا انتها را از آغاز می بیند و مراقب است که امور در وقت درست عملی گردند.
در این مورد، نباید ابهام و مغلطه گویی وجود داشته باشد، زیرا به مجرد اینکه واقعیت زمان بندی کامل خدا را زیر سوال ببریم، ذهن خود را به روی هر نوع شک و تردید باز می کنیم.
البته نمی توانیم مانع ورود شک به ذهن خود گردیم، اما می توانیم مانع سکونت آن شویم.
💥هر وعده ای که خدا به شما داده ( و البته اگر مطمئن هستید که آن یک وعده بوده است)، در این صورت، یقین بدارید که جامه عمل خواهد پوشید. نه همیشه در زمان دلخواه شما، بلکه همیشه در زمان او.
وقتی سالها شتابان می گذرند و وعده ای که خدا داده بود، جامه عمل نمی پوشد،زندگی بسیار گیج کننده و بغرنج می گردد. ما به فرصت هایی که از دست رفته اند، می نگریم و فریاد بر می آوریم:
💥( چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ )💥
هنگامی که با وعده ای مواجه می شویم که دچار تاخیر شده، نخستین کاری که باید انجام دهیم، این است که با دقت بررسی کنیم و ببینیم که آیا در همان ابتدا، این وعده از جانب خدا بوده، یا اینکه قربانی فکر و خیال شده ایم.
بسیاری از ایمانداران، کلماتی از کتاب مقدس را که فقط مختص به اشخاص خاصی در کتاب مقدس بوده اند، بر می دارند، آنها را به خودشان نسبت می دهند، و بعد، وقتی آنها تحقق نمی یابند، ناامید و سرخورده می شوند.
پس اطمینان حاصل کنید که نکته مورد نظر، واقعاً وعده روشنی بوده که خدا از کلامش به شما داده است. پس از آنکه از این امر اطمینان یافتید، توجه داشته باشید که خدا انتها را از آغاز می بیند و مراقب است که امور در وقت درست عملی گردند.
در این مورد، نباید ابهام و مغلطه گویی وجود داشته باشد، زیرا به مجرد اینکه واقعیت زمان بندی کامل خدا را زیر سوال ببریم، ذهن خود را به روی هر نوع شک و تردید باز می کنیم.
البته نمی توانیم مانع ورود شک به ذهن خود گردیم، اما می توانیم مانع سکونت آن شویم.
💥هر وعده ای که خدا به شما داده ( و البته اگر مطمئن هستید که آن یک وعده بوده است)، در این صورت، یقین بدارید که جامه عمل خواهد پوشید. نه همیشه در زمان دلخواه شما، بلکه همیشه در زمان او.
Monday, March 30, 2020
داوود به قدرت خدا نگاه می کند
در میدان جنگ، چهل هزار سرباز شائول بدون حرکت ایستاده اند و با ترس و نگرانی، و وحشت و اضطراب در مورد «جلیات» و بلای عظیمی که ممکن است در آینده بر سرشان بیاورد، صحبت می کنند و مانند درخت بید، بر خود می لرزند.
اما داوود با اعتماد بنفس وارد میدان می شود و بدون اینکه در مورد جلیات صحبت کند با دلیری می گوید: “می خواهد با خود جلیات روبرو بشود.”
شائول می گوید: “تو کوچک و جنگ ناآزموده هستی و جلیات در آینده ترا می کشد.”
داوود میگوید: “من با خدایی به نزد جلیات می روم که در گذشته شیر و خرس را برایم کشته است.” بعبارتی آن که قرار است فردا مرا بکشد، فرمان کشته شدنش دیروز صادر شده است. و همین جمله باعث تقویت روحی او و در نهایت پیروزی بر جلیات میشود.
سـه کلید پیروزی داوود بر جلیات:
۱- داوود به شرایط نه بر حسب قدرت جلیات، بلکه بر حسب قدرت خدا نگاه می کند.
۲- داوود در این شرایط نه در مورد مشکلاتش بلکه با خود مشکلاتش صحبت میکند.
۳- داوود برای پیروزی، نه بر اساس احتمالات، فرضیه، حدس و گمانی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد امیدوار است، بلکه امید داوود برحسب تجربیاتی است که در گذشته با خدا داشته است.دوست عزیز خدایی که دیروز به انسان اقتدار و حکمت بخشید تا بر طاعون، حصبه، وبا و هزاران ویروس و میکروب پیروز شود امروز قدرت و حکمت پیروزی بر ویروس کرونا را به انسان خواهد بخشید .پس از آنچه ممکن است کرونا فردا به سر بشریت بیاورد، نترس. بلکه همان طور که داوود گفت جلیات هم مانند همان شیر و خرسی است که خدا دیروز کشته است، امروز بگو ، کرونا هم مانند همان طاعون و وبایی است که دیروز توسط حکمت و فیض خدا از بین رفته است.
جلیل سپهر
اما داوود با اعتماد بنفس وارد میدان می شود و بدون اینکه در مورد جلیات صحبت کند با دلیری می گوید: “می خواهد با خود جلیات روبرو بشود.”
شائول می گوید: “تو کوچک و جنگ ناآزموده هستی و جلیات در آینده ترا می کشد.”
داوود میگوید: “من با خدایی به نزد جلیات می روم که در گذشته شیر و خرس را برایم کشته است.” بعبارتی آن که قرار است فردا مرا بکشد، فرمان کشته شدنش دیروز صادر شده است. و همین جمله باعث تقویت روحی او و در نهایت پیروزی بر جلیات میشود.
سـه کلید پیروزی داوود بر جلیات:
۱- داوود به شرایط نه بر حسب قدرت جلیات، بلکه بر حسب قدرت خدا نگاه می کند.
۲- داوود در این شرایط نه در مورد مشکلاتش بلکه با خود مشکلاتش صحبت میکند.
۳- داوود برای پیروزی، نه بر اساس احتمالات، فرضیه، حدس و گمانی که در آینده ممکن است اتفاق بیفتد امیدوار است، بلکه امید داوود برحسب تجربیاتی است که در گذشته با خدا داشته است.دوست عزیز خدایی که دیروز به انسان اقتدار و حکمت بخشید تا بر طاعون، حصبه، وبا و هزاران ویروس و میکروب پیروز شود امروز قدرت و حکمت پیروزی بر ویروس کرونا را به انسان خواهد بخشید .پس از آنچه ممکن است کرونا فردا به سر بشریت بیاورد، نترس. بلکه همان طور که داوود گفت جلیات هم مانند همان شیر و خرسی است که خدا دیروز کشته است، امروز بگو ، کرونا هم مانند همان طاعون و وبایی است که دیروز توسط حکمت و فیض خدا از بین رفته است.
جلیل سپهر
Friday, March 27, 2020
در عهد قدیم دو واژه اصلی عبری برای نام خدا وجود دارد
در عهد قدیم دو واژه اصلی عبری برای نام خدا وجود دارد: یکی ”الوهیم“ است که در ترجمههای فارسی به ”خدا“ ترجمه شده، و دیگری ”یهوه“ است که در ترجمههای فارسی هم به یهوه و هم به ”خداوند“ ترجمه شده است. در واقع دو نام برای همان خدا وجود دارد. اغلب این نامها مانند ”یهوه خدا“ یا ”خداوند خدا“ با هم ترکیب شدهاند (پیدایش ۲: ۴-۵).
"الوهیم“ یک نام معمول برای خداوند است. نام ”یهوه“ اهمیت خاصی برای یهودیان دارد. یهوه در عبرانی به معنای ”او هست“ میباشد. وقتی خداوند در مورد خودش سخن میگوید، او خودش را ”من هستم“ مینامد؛ وقتی یهودیان درباره خدا سخن میگویند، وی را ”او هست“ مینامند. یهوه برای یهودیان نام شخصی خداوند است. این حاکی از این امر است که او خدای عهد ایشان و آنها نیز قوم عهد او هستند. تمامی این مفاهیم در بطن نام یهوه یا خداوند قرار دارند. واژه ”خداوندا“ بطور معمول در عهد قدیم بکار برده نشده است. اما در هنگام استفاده به مفهوم حکمران، ارباب، یا قاضی و داور است. در عهد جدید که به زبان یونانی نوشته شده است، نام عبری یهوه رؤیت نمیشود. و از اصطلاح ”خداوند“ هم برای خدا و هم برای مسیح استفاده شده است
نظریه دانشمندان و باستان شناسان در مورد انجیل مقدس
در حال حاضر ۵۶۸۶ نسخه با زبان اصلی(یونانی) و در کل ۲۴۹۷۰ نسخهٔ خطی از عهد جدید موجود میباشند. پیترز(فرانسیس ادواردز پیترز) اظهار میدارد که «اگر فقط سنت نسخ خطی را در نظر بگیریم، کتابهای که عهد جدید را تشکیل میدهند، بیش از هر کتاب دینی نسخه برداری شده و در گردش بودهاست. و هماهنگی بسیار بالایی در بین ان ها موج میزند» هارولد گرینلی(J. Harold. Greernlee) مینویسد: «تعداد نسخ خطی موجودِ عهد جدید به گونهای حیرت انگیز بیش از هر اثر ادبی دوران باستان میباشد... در مقایسه با سایر آثار ادبی باستان، قدیمیترین نسخه خطی موجودِ عهد جدید متعلق به دورهای بسیار نزدیک تر به تاریخ نگارش متن اولیه میباشد.» قدیمیترین نسخ برجای مانده از عهد جدید، پاپیروسهایی میباشند که قدمت برخی به38 میلادی بر میگردد. از جملهٔ آنها پاپیروسهای اکسیرینکوس که بخش اعظمی از پاپیروس موجود عهد جدید را تشکیل میدهند- پاپیروسهای بادمر که شامل بخشهای مهمی از انجیل یوحنا، انجیل لوقا، انجیل متی، اعمال رسولان ، ۲ رساله پطرس ، ۳ رسالهٔ یوحنا، و رسالات یعقوب و یهودا میباشند- و پاپیروسهای چستربیتی از مهمترین اکتشافات کتاب مقدس پس از نسخهٔ سینایی- میباشند
Subscribe to:
Posts (Atom)
هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح
پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی میباشد. کتاب مقدس به ما میآموزد که:...
-
پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی میباشد. کتاب مقدس به ما میآموزد که:...
-
واژه فیض که در کتاب مقدس به کار رفته است ترجمه واژه یونانی "چریس" می باشد. "چریس" در یونانی یعنی "لطف آزادانه به ش...
-
خدا درخت معرفت نیک و بد را در باغ عدن گذاشت تا به آدم و حوا حق انتخاب اطاعت و یا بی اطاعتی را بدهد. آدم و حوا آزاد بودند هر کاری که می خواست...