Total Pageviews

Monday, May 18, 2020

تفاوت معنى كلمات "خدا" و "خداوند" چیست؟

بعضی گمان می برند که کلمات خدا و خداوند یک معنی می دهند. اما باید دانست که کلمه خداوند در اصل به معنی ارباب و صاحب است. در ادبیات کلاسیک فارسی، کلمه خداوند در همین معنا به کار رفته است.

خدا هم خدای ماست و هم خداوند ما. یعنی او هم خالق ماست و هم ارباب و صاحب و مولا و سرور ما. به همین دلیل است که در عهد عتیق وقتی از خدا نام برده اند، برای احترام به او از اصطلاح «خداوند خدا» استفاده کرده اند، یعنی « ارباب ما خدا» یا « صاحب ما خدا».

در عهد جدید، کلمه خداوند برای عیسی مسیح نیز به کار برده شده است. کاربرد این اصطلاح برای مسیح دو معنی می داده است. در وهله اول، همان معنی ارباب و مولا و سرور را ادا می کرده است. وقتی رسولان و سایرین او را خداوند صدا می کردند، در واقع او را پیشوا و سرور خود اعلام می کردند.

در قرون اولیه مسیحیت، همین امر موجب آزار و قتل مسیحیان شد. امپراطوران روم، خود را ارباب و ولی نعمت اتباع و رعایای خود می دانستند. وقتی مقامات رومی از مسیحیان می خواستند که همچون سایر اتباع روم، امپراطور را « خداوند» بخوانند، ایشان از این کار سر باز می زدند، چون ایمان داشتند که اربابشان فقط عیسی مسیح است. ولی نعمت ایشان فقط مسیح بود.

اما در کاربرد خاص کلمه خداوند برای مسیح، این اصطلاح به الوهیت او نیز اشاره دارد. در این معنا، این اصطلاح او را وجودی الهی اعلام می دارد.

Wednesday, May 13, 2020

مذهب حقیقی چیست؟

مذهب را می توان اینگونه تعریف کرد "ایمان به خدا یا خدایان و پرستش آنها که معمولا بصورت انجام اعمال و تشریفات مذهبی صورت می گیرد." و یا "هر سیستم خاص ایمانی، پرستشی و غیره که شامل اصول و قوانین اخلاقی و رفتاری می باشد." بیش از نود درصد از جمعیت دنیا به نوعی دنباله روی یک مذهب هستند. مشکل اینجاست که مذاهب زیاد و گوناگونی در دنیا وجود دارند. اما کدام مذهب درست است؟ مذهب حقیقی کدام است؟

دو عنصر و اصل رایج در همه مذاهب، قوانین و تشریفات مذهبی آن دین هستند. برخی مذاهب اصولا چیزی بیشتر از یک لیست قوانین و باید و نبایدها نیستند که انسان باید آنها را انجام دهد تا بعنوان شخصی متعهد به آن مذهب و در نتیجه دارای یک رابطه درست و صحیح با خدای آن مذهب باشد. دو نمونه از چنین مذاهبی ، اسلام و یهودیت هستند. اسلام پنج اصل دارد که باید انجام شود و یهودیت صدها دستور و سنت دارد که باید نگاه داشته شوند. هر دو مذهب، تا اندازه ای، ادعا می کنند که انسان با اطاعت از قوانین مذهبی و به جا آوردن اصول آن، در یک رابطه صحیح با خدا قرار می گیرد.

مذاهب دیگر بیشتر تمرکز بر روی انجام تشریفات دارند تا اطاعت از یک سری قوانین. با تقدیم قربانی، اعمال خاصی انجام دادن، و یا خدمتی کردن، غذای خاصی خوردن، و غیره، شخص می تواند با خدا در رابطه صحیح قرار گیرد. بارزترین نمونه یک مذهب تشریفاتی، کاتولیک روم می باشد. کاتولیک روم معتقد است که با تعمید دادن نوزاد با آب، با شرکت در تجمع کاتولیکها، با اعتراف گناه نزد یک کشیش، با دعا به قدیسین در بهشت، با تدهین توسط یک کشیش قبل از مرگ، و غیره و غیره، خدا شخص را بعد از مرگ به بهشت راه می دهد. بودیسم و هندویسم هم از نوع مذاهب تشریفاتی می باشند، و تا حدودی هم مذاهبی بر اساس قانون و اصول گرایی هستند.

مذهب حقیقی نه اصول گرا است و نه تشریفاتی. مذهب حقیقی رابطه با خداست. دو موردی که همه مذاهب در آن با یکدیگر اتفاق نظر دارند این است که، انسان به نوعی از خدا جدا شده است و اینکه نیاز دارد دوباره با خدا آشتی کند . مذهب دروغین در جستجوی این مشکل با انجام قوانین و تشریفات است. مذهب حقیقی این مشکل را با تشخیص این واقعیت که تنها خدا می تواند این جدایی و رابطه قطع شده را اصلاح کند و این کار را نیز انجام داده ، حل کرده است. .مذهب حقیقی این مطالب را در نظر می گیرد:

- همه ما گناه کرده ایم و از خدا جدا شده ایم (رومیان فصل 3 آیه 23).

- اگر رابطه قطع شده دوباره وصل نشود نتیجه آن مرگ و جدایی ابدی از خداوند خواهد بود. ( رومیان فصل 6 آیه23)

— خدا در جسم عیسی مسیح نزد ما آمد و بجای ما مرد، تنبیهی را که ما سزاوار آن بودیم به گردن گرفت، و از مردگان قیام کرد تا نشان دهد که مرگ او پرداخت بهای کامل گناهان ما بود ( رومیان فصل 5 آیه 8؛ اول قرنتیان فصل 15 آیه های 3 تا4؛ دوم قرنتیان فصل 5 آیه 21).

- اگر ما عیسی مسیح را بعنوان تنها نجات دهنده خود دریافت کرده و مرگ او را بعنوان پرداخت بهای کامل گناهانمان قبول کنیم، بخشیده شده و نجات می یابیم، آزاد می شویم، با خدا آشتی خواهیم کرد و خدا ما را تبرئه می کند (یوحنا فصل 3 آیه 16، رومیان فصل 10 آیه های 9 تا10 ، افسسیان فصل 2 آیه های 8 تا 9).

مذهب حقیقی نیز قوانین و تشریفات دارد، اما تفاوت بزرگی که وجود دارد این است که در مذهب حقیقی، قوانین و تشریفات بخاطر سپاسگزاری از نجاتی که خدا برای ما فراهم نموده است، انجام می شود و نه تلاش برای رسیدن به نجات. مذهب حقیقی، مسیحیتی که بر اساس کتاب مقدس است، قوانینی دارد (قتل نکن، زنا نکن، دروغ نگو، و غیره) و تشریفاتی هم دارد (غسل تعمید با آب و عشاء ربانی یا شام خداوند). انجام این قوانین و تشریفات رابطه شخص را با خدا برقرار نمی کند، بلکه این قوانین و تشریفات نتیجه برقراری ارتباط با خدا، از طریق لطف خدا و ایمان به عیسی مسیح بعنوان تنها نجات دهنده، می باشد. در مذهب دروغین کارهایی باید انجام شود(قوانین و تشریفات) تا لطف خدا را بدست آورند. مذهب حقیقی یعنی پذیرفتن عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده و در نتیجه آن، برقرار مجدد رابطه با خداوند می باشد و سپس کارهای تشریفاتی فقط از سر عشق به خداوند و صمیمی تر شدن با او انجام میگیرد.

Monday, April 13, 2020

چطور می توانم یک معلم دروغین/ پیامبر دروغین را تشخیص بدهم؟

جواب: عیسی مسیح به ما هشدار داد که «مسیح ها و پیامبران دروغین» خواهند آمد که حتی برگزیدگان خدا را فریب دهند (متی فصل 24 آیه های 23-27، دوم پطرس فصل 3 آیه 3 ؛ یهودا آیه های 17-18). بهترین راه محافظت خود از معلم دروغین و تعالیم دروغین او دانستن حقیقت است. برای شناخت یک معلم تقلبی باید حقیقت را یاد گرفت. هر ایمانداری که کلام حقیقت را درست دریابد (دوم تیموتائوس فصل 2 آیه 15) و با دقت کتاب مقدس را مطالعه کند، می تواند تعالیم دروغین را تشخیص دهد. مثلا ایمانداری که کارهای پدر، پسر و روح القدس را در متی فصل 3 آیه های 16-17 خوانده باشد فورا هر تعلیمی را که تثلیث را قبول نداشته باشد رد می کند. بنابراین قدم اول مطالعه کتاب مقدس است و بعد مقایسه آن تعالیم با کتاب مقدس است.

عیسی مسیح گفت "درخت را از میوه آن خواهیم شناخت" (متی فصل 12 آیه 33). وقتی دنبال میوه می گردیم، سه آزمایش مخصوص است که باید در مورد هر تعلیمی انجام داد تا بتوان صحت آن تعلیم را تعیین کرد:

1) این معلم درباره عیسی مسیح چه می گوید؟ در متی فصل 16 آیه های 15-16، عیسی مسیح پرسید «سپس پرسيد: شما مرا كه می‌دانيد؟ شمعون پطرس جواب داد: مسيح، فرزند خدای زنده!» و برای این جواب پطرس «برکت یافته» خوانده شد. در دوم یوحنا آیه 9، می خوانیم «زيرا اگر از تعاليم مسيح منحرف شويد، از خدا نيز منحرف خواهيد شد. اما اگر به تعاليم مسيح وفادار بمانيد، خدا را نيز خواهيد داشت. به اين ترتيب، هم پدر را خواهيد داشت و هم پسر را». به عبارتی، عیسی مسیح و کار نجات او بالاترین اهمیت را دارد و باید از هر کس که برابری مسیح با خدا را انکار می کند و قربانی شدن او را ناچیز می شمارد و یا انسان بودن عیسی را رد می کند بر حذر بود. اول یوحنا فصل 2 آیه 22 می گوید «دروغگوی واقعی كيست؟ هر كه بگويد عيسی همان مسيح نيست، دروغگوست؛ او همان دَجّال است، زيرا نه به خدای پدر ايمان دارد و نه به فرزند خدا».

2) آیا این معلم انجیل را بشارت می دهد؟ انجیل یعنی خبر خوشی که براساس کتاب مقدس درباره مرگ عیسی، دفن او، و قیامش است (اول قرنتیان فصل 15 آیه های 1-4). هر چند که حرفهای قشنگی وجود دارند که «خدا شما را دوست دارد»، «خدا می خواهد ما گرسنگان را غذا بدهیم»، و «خدا می خواهد شما ثروتمند باشید» اما اینها پیغام کامل انجیل نیستند. همانطور که پولس در غلاطیان فصل 1 آیه 7هشدار می دهد، البته بعضی از مردم شما را گیج می کنند و سعی می کنند جلوی پخش انجیل عیسی مسیح را بگیرند. هیچکس، حتی واعظین عالی حق این را ندارند که پیغامی را که خدا به ما داده است عوض کنند. «اگر كسی مژدۀ نجات ديگری، غير از آنچه كه پذيرفته‌ايد، به شما ارائه دهد، لعنت خدا بر او باد!» (غلاطیان فصل 1 آیه 9).

3) آیا این معلم شخصیتی را نشان می دهد که خداوند را جلال دهد؟ در مورد معلمان دروغین، یهودا آیه 11 می گوید «وای به حال آنان، زيرا از «قائن» سرمشق می‌گيرند كه برادرش را كشت؛ مانند «بلعام» رفتار می‌كنند كه بخاطر پول، دست به هر كاری می‌زد؛ مانند «قورح» عمل می‌كنند كه از دستور خدا سرپيچی كرد. به همين دليل، دچار لعنت الهی شده، هلاک خواهند شد». بعبارت دیگر، یک معلم دروغین می تواند با غرور (قائن نقشه خدا را رد کرد)، با طمع (بلعام برای پول نبوت کرد)، و با بی اطاعتی (قورح خود را بالاتر از موسی قرار داد) شناخته شود. عیسی گفت از چنین مردمی برحذر باشید و آنها را از میوه های ایشان بشناسید (متی فصل 7 آیه های 15-20).

برای مطالعه بیشتر، کتابهایی از کتاب مقدس را که بطور مخصوص درباره مبارزه با تعالیم غلط در کلیساست بخوانید: غلاطیان، دوم پطرس، اول یوحنا، دوم یوحنا، و یهودا. اغلب مشکل است که یک معلم یا پیامبر دروغین را تشخیص دهیم. شیطان خود را بشکل فرشته نور در می آورد (دوم قرنتیان فصل 11 آیه 14)، و خادمان او خود را بشکل خدمتگزاران پارسا در می آورند (دوم قرنتیان فصل 11 آیه 15). فقط با آشنایی دقیق با حقیقت می توان معلم و پیامبر دروغین را تشخیص داد.

آن کس که با من نان می‌خورد بر ضد من برخاسته است‌

آن کس که با من نان می‌خورد بر ضد من برخاسته است‌. ( یوحنا ۱۸:۱۳)

سطحی یا عمـیق  بودن زخـم های عاطــفی به آهسـته یا محکم زدن ضربه ها ربطی ندارد بلکه به  رابطه سطحی و یا عمیق با شخصی مـربـوط  اسـت که دارد ضـربه میزند . 

چقدر اینروزها زخم رفیق و ضربه  دوست زیاد شده . گویا نان و نمک خوران به نمکـدان شکستن عادت کرده اند و خنجر های نامردمی دوباره به صحنه بازگشته و خصوصا در بـیـن دوسـتی های دختـران و پسران و حتی همسران مشـتری  بـسیار زیادی دارد. 

با زخـم رفـیــق چه باید  کرد ؟ 
⚡️مسیح از یهودا که او را بخاطر سی پاره  نقره  به دشمن فروخت بطور طبیعی ناراحت شده ام متنفر نشد و کینه نگرفت و نگذاشت خیانت یهودا اعصابش را بهم بریزد و افکارش را کنترل کند و ازهدفـش باز بماند چـرا ؟ 

✨چون مشغول کار بزرگـتری بود او به "زخـم صلیبی میاندیشید که باعث شـفای تمام دلهای زخمی بشود"  او ضربه یهودا را در برابر زخم صلیب مانند "  گزیدن مورچه ای در برابر نـیـش مـار سـمی" میدانست .

در نـتـیـجه  : 

💫برخورد پیروزمندانه مسیح باعث پشیمانی یهودا شـد هرچند متاسفانه توبه نکرد و ازعذاب وجـدان خود را حلق آویـــز نمود. این شــهادت تاریخ ست همیشه همینطور بوده زیرا که قانون طبیعت ست.

⚡️تمام خنجر هاییکه در تاریکی باغ جتسیمانی از پشت به رفیقان زده میشوند در روشـنایی صبح فردای صلیب کمـانه کــرده و به دل خــود نـارفیـقان میروند. لطفا بخاطـر خیانت دیگران  بخـودت و اطرافیانت و آینده ات خیـانـت نکن و انتقام نارفیقان را از رفیقان نگیر. تو آینده مبارکی در پیش رویت داری .
هرگزنگذار کسیکه امروزت را  خــراب  کرده  فــردایت را  کنترل کنـد آمین. 
 جلیل سپهر

Wednesday, April 8, 2020

چرا صلیب؟

بعضی از ادیان، و عقاید تعصبی آنها باعث جنگ های مذهبی شده و پیروان این مذاهب خود را در راه ایمانشان قربانی می کنند؛ این افراد را شهید می نامند. همینطور که به عنوان مثال در اسلام شهدای بسیاری وجود داشته اند و دارند و خواهند داشت!
در مسیحیت این موضوع کاملاً فرق می کند، مرگ عیسی مسیح روی صلیب یک مرگ شهیدی برای اعتقاد به مذهبش نبود.
مسیح شهید نشد!
اگر اینطور نیست پس چرا مسیح روی صلیب مرد؟
کی مسیح را کشت و چرا؟
عید قیام یکی از بزرگترین عیدهای مسیحیت است. در این عید مرگ مسیح، دفن مسیح و قیام مسیح را مسیحیان در سراسر دنیا جشن می گیرند- نه سوگواری بلکه جشن.
چرا جشن؟
مرکز یا نقطه اصلی مسیحیت این  سه عملکرد عیسی مسیح است: "مرگ او"، "دفن او" و "قیام او".
چرا مرگ مسیح؟
وقتی خدا انسان اولیه (آدم و حوا) را آفرید، خدا نسل بشر را در آدم نهاد، هر تصمیمی که آدم می گرفت تصمیم کل انسانها بحساب می آمد. مثل پدر یک خانواده که تصمیم هایش باعث تأثیر در سرنوشت کل خانواده اش میشود.
آدم تصمیم به گناه گرفت، و از فرمان خدا نااطاعتی کرد. تصمیم آدم بر مبنای کلام شیطان بود. آدم با نااطاعتیش از کلام خدا با شیطان    هم ذات شد. و ذات گناه بوسیله آدم به همه انسانها منتقل شد.
انجیل می فرماید: رومیان 12:5
"گناه به وسیله یک انسان به جهان وارد شد و گناه، مرگ را به همراه آورد. در نتیجه، چون همه گناه کردند مرگ همه را در بر گرفت."
کلمه مرگ در این آیه به معنای جدایی از خدا و هم ذات شدن با ذات شیطانی است. انسانها بوسیله گناه آدم از خدا جدا شدند، و مرگ همه را در بر گرفت. در انجیل از سه نوع مرگ صحبت می شود.
مرگ روحانی : قطع رابطۀ انسان با خدا و هم ذات شدن با شیطان
مرگ جسمانی: قطع رابطۀ روحِ  انسان با نفس و جسمش
مرگ ابدی: قطع رابطۀ انسان با نور و خدا تا به ابد.
هدف تمام مذاهب بجز مسیحیت و یهودیت این است که انسان را با اعمال نیک به خدا نزدیک کنند. رفتار نیک، گفتار نیک و کردار نیک نقطه اصلی تمام مذاهب انسانی است.
در مسیحیت این هدف فرق می کند. ذات گناه و شیطان بوسیله کارهای خوب ما از ما بیرون نمی آید.
خدا بوسیلۀ مسیح، این ذات گناه را از ما گرفت.
به چه طریق؟
"بوسیلۀ تعویض"
خدا بایستی گناهان آدمیان را داوری کند! بخشش گناه یک مسئلۀ بی ارزشی است. اگر خدا گناهان افراد را ببخشد، عدالت خدا زیر سئوال میرود!
مذهب می گوید: "اگر اعمال خوب ما بیشتر از اعمال بد ما باشد خدا ما را میبخشد." مثل این میماند که یک دزد به یک قاضی بگوید: "من چون به افراد فقیر خیلی کمک می کنم دزدی های مرا ببخش؟"
اگر قاضی این کار را انجام دهد، عدالت آن قاضی زیر سئوال میرود! عدالت یعنی مجازات کار بد و پاداش کار خوب. خدا با بخشیدن ذات گناه ما را عوض نمی کند. بخشیدن یک دزد، ذات دزدی او را از او نمی گیرد! پس در عدالت الهی اولین چیزی که بایستی از بین برود ذات گناه است. ذات گناه مثل یک ماشین است که گناه تولید می کند.
خدا این ذات گناه ما را روی مسیح که بی گناه بود گذاشت و جای ما را با او عوض کرد. صلیب جای تعویض ذات است.
 نویسنده: شبان رضا صفا

Tuesday, April 7, 2020

یکشنبه نخل

یکشنبه نخل، یکی از اعیاد مسیحیان است که قبل از یکشنبه عید قیام میباشد. این عید یادآور، ورود پیروزمندانه  عیسی به اورشلیم است که واقعه ی آن در هر چهار انجیل قید شده است، و قبل از دستگیر شدن مسیح در روز پنجشنبه مقدس و مصلوب شدنش در روز جمعه مقدس ( جمعه الصلیب) میباشد. یکشنبه نخل، شروع هفته ی مقدس است.

بسیاری از کلیساها این یکشنبه را یکشنبه رنج می نامند “Passion Sunday” چون آغاز هفته ی مقدس است و تا یک هفته یعنی تا یکشنبه ی عید قیام ادامه دارد. (در این یک هفته بسیاری از مسیحیان روزه می گیرند و به یاد رنج ها و زخم های مسیح، در توبه و دعا خود را وقف خداوند  میکنند.)

در یکشنبه ی نخل، بسیاری از کلیساها، مسیحیان چوب هایی که شبیه نخل شده (یا از درخت نخل آن را بافته اند) را در دست میگیرند و در حیاط کلیسا حرکت میکنند و سرود میخوانند به نشانه و یادآوری روزی که عیسی  سوار بر کره الاغی؛ قدم به اورشلیم گذاشت و مردم در جلوی پاهایش شاخه های نخل را پهن میکردند، نخل که در فرهنگ یهودی و رومی؛ برای پسر پادشاه یا برای خدایان استفاده میشد و مسیح چون پسر خدا و پادشاه اسراییل است، مردم اینکار را بر طبق سنت و هم بر طبق نبوتی که توسط انبیا برای مسیح شده بود؛ انجام میدادند، همینطور رداهایشان را بعنوان احترام، برجلوی پاهای او بر زمین پهن میکردند و این سرود را میخواندند: هوشیانا هوشیانا(متبارک باد) “مبارک است آنکه به نام خداوند می آید..یکشنبه نخل3

همینطور در هر چهار انجیل، قید شده که ورود پیرزمندانه مسیح به اورشلیم یک هفته قبل از قیام او از مردگان انجام شده است. در زکریا باب ۹ آیه ۹ قید شده و پیشگویی شده که:

 “ای قوم من، شادی کنید و از خوشحالی فریاد برآورید، چون پادشاهتان نزد شما میآید! او نجات دهنده ای پیروزمند است و با فروتنی، سوار بر کره الاغی میآید!”

که نمایانگر این است که عیسی، با وجود عصبانیت و حضور اعضای عالی شورای یهود؛ اعلام میکند که پادشاه یهود است. مسیح کره الاغ را بسمت اورشلیم میرانده و مردم شادی کنان و با جشن و سرود او را مشایعت میکردند و بر زیر قدمهایش شاخه های نخل میگذارند و این سرود از مزمور ۱۱۸ آیه ۲۵ و ۲۶ را میسرودند:

“مبارک است آنکه به نام خداوند می آید! از خانه خداوند شما را برکت میدهیم…”

در فرهنگ شرق، کره الاغ نماد حیوانی است که صلح را به همراه دارد، درست برعکس اسب؛ که نماد جنگ است. وقتی مسیح کره الاغ را به سمت اورشلیم می رانده، او میخواسته به این مطلب و موضوع یادآوری کند که او شاهزداه ی صلح است نه پادشاهی خشمگین که خواهان جنگ باشد.

در انجیل لوقا باب ۱۹ آیه ۴۱ تا ۴۴ میخوانیم که وقتی مسیح به اورشلیم نزدیک شده به شهر نگاه کرد و با غم برای اورشلیم گریه کرد وگفت:

“کاش که تو، حتی تو، در این روز تشخیص میدادی که چه چیز برایت صلح و سلامت به ارمغان می آورد. اما افسوس که از چشمانت پنهان گشته است. زمانی خواهد رسید که دشمنانت گرداگرد تو سنگر خواهند ساخت و از هر سو محاصره ات کرده، عرصه را بر تو تنگ خواهند نمود؛ و تو و فرزندانت را در درونت به خاک و خون خواهند کشید. و سنگی بر سنگ بر جا نخواهند گذاشت؛ زیرا از موعد دیدار خداوند با خودت غافل ماندی.”

Friday, April 3, 2020

وقتی وعده ها به تاخیر می افتند

وقتی سرتاسر کتاب مقدس را جستجو می کنیم، نمونه هایی از افرادی را می یابیم که برای درک تاخیرهای خدا دچار کشمکش بودند. برای مثال، انتظار طولانی ابراهیم برای داشتن پسر را در نظر بگیرید. یا سالهای دراز حبس یوسف که قربانی شرایطی بی رحمانه شده بود. یا همچنین، سرنوشت تیره و تار و طولانی موسی در بیابان، پیش از آنکه برای رهایی قومش و هدایت آنان به سوی سرزمین موعود فراخوانده شود. روش تاخیر در زندگی بسیاری از شخصیت های کتاب مقدس به شکلی برجسته نوشته شده، که بارزترین آنان، خداوندگار ماست که سالهای بسیار را در سکوت، در کوچه های تنگ و باریک ناصره سپری فرمود.

وقتی سالها شتابان می گذرند و وعده ای که خدا داده بود، جامه عمل نمی پوشد،زندگی بسیار گیج کننده و بغرنج می گردد. ما به فرصت هایی که از دست رفته اند، می نگریم و فریاد بر می آوریم: 

💥( چرا ؟  چرا ؟  چرا؟  )💥

هنگامی که با وعده ای مواجه می شویم که دچار تاخیر شده، نخستین کاری که باید انجام دهیم، این است که با دقت بررسی کنیم و ببینیم که آیا در همان ابتدا، این وعده از جانب خدا بوده، یا اینکه قربانی فکر و خیال شده ایم.

بسیاری از ایمانداران، کلماتی از کتاب مقدس را که فقط مختص به اشخاص خاصی در کتاب مقدس بوده اند، بر می دارند، آنها را به خودشان نسبت می دهند، و بعد، وقتی آنها تحقق نمی یابند، ناامید و سرخورده می شوند.

پس اطمینان حاصل کنید که نکته مورد نظر، واقعاً وعده روشنی بوده که خدا از کلامش به شما داده است. پس از آنکه از این امر اطمینان یافتید، توجه داشته باشید که خدا انتها را  از آغاز می بیند  و مراقب است که  امور   در وقت درست عملی گردند.
در این مورد، نباید ابهام و مغلطه گویی وجود داشته باشد، زیرا به مجرد اینکه واقعیت زمان بندی کامل خدا را زیر سوال ببریم، ذهن خود را به روی هر نوع شک و تردید باز می کنیم.
البته نمی توانیم مانع ورود شک به ذهن خود گردیم، اما می توانیم مانع سکونت آن شویم.

💥هر وعده ای که خدا به شما داده ( و البته اگر مطمئن هستید که آن یک وعده بوده است)، در این صورت، یقین بدارید که جامه عمل خواهد پوشید. نه همیشه در زمان دلخواه شما، بلکه همیشه در زمان او.

هدایت روح القدس در زندگی پیروان مسیح

 پنطیکاست روز نزول روح القدس مبارک باد در کتاب مقدس نوشته شده است که روح القدس، روح خداست و با خدا یکی می‌باشد. کتاب مقدس به ما می‌آموزد که:...